avatar

محمد سطوت

داستان کوتاه: چمدانی با طناب زرد – ۲

دوباره وضع خودمان را توضيح دادم ولي او با ناباوري پرسيد: «اگر به ‌شما اجازه ورود داده بودند بايد در پاسپورتتان مهر مي ‌زدند در صورتي ‌كه من مهری در پاسپورت های شما نمي بينم» و چون نهايتاً دلايل ما را قانع كننده ندانست با اين جرم كه غير قانوني وارد خاك ايتاليا شده‌ايم همگي…

داستان کوتاه: چمدانی با طناب زرد – 1

سالن فرودگاه استانبول از مسافريني كه بليط در دست هراسان و نگران به ‌دنبال گيشه پرواز خود مي ‌گشتند موج مي ‌زد. با هر مسافر كوهي از چمدان در ارابه‌هاي دستي به ‌اين ‌طرف و آن ‌طرف كشيده مي ‌شد. هركدام از مسافرین سعي مي‌ كردند زودتر خود را به صفی که مقابل گيشه مورد…