avatar

دیگر

hajiagha

حاجی آقا – ۱۹

حاجی رنگش کبود شده بود و ماتش زده بود، به طوری که درد ناخوشی را حس نمی کرد. منادی الحق بلند شد و در کوچه را به هم زد و رفت. حاجی با صدای خفه ای گفت: آهای مراد، هوار، به دادم برسید. مثل این بود که انعکاس صدای خودش را شنید. همه جا ساکت…

BookCover

از آن دیار در این دیار

خاطرات کرسی گذاشتن کرسی میزی بزرگ و چهارگوش است که پایه‌های کوتاهی دارد. کرسی باید متناسب با اندازه‌ی اتاق باشد. به صورتی که وقتی کرسی را در اتاق می‌گذاریم، تکیه‌گاه ما دیوارهای اتاق باشد. روی کرسی یک لحاف هم می‌گذارند. لحاف کرسی ما آنقدر بزرگ بود که همه جای کرسی را می‌پوشاند. شستن این لحاف…

BookCover

از آن دیار در این دیار

نوروز در آلپ  در سالهای ۱۹۳۹جهت گذراندن دوره مربی گری اسکی با یک تیم شش نفره به کشور سوییس اعزام شدم. جوانی قدرتمند و شاداب بودم با دنیایی پراز شور و هیجان. در شهری به نام «انرمات» جهت گذراندن کلاسهای مخصوص مستقر شدیم. ایام ژانویه بود و برنامه ها بسیار سخت و فشرده بود. از…

haji

حاجی آقا– ۱۸

حاجی این جمله را با لحن اندوهناکی گفت بعد دست کرد ساعت طلای بزرگی را از جیب جلذقه اش درآورد و نگاه کرد و گفت: مراد! مراد (از توی دالان آمد): بله قربان. ـ الان میری دنبال حجت الشریعه، من کار واجبی باهاش دارم، هر جا بود، پیداش کن و بیارش! ـ چشم! مراد به…

daughter

از آن دیار در این دیار

نجوا با مادر  مادر دوستت دارم من عمق نگاه مادرم را می خواندم او با نگاهش عشق می ورزید بوسه ای بر چشمانش زدم طعم اشکش برلبهایم نشست چه شیرین بود نگاهش احساس آرامی داشت آرامشش را به جان خریدم گفتم: مادر دلم میخواهد گرد پیری را از چهره قشنگت بزدایم گونه های به رنگ…

haji

حاجی آقا– ۱۸

حاجی (با قیافه گرفته): آقای خیزران نژاد، خیلی تند نرید! از آن علاقه ای است که به شما دارم. شما جوان و پرحرارت هستید. من هم روزی از این حرفها می زدم. من خودم فرزند انقلابم، دوره مشروطه من یکی از سر جنبانان بودم. ستارخان و باقرخان را کی به تهران آورد؟ من خودم تخم…

BookCover

از آن دیار در این دیار

دسته گل شوکت خانم  سال ۱۳۴۳، من در یکی از شهرهای استان چهارمحال و بختیاری مدرس فیزیک بودم. در همین سال هم ازدواج کردم و به همراه همسرم خانه ای در شهر بروجن اجاره کردیم.من در دبیرستان شهاب بروجن فیزیک درس می دادم و همسرم در دبیرستان دخترانه ژاله ادبیات فارسی تدریس می کرد. خانمی…

Haji

حاجی آقا – ۱۷

(حاجی به صحبت هایش ادامه می دهد): اوف، اوف، خب، آلمان برای یک منظور و حقیقت عالی می جنگه، اما یکی نیست بپرسه اینها برای چی می جنگند؟ همه اش میگند کارگر و این بیچاره ها را به کشتن میدند. من اصلا دستم نمک نداره، برید از رعیت ها بپرسیـد! آنقدر که من با آنها…

haji

حاجی آقا– ۱۶

(ادامه صحبت های دوام الوزاره): خیلی چیزهای دیگر هم می گفت که: «این جا وطن دزدها و قاچاقچی ها و زندان مردمانش است. هر چه این مادر مرده میهن را بزک بکنند و سرخاب سفیداب بمالند و توی بغل یک آلکاپون بیاندازند، دیگر فایده ندارد؛ چون علائم تعفن و تجزیه از سر و رویش می…

schedual

برنامه ریزی بلندمدت برای پیشبرد اهداف سازمان زنان اونتاریو

در روز ۲۵ نوامبر ۲۰۱۷ میلادی، سازمان زنان اونتاریو، از اعضای جامعه ایرانی دعوت به گردهمایی برای نظر خواهی در مورد نیازهای آنها و جامعه ایرانی نمود. هدف از این گردهمایی تحقیق و جمع آوری اطلاعات علمی و طبقه بندی آنها، برای برنامه ریزی استراتژیک بلند مدت سازمان بوده است. در این گردهمایی، ۶۵ شرکت…

جشن پیروان آئین مهر، جشن اقوام آریایی، جشن میترا، جشن رومیان، 
جشنی همزمان با شب تولد حضرت مسیح، جشن خوردن  و نوشیدن و شادی و...

شب یلدا شب تولد خورشید

یلدا و مراسمی که در نخستین شب زمستان و بلندترین شب سال برپا می کنند، سابقه ای بسیار دراز دارد. رسم ویژه آریایی هاست که بخصوص پیروان آیین مهر، هزاران سال است در ایران زمین برپا می دارند. شب یلدا، شب زایش و تولد مهر است که به یادگار آن جشن گرفتـه مـی شود. ریشه…

BookCover

از آن دیار در این دیار

شب چله  این قصه چله است از زبان پدر من. این را در نظر داشته باشید که این قصه احتمالا آمیخته شده با جغرافیای منطقه لنجان و مناطق اطراف که پر از کوه و گردنه است. این چله که آخر پاییزه در واقع چله بزرگه است. یک چله هم بعد از این هست که چهل…

Historic Main Street Newmarket

بازار املاک در نیومارکت

نیومارکت  یکی از شهرکهای تورنتوی بزرگ  است با جمعیت تقریبی   84 هزار نفر.  طبق گزارش مجله  Money Sense با عنوان «بهترین محلهای زندگی در کانادا»، نیومارکت در سال 2013   در مقام دهمین شهر از دویست شهر کانادا قرار گرفت، و در سال 2016  در جدول «بهترین کامیونیتی ها»،  مقام 25 را در میان  210 کامیونیتی  کانادا…

haji

حاجی آقا – ۱۴

«حاجی آقا» از مشهورترین آثار نویسنده شهیر ایرانی صادق هدایت است. چاپ و انتشار این اثر معمولا در ایران ممنوع و یا بسیار سخت بوده. هدایت در این اثر، داستان کسانی را تعریف می کند که برای رسیدن به خواسته های خـود پـا بـر روی ارزش هـای اخلاقـی و اجتماعـی می گذارند، اما در ظاهر…

BookCover

از آن دیار در این دیار

تنهایی و تکنولوژی  بعد از جنگ جهانی دوم، من در انزلی مدرسه می رفتم و تمام آرزوی من این بود که معلم بشوم. پدرم برای من که خواهر بزرگتر بودم یک چرخ خیاطی خرید تا برای برادرانم پیراهن مردانه بدوزم. من برای اینکه پدرم را راضی کنم، خیاطی را نزد یک خانم خیاط یاد گرفتم….

coin

قسط بندی مهریه در طلاق توافقی چگونه است؟

سلام تورنتو: مهاجران جدیدی که در کشور زادگاهشان ازدواج کرده اند برای مسائلی همچون طلاق، شرایط خاصی دارند. مهاجران جدید ایرانی تبار نیز که در ایران ازدواج کرده اند از این مقوله مستثنی نیستند. آن دسته از زن و شوهرهای ایرانی تبار که از هم طلاق می گیرند در مورد نحوه به اجرا درآوردن طلاق…

book1

حاجی آقا – ۱۵

(ادامه صحبت ها در هشتی خانه حاجی): ـ برای ما چه فرقی می کنه، ما که اسکناس نگه نمی داریم، وانگهی زمان رضاشاه هم بیلان بانک چهار مرتبه عوض می شد. ـ این قائد عظیم الشان که همه هستی مملکت را بالا کشید، جواهرات سلطنتی را دزدید و عتیقه ها را با خودش برد، حالا…

war

از آن دیار در این دیار

آغاز جنگ جهانی دوم کلاس دوم دبستان که در حوالی انزلی زندگی می کردیم، متوجه شدم در خانه ما زمزمه ای از شروع جنگ هست. در آن زمان هیچ رسانه ای به شکل امروزی و به صورت عمومی و قابل دسترس بخصوص در شهرستانها وجود نداشت. نه رادیو نه تلویزیون و نه حتی تلفن و…

از آن دیار در این دیار

داستان مرگ پدرم  در سن نوجوانی، دختری بودم درشت هیکل با موهای فرفری. منزل ما شبیه منزل سریال قمرخانم بود. یک حیاط بزرگ با تعداد زیادی اتاق دورتا دور حیاط. مادرم چند تا از این اتاقها را اجاره داده بود. یکی از این اتاقها را به مادر و پسری که از شهرستان آمده بودند، اجاره…

hajiagha

حاجی آقا – ۱۳

(ادامه قسمت قبل، حاجی همچنان از درد بواسیر رنج می برد): اگر این کار را با مهارت انجام بدید، من مطمئنم که معامله سر می گیره، و همان روز عصر پانصد تومن را بنگی خواهم کرد، اوف، اوف! گل و بلبل که تا حدی حاجی را می شناخت، تعجب کرد که کار او تا این…