پانزده سال پیش در همین هفته

مطالب زیر  پانزده سال پیش در سلام تورنتوی   شماره 144  (پنجشنبه  11 سپتامبر 2003)  منتشر شد

ملاقات با جعفر پناهی 
پنجشنبه 11 سپتامبر 2003: زهرا ضیایی موید – جعفر پناهی مقابل ورودی هتل دلتا چلسی ایستاده بود که من و لورنس عباسی مسئول روابط عمومی فیلم جدید پناهی به نام «طلای سرخ» با تاکسی رسیدیم تا به اتفاق پناهی به هتل ماریوت خیابان بلور برویم. قرار بود مصاحبه ما در هتل ماریوت انجام شود. 

داخل تاکسی من و پناهی درباره اقامت او در تورنتو، نظرش راجع به فستیوال فیلم تورنتو و فعالیتهای او به عنوان کارگردانی خلاق و هشیار نسبت به مسائل اجتماعی و هنری که فیلم هایش در سطح جهانی شناخته شده است صحبت کردیم.



آگهی

وقتی به مقابل هتل ماریوت رسیدیم، هنوز تاکسی را ترک نکرده بودم که راننده، که او نیز ایرانی بود، از من پرسید: «اسم این آقا چیه؟» 

در پاسخ به او گفتم: «جعفر پناهی» 

با هیجانی که در صدایش موج می زد گفت: «او را می شناسم، فیلمهایش را دیده ام.» 

با خود گفتم: «خیلی از کسانی که فیلمهایش را ندیده اند هم او را می شناسند.» 

در طبقه پنجم هتل، در سوئیت بزرگی، مصاحبه ما انجام شد. 

آقای پناهی در حالی که با آرامش روی مبل نشسته بود چنین شروع کرد: 

«دوازده ساله بودم که برای اولین بار با تلویزیون و سینما آشنا شدم.» 

جعفر پناهی نوجوانی بیش نبود که داستان کوتاهی را در مسابقه یک کتابخانه شرکت داد، داستان او برنده جایزه اول آن مسابقه شد، و همان سبب ورود او به جهان سینما و تلویزیون شد. بعد از چند سال کار کردن به عنوان عکاس و تولیدکننده برنامه های رادیویی، وارد دانشکده سینما و تلویزیون شد و در آنجا درس کارگردانی خواند. 

قبل از آنکه به ساخت فیلم های بلند روی آورد، پناهی چند فیلم کوتاه و نیمه بلند برای تلویزیون های ایران ساخت و به عنوان دستیار کارگردان در فیلم زیر درخت زیتون با عباس کیارستمی همکاری کرد. در پی ساخت اولین فیلم بلندش به نام «بادکنک سفید» نبوغ کارگردانی و استعداد سینمایی او در سطح جهان مورد توجه قرار گرفت. 

بادکنک سفید داستانی است که از چشم کودکان بیان می شود. این فیلم در همان سیاق فیلمهای سینمای ایران در آن زمان ساخته شده بود. در آن هنگام، فیلمسازان ایرانی نگاه به جهان و مسائل آن از چشم کودکان را بهترین راه برای ارائه موضوعات موردنظر خود تشخیص دادند. طرح مسائلی هر چند عمیق و تیره از چشم کودکان، به آنها سادگی و معصومیت و در عین حال جلوه ای خاص می بخشد. 

اگرچه «بادکنک سفید» پناهی با مسائل تکان دهنده اجتماعی روبرو می شود، اما به نحو کامل تیرگی و تلخی زندگی شخصیت های واقعی را به تصویر نمی کشد؛ تیرگی ها و تلخی هایی را که شخصیت های واقعی به طور مداوم، و حتی پس از بسته شدن پرده، با آن روبرو هستند.

اما آنچه که «بادکنک سفید» از پرداختن به آن بازمانده بود، از سوی «طلای سرخ» تعقیب می شود. این آخرین ساخته جعفر پناهی به مسائلی می پردازد که بزرگسالان زحمتکش در جامعه ای که اختلاف طبقاتی در آن فاحش است با آن روبرو هستند. با پرداختن به مسائل بزرگسالان از نگاه بزرگسالان «طلای سرخ» قادر می شود تیرگی ها و تلخی ها را به شیوه ای کاملا شفاف و قوی نشان دهد. با نشان دادن نحوه مبارزه حسین ـ کاراکتر اصلی فیلم ـ علیه بی عدالتی و ریاکاری محیط اطرافش، فیلم توجه هر تماشاچی آگاه به مسائل اجتماعی را جلب می کند.

حسین که پیتزا به خانه مردم می برد، دائما توسط مشتریان ثروتمند تحقیر می شود، و وقتی از ورود او و دوستش علی به یک جواهر فروشی بالای شهر به علت نوع لباس آنها، جلوگیری می کنند، حسین سخت آزرده و شوکه می شود. همین موضوع به یکسری حوادثی منتهی می شود که در پایان به دزدی ناموفق از همین جواهرفروشی منتج می شود. مالک جواهرفروشی کشته می شود و حسین اقدام به خودکشی می کند. تجارب حسین و توانایی پناهی در به تصویر کشیدن آن، بیننده را به داخل خانه هـا و به پشت درهای بسته می برد تا واقعیت زندگی شهری، و بیگانگی ها و نابرابری های آن را بهتر ببینند. 

«طلای سرخ» فیلمی جسورانه و کاملا متفاوت است. اثر برجسته ای است که فصل نوبتی در سینمای ایران باز می کند.

آیا بقیه کارگردانان ایرانی هم راه پناهی را تعقیب خواهند کرد؟ 

به گفته جعفر پناهی، سینمای ایران برای آنکه بتواند تاثیر قوی خود را در سطح بین المللی تداوم بخشد، نیاز به آن دارد که فیلمهایی با حرفهای تازه بسازد، و از راههای مبتکرانه برای بیان آن حرفها سود جوید. 

این دقیقا همان چیزی است که «طلای سرخ» پناهی انجام می دهد. باید منتظر ماند و پیامدهای آن را دید. 

مصاحبه اختصاصی سلام تورنتو با هوارد همپتون رهبر حزب نیودمکرات انتاریو 

پنجشنبه 11 سپتامبر 2003: * هوارد همپتون: خصوصی سازی هایدرو موقوف! 

* همه ساکنان انتاریو باید فرصت مشارکت برابر را در جامعه ما داشته باشند. 

نوجوانان کانادایی و سکس – پنجشنبه 11 سپتامبر 2003: 

پدر و مادرهایی که نگران فرزندان تین ایجر خود هستند شاید با خواندن خبر زیر کمی از نگرانی بیرون آیند. 

تحقیقی که به دستور وزارت بهداشت کانادا انجام شده به نتایج زیر رسیده است. 

پسران نوجوان نسبت به گذشته، دیرتر به سراغ سکس می روند، به عبارت دیگر اولین تجربه کامل سکسی خود 

(Sexual Intercourse) را دیرتر انجام می دهند. همچنین تعداد نوجوانانی که (چه دختر و چه پسر) همزمان دارای چند پارتنر هستند نسبت به گذشته کمتر شده است. 

اما نوجوانانی که سکس دارند، نسبت به نوجوانان سالهای قبل در فواصل کوتاهتری این تجربه را تکرار می کنند و خیلی از آنها اصلا دانش لازم را نسبت به بیماریهای مهلکی همچون ایدز یا دیگر بیماریهای عفونی مقاربتی ندارند. 

«حدود 66 درصد از دانش آموزان سال هفتم و پنجاه درصد از دانش آمـوزان سـال نهـم نمی دانستند که هیچ درمانی برای ایدز و ویروس HIV وجود ندارد.» بدتر از این، حدود 49 درصد از پسران سال 11 و 36 درصد از دختران سال 11 فکر می کرده اند که برای جلوگیری از ایدز واکسن وجود دارد.

حدود 50 درصد از دانش آموزان سال 11 نمی دانستند که انسان ممکن است دچار بیماریهای مقاربتی شود بدون آنکه هیچ نشانه ای از خود بروز دهد. نگران کننده ترین نتیجه این تحقیق آن است که نوجوانان دانش لازم را نسبت به بیماریهای خطرناکی همچون ایدز ندارند. 

در رابطه با حاملگی نوجوانان، 8 درصد دختران سال 11 و 6 درصد دختران سال 9 گزارش داده اند که حامله شده اند که این ارقام هشداردهنده ای است. به گفته محققان این تحقیق، این آمار نشان می دهد که باید همکاری های بیشتری بین مدارس و مراجع بهداشتی کشور صورت پذیرد. 

یکی دیگر از نتایج نگران کننده این بود که هر چه سن نوجوانان بالاتر می رفته، تمایل آنها به استفاده از کاندوم کمتر بوده است.

Loading Facebook Comments ...

اولین نظر دهنده باشید

با یک کلیک در خبـــرنــامه سلام تورنتو عضو شوید!

و داغ ترین اخبار کانادا را سریعا در ایمیلتان دریافت کنید