داستان

قسمت یازدهم: میدون حسن آباد

داستان جوانان زیر آفتاب را از ابتدای دهه 1330 (دهه 1950) شروع کردیم تا ببینیم قبل از پا به دنیا نهادن این نسل، اوضاع و احوال مملکت ایران به چه گونه بود و مردم به چه کار بودند. دو شاهد داستان ما، بید مجنون و بهار نارنج، حین گردش و...

قسمت نهم: کرمیت روزولت

داستان جوانان زیر آفتاب را از ابتدای دهه 1330 (دهه 1950) شروع کردیم تا ببینیم قبل از پا به دنیا نهادن این نسل، اوضاع و احوال مملکت ایران به چه گونه بود و مردم به چه کار بودند. دو شاهد داستان ما، بید مجنون و بهار نارنج، حین گردش و...

قسمت هفتم: تلگراف به لندن

داستان جوانان زیر آفتاب را از ابتدای دهه 1330 (دهه 1950) شروع کردیم تا ببینیم قبل از پا به دنیا نهادن این نسل، اوضاع و احوال مملکت ایران به چه گونه بود و مردم به چه کار بودند. گفتیم که مصدق با رای مجلس نخست وزیر شد، و او ملی شدن...

قسمت ششم: سی تیر

داستان جوانان زیر آفتاب را از ابتدای دهه 1330 (دهه 1950) شروع کردیم تا ببینیم قبل از پا به دنیا نهادن این نسل، اوضاع و احوال مملکت ایران به چه گونه بود و مردم به چه کار بودند. گفتیم که مصدق با رای مجلس نخست وزیر شده، و او ملی شدن...

قسمت پنجم: میدان بهارستان

داستان جوانان زیر آفتاب را از ابتدای دهه 1330 (دهه 1950) شروع کردیم تا ببینیم قبل از پا به دنیا نهادن این نسل، اوضاع و احوال مملکت ایران به چه گونه بود و مردم به چه کار بودند. گفتیم که مصدق با رای مجلس نخست وزیر شده، و او ملی شدن...

قسمت چهارم: کافه نادری

داستان جوانان زیر آفتاب را از ابتدای دهه 1330 (دهه 1950) شروع کردیم تا ببینیم قبل از پا به دنیا نهادن این نسل، اوضاع و احوال مملکت ایران به چه گونه بود و مردم به چه کار بودند. گفتیم که مصدق با رای مجلس نخست وزیر شده، و او ملی شدن...

انگشتری در آبراهه

به قلم نویسنده ساکن کانادا محمد سطوت جرج خسته از کار روزانه با سرعت به سمت ایستگاه اتوبوس میرفت. او هر شب دقایقی چند قبل از ساعت دوازده محل کار خودرا ترک میکرد تا با اتوبوسی که رأس ساعت دوازده به ایستگاه میرسید خود را به...

شوق زندگی

داستان کوتاه به قلم نویسنده ساکن کانادا محمد سطوت از همان‌وقتی که سر از تخم بیرون آورد دلبسته و وابسته او شدم. ساعت‌ها ناظر تلاش بدون وقفه اش بودم که سعی می‌کرد خود را از زندانی که رابطه او را با دنیای آزاد قطع مینمود...

قسمت سوم: امیـد

و این داستان نسل ماست، نسلی که در دهه 1330 به دنیا آمد؛ دهه ملی شدن نفت در ایران و دولت دمکراتیک دکتر محمد مصدق، دهه مرگ استالین و کودتای 28 مرداد، دهه مک کارتیزم، دهه کتاب شکست ناپذیر آرتور میلر و رقص راک ـ اندـ رول الویس...

کوچکِ خانه

به قلم نویسنده ساکن کانادا محمد سطوت تازه مادر سفره غذا را پهن کرده بود که علی بزرگترین برادرم داد زد: «حسین، کوزه را آب کردی».دلم از گرسنگی ریسه می رفت، خودم را آماده کرده بودم تا مثل همه سر سفره بنشینم که با نعره داداش...

قسمت دوم: صبح می دمد

بالا پشت بوم، کوچه چاپخونه، مادر جوون و حامله، رختها روی بند، خورشید خانم، وسط آسمون آبی تهرون، لبخند زنون. حیاط همسایه، دیگ غذا، رو آجرا، عطر پلو توی هوا. خونه بغلی، لحافدوزی، یه نفر داره تار میزنه، ریتم خوشی توی هوا...

قسمت اول: زیر آسمان کبود

این داستان نسل ما است، نسلی که در دهه 1330 به دنیا آمد؛ دهه ملی شدن نفت در ایران و دولت دمکراتیک دکتر محمد مصدق، دهه مرگ استالین و کودتای 28 مرداد، دهه مک کارتیزم، دهه کتاب شکست ناپذیر آرتور میلر و رقص راک ـ اندـ رول الویس...