«گود يخچال» – قسمت اول

در دنیای امروز که در اکثر نقاط کشور حتی روستاهای دوردست يخچال های برقي وجود دارد و مردم می توانند ضمن حفظ و نگهداري مواد غذائي در یخچال از قسمت یخ ساز آن نیز یخ های بلوری به قطعات كوچك و بزرگ تهیه کنند هیچگاه به یاد نمی آورند که در زمان های گذشته برای بدست آوردن یخ در تابستان چه مشکلاتی را بایستی تحمل می نمودند.

در گذشته های دور كه هنوز از کارخانه های برق و شبکه های برق برای عموم در ایران وجود نداشت اغلب مردم با ایجاد آب انبارهای بزرگ در خانه ها و بازارها و اماکن عمومی و ذخیره آب در آن ها از آب خنک استفاده می کردند ولی نظر به این که در تابستان های گرم احتیاج به آب خنک در خانه ها داشتند براي توليد يخ در تابستان ها با ایجاد یخچال از وسائل ابتدائي و نيروهاي طبيعي موجود استفاده مي كردند بدين ترتيب كه با ساختن مراكزي به نام يخچال و استفاده از آب رودخانه ها در سرماي زمستان و جریان باد های موجود براي توليد يخ سود مي بردند.

***



آگهی

در سال های قدیم تعداد زيادي يخچال در نقاط مختلف شهر تهران احداث شده بود كه عمدتاً در حاشيه شهرها و دور از نقاط مسكوني قرار داشتند که با رشد وتوسعه شهرها و ایجاد کارخانه های برق یکی بعد از دیگری از بین رفتند.

ساختمان يخچال ها بدين ترتيب بود كه در قطعه زميني وسيع چند ديوار بلند به ارتفاع ده تا پانزده متر و اغلب به طول يك كيلومتر به موازات يكديگر با خشت و گل مي ساختند. به طور معمول جهت اين ديوارها همگي از شرق به غرب بود زيرا بايستي در مقابل بادهاي سرد زمستاني كه عمدتاً از شمال و ارتفاعات البرز مي وزيد سدي ايجاد نموده و آن ها را به سوي حوضچه هاي پر از آب كه در بين ديوارها احداث می شد هدايت نمايند. عمق حوضچه ها در حدود 60 تا 70 سانتيمتر و عرض آن ها حدود 20 متر بود و توسط مجراهائی كه در پاي هر ديوار ایجاد می کردند با حوضچه هاي ديگر ارتباط می یافتند.

در قسمت انتهائي حوضچه اصلي گودالي عميق و وسيعی حفر مي نمودند تا يخ هاي تهيه شده در شب هاي زمستان را در آن جا جمع آوري و ذخيره نمايند.

در شب هاي سرد زمستان كه اغلب همراه با بادهاي سرد بود سطح آب حوضچه ها در مدت كوتاهي يخ مي زد، كارگراني كه براي جمع آوري يخ، شب ها تا صبح كار مي كردند بلافاصله با چوب های بلندي كه یک سر آن مسلح به چنگک بود يخ ها را شكسته و بوسيله همان چنگک آن ها را از طريق دهانه های باز موجود در پائین ديوارها به حوضچه اصلي هدايت نموده و سپس به داخل گودال جمع آوري يخ ها مي ريختند.

اين كار در شب هاي سرد زمستان چندین بار تا صبح تكرار مي شد و مقادير معتنابهي يخ تهيه و انبار مي گرديد که گاهي ضخامت يخ هاي انبار شده در داخل گودال در طول زمستان به بیش از ده متر مي رسيد.

«گود يخ» يا گودالي كه براي جمع آوري يخ ها مي ساختند معمولاً عمقي درحدود 50 متر داشت كه توسط يك رديف پله با شيبي تند پائين مي رفت، هیچ گونه چراغی برای روشن کردن فضای گودال وجود نداشت وتاریکی محض بر محیط آن حکومت می کرد، در تابستان و هنگام تخلیه و برداشت یخ ها چند منفذ را كه در سقف گودال ایجاد کرده بودند باز می کردند تا با استفاده از نور خورشيد و روشنائی فضای بیرون داخل آن را روشن نمایند تا فضاي داخل گودال قدری روشن شده امکان رفت و آمد را برای استفاده کنندگان از یخ ها و کارگران حمل یخ روشن نماید که البته می شد حدس زد كه اين روشنائي در عمق 50 متري و فضای وسیع داخل گودال نمي تواند راهگشاي افرادي باشد كه از تنها پله گود بالا يا پائين مي رفتند.

كارگران و افرادي كه براي حمل يخ به داخل گود رفت و آمد داشتند تنها پس از مدتي چشمشان به تاريكي موجود عادت مي كرد و مي توانستند اطراف خود را به قدر احتياج ديده و كار خود را انجام دهند ولی برای افرادی که به تنهائی برای تهیه یخ داخل گود می رفتند و چشمشان به تاریکی داخل گود عادت نداشت امکان خطر همیشه وجود داشت به همین جهت کارگرانی که مشغول شکستن یخ ها و حمل آن بودند مرتـب بـا فریاد به دیگران هشدار می دادند.

تنها یک ردیف پله برای رفت و آمد به داخل گود وجود داشت که عرض آن ها كم و سطح افقی آن باریک بود وچون برای ایجاد آن از آجر و وسائل فلزی استفاده نکرده بودند بسیار لیز و لغزنده بود و تنها برای جلوگیری از لغزش افراد از وجود حصیر استفاده می کردند که متاسفانه آن هم براثر رفت و آمد زیاد اغلب از بین رفته و لغزنده می شد.

سقوط تا انتهاي گود و مصدوم شدن از جمله خطراتی بود که اغلب برای کارگران و افراد متفرقـه پیـش مـی آمـد چون سقوط هر فرد مي توانست باعث سقوط یک یا چند فرد ديگر از افراد حاضر در روی پله ها باشد.

برودت هوا در داخل گود بسيار زياد بود و افرادي كـه بـه انتهـاي گود براي آوردن يخ مي رفتند لازم بود تا خود را خوب بپوشانند زيرا در غير اين صورت نمي توانستند بيش از چند لحظه در آن جا دوام بياورند.

كارگراني كه در گود کار مي كردند لباس هائي گرم در بر و گالش هاي لاستيكي به پا داشتند و بر روي شانه هايشـان نيـز قطعـه لاستيكـي می انداختند تا براثر تماس دائم با گوني هاي يخ لباسشان مرطوب و خيس نشود.

Loading Facebook Comments ...

اولین نظر دهنده باشید