داستان

child

«درست» يا «نادرست»: قسمت دوم و پایانی

وقتي قدري بزرگتر شدم ديدم تنها ما بچه‌ها نبوديم كه در مدرسه به ‌هم دروغ مي‌ گفتيم، همه مردم از كاسب و مشتري، خريدار و فروشنده، همسايه با همسايه، زن با شوهر، برادر با برادر و خلاصه همه مردم كه آن‌ها هم خودشان را اشرف مخلوقات مي‌ دانند و حس تميـز و تشخيص هم دارند…

pen

«درست» يا «نادرست»

نمي دانم چه كسي براي اولين بار به ‌اين حقيقت تلخ پي برد كه بشر «اشرف مخلوقات» است، چرا كه قدرت تشخيص و تميز دارد و قادر است خوب را از بد تشخيص دهد و دريابد چه چيزي درست و چه چیزی نادرست است. تا آن ‌جا که معلوم شده اين صفت بارز و مهم…

Untitled-1

برگی از دفتر خاطرات چاپ سعدی

در خیابان بوذرجمهری مقابل سقاخانه نوروزخان کوچه باریکی وجود داشت که در اواسط آن بر سر در یکی ازخانه تابلو پهنی دیده می شد و روی آن نوشته شده بود (چاپ سعدی). از در کـه وارد می شدی به حیاط وسیعی می رسیدی با اطاق‌هائی چند در اطراف آن که تعدادی از آن ها مختص…

wheat

داستان کیسه گندم و نیروی جاذبه زمین

در کتابها خوانده ایم که یکی از دانشمندان معروف انگلیس به نام نیوتن روزی زیر درخت سیبی نشسته بود و کتاب میخواند که ناگهان یک سیـب از درخـت جدا شده بر سرش می افتد و همین حادثه باعث می شود تا او به نیروی جاذبه زمین پی ببرد و بعد ها قوانینی مستدل در مورد…

wheat

«پیچ و خم های زندگی»: قسمت سوم و پایانی

براي بهتر كردن جو خانه كه همه را از چشم همسرم مي ديدم چند بار او را براي هوا خوري به مسافرت و حتّي به كربلا و سپس با خودم به مكّه بردم تا شايد جبران گذشته ها گردد ولي همسرم پس از بازگشت از مكّه و يافتن لقب «حاجيه خانم» نه تنها بهتر نشد…

وقتي به راه افتاديم پس از كمي سكوت شروع به صحبت كرد

«پیچ و خم های زندگی»: قسمت دوم

پس از خوردن يك چاي داغ از فلاكس و قدري بيسكويت در زير درختان كنار قهوه خانه سلفچگان و يافتن انرژي بيشتر براي رانندگي چون صحبت هاي دوستم حس كنجكاويم را براي شنيدن بقيّه داستان زندگيش تحريك كرده بود از او خواهش كردم چنان چه اعتراضي ندارد زودتر راه بيفتيم. او خنده اي كـرد و…

وقتي به راه افتاديم پس از كمي سكوت شروع به صحبت كرد

«پیچ و خم های زندگی»: قسمت اول

تصميم داشتم براي خرید یک دستگاه حفاری به همدان بروم. چون از تنها سفر کردن بیزارم بهتر آن ديدم تا از يك دوست قدیمی كه خبره در انجام این گونه معاملات بود دعوت نمايم تا مرا در سفر همراهی کند.  طبق قرار قبلي صبح يكي از روزهاي اوائل تابستان كه هواي خنك صبحگاهي لطافت به…

cave

غار «بوحیره» قسمت سوم و پایانی

این گونه غارهای آهکی درایران بر اتْر نفوذ زه آب ها در درز و شكاف سنگ ها و تجزيه و تخريب آن ها درطول زمان های طولانی به وجود آمده اند. مناظر زيبايي از رنكٌ ها در روی ديوارها و میان درز و شكاف سنگ ها مشاهده مي شد كه همگی حاصل تجزيه و تخريب…

cave

غار «بوحیره» قسمت دوم

يكي از اعضاي گروه كه سرپرستي ما را به عهده داشت پس از مشورت با ساير اعضاء ضمن تشكر از او فوري دعوتش را قبول كرده همگي وسايل خودرا برداشته عازم منزل مالك شديم. دو اطاق بزرگ در منزل مالك يا ارباب كه به شكل قلعه اي در كنار ده قرار داشت در اختيار ما…

cave

غار «بوحیره» – قسمت اول

درميان رشته جبال البرز در شمال ايران و كوه هاي زاگرس در غرب کشورغارهاي كوچك و بزرگي وجود دارند كه بعضي از آن ها مانند غار «علي صدر» در نزديك همدان از شاهكارهاي طبيعت به شمار می رود و زیبائی های آن جلوه گاه جهانگردان خارجي و ايراني مي باشد. در سال 1329 كوهنوردان باشگاه…

yellow

گل زرد درّه: قسمت چهارم و پایانی

  اين بهترين و خوشمزه ترين غذائي بود كه در عمرم خورده بودم، دوستان نيز با ولع خاصّي ته ظروف را نان كشيده خوردند و چند چای پشت آن انرژي از دست رفته را به آن ها باز گرداند. پس از پرداخت صورتحساب قهوه چي براي صبحانه و سكونت شبانه كه بسيار ارزان تمام شد…

yellow

گل زرد درّه: قسمت سوم

حالا با وجود احساس خستگي ازكوهنوردي وپياده روي آن روز چون هم چراغ و هم راهنمائي آشنا به منطقه داشتيم با انرژي باز يافته از اين امر خوشحال و شاد به سوي هدف گام برمي داشتيم. قدري كه از حريم چادرها دور شديم خودرا به «مش موسي» رسانده از او پرسيدم: «آقائي كه ما را…

yellow

گل زرد درّه: قسمت دوم

تاريكي شب چنان سيّال بود كه نور مختصر ستارگان نيز نمي توانست راهنماي حداقلی برای ما باشد، قرار شد يك نفر از افراد گروه درجلو راه را يافته و بقيّه افراد درحالي كه يك دست را با دست دیگری قلاب کرده بودند به دنبال هم حركت نمايند ولي متأسّفانه هنوز چند ده متري بيش نرفته…

yellow

گل زرد درّه: قسمت اول

درحاشيه جنوبي ارتفاعات سر به فلك كشيده البرز و دامنه كوه دماوند درّه هاي زيبا و سرسبزي وجود دارند كه در فصل تابستان ييلاق وچراگاه احشام محلّي است و چون منطقه اي ساكت و آرام با آب و هواي لطيف كوهستاني مي باشد مكان مناسبي براي سكونت تابستاني كساني است كه عاشق شكار و ماهيگيري…

oldman

حاج عباس و پیری

در سال‌های گذشته که هنوز پای تلویزیون و لبتاب و وسائل تصویری به ایران باز نشده بود و مردم شهرها از دیدن برنامه های کمدی جری لوئیز و باب هوپ و…… محروم بودند برای خندیدن و خنداندن خود و دیگران راهی جزگفتن جوک ولودگی و مسخره کردن این و آن نداشتند و از این طریق…

naderi-cafe

سال‌های خوش خیابان ویلا

فصل مشترک داستان زندگی خانواده ما و خانواده آوانسیان در این بود که سال‌های بسیار دور اجداد و نیاکان هر دو خانواده مهاجرانی بودند که از آن سوی رودخانه ارس به ایران آمده بودند. خانواده پدر و مادری من از باکو و نخجوان و خانواده آوانسیان از ایروان یا به قول خودشان یروان. خانواده آوانسیان…

ghanat

«آب انبار»ها، قنوات وچاه‌ها

در صورت وقوع حوادثی ازاین قبیل صاحب خانه مجبور به تخلیه «آب انبار» و تمیز کردن آن می‌ شد. گاهي نيز بچه گربه‌ها برای فرار از آزار‌ بچه‌هاي شيطان خانه از شکاف دریچه ها عبور کرده و براثر غفلت لغزیده به ‌داخل آب سرنگون و خفه مي‌ شدند كه آن‌هم مشكلات فراواني براي ساكنين خانه‌…

ghanat

«آب انبار»ها، قنوات وچاه‌ها: قسمت اول

سال‌ ها قبل كه تهران آب لوله كشي نداشت هر خانه براي خود مخزن آبي جداگانه درست کرده بود كه به ‌آن «آب ‌‌‌‌انبار» مي‌ گفتند.  «آب‌ انبار»ها معمولاً در فصل تابستان از آب رودخانه‌ هاي موجود در اطراف تهران مانند كرج، جاجرود، كن و يا سولقان كه وسيله نهر‌هاي منشعب از آن‌ها به ‌داخل…

market

«Stock Market» يا بازي با پول

ظاهر كـار خيلـي سـاده است. به شما نويد مي دهند كه با سپردن پول خود در اين پورت فوليوها كه از سهام شركت ها و بانك هاي مختلف به وجود آمده سود سرشاري عايدتان خواهد شد و نمودارهاي زيبائي از سود سالانه و يـا طولاني مـدت آن هـا بـه شمـا ارائـه مي دهند كه چطور…