Javanan Zire Aftab

قسمت بیست و چهارم: پیشاهنگی

عباس مرغی با آفتابه مسی کف بازارچه آب پاشید. مشد احمد به سر و گوش خرش دست کشید. بروجردی گونی گل گاوزبون بیرون گذاشت. صمد شاگرد حاج میتی با الک از نخودا پوست گرفت. ناصر سلمونی رادیوی آلمانیشو روشن کرد. دلکش ابوعطا می خوونه: سحر که از کوه بلند جام طلا سر میزنه بیا بریم…

قسمت بیست وسوم: آذر و دارا

عباس مرغی با آفتابه مسی کف بازارچه آب پاشید. مشد احمد به سر و گوش خرش دست کشید. بروجردی گونی گل گاوزبون بیرون گذاشت. صمد شاگرد حاج میتی با الک از نخودا پوست گرفت. ناصر سلمونی رادیوی آلمانیشو روشن کرد. دلکش ابوعطا می خوونه: سحر که از کوه بلند جام طلا سر میزنه بیا بریم…

قسمت بیست و یکم: کوچه میزمحمود وزیر

عباس مرغی با آفتابه مسی کف بازارچه آب پاشید. مشد احمد به سر و گوش خرش دست کشید. بروجردی گونی گل گاوزبون بیرون گذاشت. صمد شاگرد حاج میتی با الک از نخودا پوست گرفت. ناصر سلمونی رادیوی آلمانیشو روشن کرد. دلکش ابوعطا می خوونه: سحر که از کوه بلند جام طلا سر میزنه بیا بریم…

قسمت بیستم: اطلاعات کودکان

عباس مرغی با آفتابه مسی کف بازارچه آب پاشید. مشد احمد به سر و گوش خرش دست کشید. بروجردی گونی گل گاوزبون بیرون گذاشت. صمد شاگرد حاج میتی با الک از نخودا پوست گرفت. ناصر سلمونی رادیوی آلمانیشو روشن کرد. دلکش ابوعطا می خوونه: سحر که از کوه بلند جام طلا سر میزنه بیا بریم…

قسمت نوزدهم: … خمره و طغار

عباس مرغی با آفتابه مسی کف بازارچه آب پاشید. مشد احمد به سر و گوش خرش دست کشید. بروجردی گونی گل گاوزبون بیرون گذاشت. صمد شاگرد حاج میتی با الک از نخودا پوست گرفت. ناصر سلمونی رادیوی آلمانی رو روشن کرد. دلکش ابوعطا می خوونه: سحر که از کوه بلند جام طلا سر میزنه بیا…

قسمت هجدهم: بازارچه حموم نواب

عباس مرغی با آفتابه مسی کف بازارچه رو آب پاشید. مشد احمد به سر و گوش خرش دست کشید. بروجردی گونی گل گاوزبونو بیرون گذاشت. صمد شاگرد حاج میتی با الک از نخودا پوست گرفت. ناصر سلمونی رادیوی آلمانی رو روشن کرد. دلکش ابوعطا می خوونه: سحر که از کوه بلند جام طلا سر میزنه…

قسمت هفدهم: کوچه مدرسه پارس

جوانان زیر آفتاب! یادتان می آید؟ زری دختر همسایه با بازوان لختش… مینو خواهر رضا با آن بینی قلمی و موهای صاف… نصراله هر روز در اتوبوس کافکا و آلبرکامو میخواند… در سـرای مشیر بوی هل و گلاب می آمد… کیهان علت مرگ تختی را خودکشی اعلام کرد… علمیه و فیروز بهرام… آهوی کوهی در…

قسمت شانزدهم: هُمـا

جوانان زیر آفتاب! یادتان می آید؟ زری دختر همسایه با بازوان لختش… مینو خواهر رضا با آن بینی قلمی و موهای صاف… نصراله هر روز در اتوبوس کافکا و آلبرکامو میخواند… در سـرای مشیر بوی هل و گلاب می آمد… کیهان علت مرگ تختی را خودکشی اعلام کرد… علمیه و فیروز بهرام… آهوی کوهی در…

قسمت پانزدهم: اولین ملاقات با مرگ

جوانان زیر آفتاب! یادتان می آید؟ زری دختر همسایه با بازوان لختش… مینو خواهر رضا با آن بینی قلمی و موهای صاف… نصراله هر روز در اتوبوس کافکا و آلبرکامو میخواند… در سـرای مشیر بوی هل و گلاب می آمد… کیهان علت مرگ تختی را خودکشی اعلام کرد… علمیه و فیروز بهرام… آهوی کوهی در…

قسمت چهاردهم: پدر

جوانان زیر آفتاب! یادتان می آید؟ زری دختر همسایه با بازوان لختش… مینو خواهر رضا با آن بینی قلمی و موهای صاف… نصراله هر روز در اتوبوس کافکا و آلبرکامو میخواند… در سـرای مشیر بوی هل و گلاب می آمد… کیهان علت مرگ تختی را خودکشی اعلام کرد… علمیه و فیروز بهرام… آهوی کوهی در…

قسمت سیزدهم: ژورژت

جوانان زیر آفتاب! یادتان می آید؟ زری دختر همسایه با بازوان لختش… مینو خواهر رضا با آن بینی قلمی و موهای صاف… نصراله هر روز در اتوبوس کافکا و آلبرکامو میخواند… در سـرای مشیر بوی هل و گلاب می آمد… کیهان علت مرگ تختی را خودکشی اعلام کرد… علمیه و فیروز بهرام… آهوی کوهی در…

قسمت دوازدهم: فلور خانوم

جوانان زیر آفتاب! یادتان می آید؟ زری دختر همسایه با بازوان لختش… مینو خواهر رضا با آن بینی قلمی و موهای صاف… نصراله هر روز در اتوبوس کافکا و آلبرکامو میخواند… در سـرای مشیر بوی هل و گلاب می آمد… کیهان علت مرگ تختی را خودکشی اعلام کرد… علمیه و فیروز بهرام… آهوی کوهی در…

قسمت یازدهم: میدون حسن آباد

داستان جوانان زیر آفتاب را از ابتدای دهه 1330 (دهه 1950) شروع کردیم تا ببینیم قبل از پا به دنیا نهادن این نسل، اوضاع و احوال مملکت ایران به چه گونه بود و مردم به چه کار بودند. دو شاهد داستان ما، بید مجنون و بهار نارنج، حین گردش و چرخش در مرکز تهران، در…

1ـ حاج حسین عَلَم 2ـ طاهر حاج رضایی 3ـ شعبان جعفری 4ـ حسین مهدی قصاب 5ـ طبیب حاج رضایی 6ـ اکبر حاج رضایی 7ـ سیداکبر خَراط

قسمت دهم: شعبون

داستان «جوانان زیر آفتاب» را از ابتدای دهه 1330 (دهه 1950) شروع کردیم تا ببینیم قبل از پا به دنیا نهادن این نسل، اوضاع و احوال مملکت ایران به چه گونه بود و مردم به چه کار بودند. دو شاهد داستان ما، بید مجنون و بهار نارنج، حین گردش در مرکز تهران، در لاله زار…

قسمت نهم: کرمیت روزولت

داستان جوانان زیر آفتاب را از ابتدای دهه 1330 (دهه 1950) شروع کردیم تا ببینیم قبل از پا به دنیا نهادن این نسل، اوضاع و احوال مملکت ایران به چه گونه بود و مردم به چه کار بودند. دو شاهد داستان ما، بید مجنون و بهار نارنج، حین گردش و چرخش در مرکز تهران، در…

قسمت هشتم: سه میهمانی

داستان جوانان زیر آفتاب را از ابتدای دهه 1330 (دهه 1950) شروع کردیم تا ببینیم قبل از پا به دنیا نهادن این نسل، اوضاع و احوال مملکت ایران به چه گونه بود و مردم به چه کار بودند. دو شاهد داستان ما، بید مجنون و بهار نارنج، حین گردش و چرخش در مرکز تهران، در…

قسمت هفتم: تلگراف به لندن

داستان جوانان زیر آفتاب را از ابتدای دهه 1330 (دهه 1950) شروع کردیم تا ببینیم قبل از پا به دنیا نهادن این نسل، اوضاع و احوال مملکت ایران به چه گونه بود و مردم به چه کار بودند. گفتیم که مصدق با رای مجلس نخست وزیر شد، و او ملی شدن صنعت نفت را اعلام…

قسمت ششم: سی تیر

داستان جوانان زیر آفتاب را از ابتدای دهه 1330 (دهه 1950) شروع کردیم تا ببینیم قبل از پا به دنیا نهادن این نسل، اوضاع و احوال مملکت ایران به چه گونه بود و مردم به چه کار بودند. گفتیم که مصدق با رای مجلس نخست وزیر شده، و او ملی شدن صنعت نفت را اعلام…

قسمت پنجم: میدان بهارستان

داستان جوانان زیر آفتاب را از ابتدای دهه 1330 (دهه 1950) شروع کردیم تا ببینیم قبل از پا به دنیا نهادن این نسل، اوضاع و احوال مملکت ایران به چه گونه بود و مردم به چه کار بودند. گفتیم که مصدق با رای مجلس نخست وزیر شده، و او ملی شدن صنعت نفت را اعلام…