Salam Toronto

June 21, 2018 Salam Toronto Weekly 60 1397 خرداد 31 پنجشنبه ها قبل كه تهران آب لوله كشي نداشت ‌ سال هر خانه براي خود مخزن آبي جداگانه درست گفتند. ‌ انبار» مي ‌ آن «آب ‌ کرده بود كه به انبار»ها معمولاً در فصل تابستان از آب ‌ «آب هاي موجود در اطراف تهران مانند ‌ رودخانه كرج، جاجرود، كن و يا سولقان كه وسيله داخل شهر تهران ‌ ها به ‌ هاي منشعب از آن ‌ نهر گرفتند. ‌ شد، آب می ‌ و محلاّت آن هدايت می بزرگي و كوچكي «آب انبار»ها، ذخيره ‌ نسبت به توانست آب مصرفي ساكنين ‌ ها مي ‌ آب درآن را از سه تا ششماه تأمين كند. برای ذخيره ‌ خانه آب بیشتر در «آب انبار»ها معمولاً اغلب برعمق افزودند. ‌ می ‌ آن كه در زمستان و هنگام سرما و ‌ جائي ‌ از آن ها ‌ ها از طريق نهر ‌ يخبندان انتقال آب رودخانه كه معمولاً مملو از برف و يخ بود مشكلات كرد لذا ‌ فراواني براي ذخيره كنندگان ايجاد مي ها سعي داشتند قبل از فصل سرما ‌ ساكنين خانه و زمستان «آب انبار»هاي خودرا پر كنند تا در زده ‌ استفاده از نهرهاي يخ ‌ آن فصل احتياجي به و قبول مشكلات حاصل از آن نباشند. ضمناً براي برداشت هر روزه از « آب انبار» و راهروئي ‌ جلوگيري از آلوده شدن در كنار آن ساختند و درانتهاي آن قدري بالاتر ‌ شيب دار مي از كف «آب انبار»، شير آبي نصب می کردند. نسبت عمق «آب ‌ شماری پلّه ـ به ‌ تعداد بی انبار» ـ كار عبور و مرور برداشت کنندگان كرد. چون اين ‌ پائين آسان مي ‌ را از بالا به ‌ آب رسيدند ‌ راهروها در انتها به پاي شير آب مي گفتند. ‌ آن «پاشير» مي ‌ اهالی اصطلاحاً به هاي نامبرده ‌ كه مقدار آب رودخانه ‌ اين ‌ نظر به خصوص در فصل تابستان كاهش ‌ در بالا به يافت و آب موجود ظرفيّت تغذیه همزمان ‌ مي تمام نهرها را نداشت و محلاّت شهر را توأماً نوبت ‌ ها را به ‌ کرد لذا آب رودخانه ‌ سيراب نمی ادامه هفته آینده نهرهاي انشعابی هدايت و در اختيار ساكنين ‌ به فراخور ‌ دادند تا هر كس به ‌ ها قرار می ‌ خانه وسعت «آب انبار»ش از آب نهرها استفاده كند. معمولا» ساكنين شرق و جنوب تهران از رودخانه جاجرود و ساكنين شمال وغرب و هاي كرج و ‌ غربي تهران از آب رودخانه ‌ جنوب شدند. ‌ كن و سولقان تغذيه مي هاي ‌ كار معمولاً وسيله شهرداري ‌ ترتيب اين شد و براي ‌ نام «برزن ناحيه» داده مي ‌ محلاّت به نام «ميرآب» انتخاب مي ‌ هر محلّه مأموري به را ‌ كردند كه كار هدايت و تقسيم عادلانه آب ‌ انجام ‌ هاي مردم به ‌ بين نواحي مختلف و خانه رساند. برای جلوگیری از كشمكش و ‌ می گاه حاضر به ‌ ها كه گه ‌ برخورد ساكنين خانه ها لازم ‌ رعایت نوبت خود نبودند وجود میرآب ‌ و ضروری بود. ساكنين منازل درعينحال برايشستشوي دست چنين آبياري ‌ و صورت ونيز ظروف غذا و هم طور كلّي مصارف ‌ هاي خود و به ‌ باغ و باغچه اي در ميان ‌ غير آشاميدني داراي مخزن جداگانه نام «حوض» و يا «حوضچه» ‌ حياط منازل به بودند كه هنگام نوبت آب محل و پر نمودن كردند. ‌ انبار»ها حوض ها را نيز پر مي ‌ «آب نام ‌ هاي كوچكي به ‌ راهه ‌ ها آب ‌ در اطرافحوض هاي ‌ «پاشويه» وجود داشت كه كار هدايت آب ‌ زائد و مصرفشده را از طريق مجرايخروجي به داد. ‌ هاي فاضلاب انجام مي ‌ داخل چاه هاي اعياني كه داراي باغ ‌ در بعضي از خانه هاي وسيعي بودند اغلب با نصب ‌ و باغچه ای نیز در ‌ های کوچک، فوّاره ‌ موتورپمپ ميان حوض برقرار و با اضافه کردن تعدادي هاي قرمز و الوان در حوض، زيبائي ‌ ماهي دادند. ‌ محيط خانه مي ‌ خاصّي به گاهي نيز چند تخت چوبي در اطراف حوض هاي ‌ دادند تا هنگام غروب و يا شب ‌ جاي مي مهتابي و پرستاره محيط مصفّائي براي استراحت ساكنين خانه و يا پذيرائي از دوستان ومهمانان خود فراهم آورند. اين ترتيب ‌ ها و محلاّت به ‌ خانه ‌ توزيع آب به ‌ بار «ميرآب» هر محلّه به ‌ بود كه هر دوماه يك داد كه درروز و ساعت معین ‌ ها اطّلاع مي ‌ خانه ها است و بايستي خود را ‌ نوبت آب محلّه آن آماده دريافت آن نمائيد. ها ‌ گرديد تا ساكنين خانه ‌ اين اخطار سبب مي از زمان دریافت آب مطلع شده وبا همكاري هاي ‌ خانه ‌ يكديگر مجراي نهرهاي منتهي به داخل منازل و ‌ را به ‌ هاي آن ‌ خود و ورودي ها از خس و خاشاك و مواد اضافي ‌ حوضچه خالي و تميز نمايند. ضمناً «مير‏آب» نيز درتمام ها جريان داشت ـ معمولاً ‌ مدّت كه آب در نهر كردند تا هم ‌ كار انتخاب مي ‌ ها را براي اين ‌ شب مردان در خانه باشند و در امر آبگيري كمك دليل خواب بودن ساكنين ساير ‌ كنند و هم به ها ‌ ها قرار داشتند آب ‌ محلاّت كه در مسير نهر گردد ـ در تمام این مدت میراب ‌ كمتر آلوده كرد تا ‌ خود شخصاً طول مسير را كنترل مي ضمن پاك کردن آن از مواد اضافي كه امكان داشت سبب بسته شدن مجراي آب و هرز رفتن آن شود مواظبت نمايد تا كساني خارج از نوبت ها استفاده ننمايند. ‌ از آب نهر طوري كه اشاره شد هر «آب انبار» مصرف ‌ به كرد ‌ سه تا شش ماه ساكنين خانه ها را تأمين مي افتاد تا آب ‌ ولي گاهي اوقات حوادثي اتفاق می ذخيره شده آلوده و متعفن و غير قابل استفاده شدند ‌ حال ساكنين خانه مجبور مي ‌ گردد دراین «آب انبار» را تخليه و تميز كرده منتظر نوبت را پر نمايند و تا ‌ بعدي آب باشند تا دوباره آن موقع آب مصرفي خودرا از خانه همسايگان ‌ آن کردند. ‌ تأمين می انبار»ها ‌ براي رسیدگی به وضع آب در «آب معمولا» دریچه ای در بالای آن مشرف به حیاط خانه درست می کردند تا ضمن بازدید و کنترل سطح آب ذخیره شده درآن، فضائی نیز برای ورود به محوطه آب انبار درهنگام تخلیه و تمیز کردن وجود داشته باشد. براي جلوگيري از ورود حيوانات خانگي و احياناً كودكان خردسال دريچه هواکش را با دریچه ای پنجره مانند ـ آهني و يا چوبي ـ ساختند ولي با تمام احتیاطات ‌ غيرقابل عبور مي احتياطي ساكنين خانه ها در قفل ‌ هراز گاه بي ها كه از همه ‌ ها و يا شيطنت بچّه ‌ كردن دريچه چيز درحیاط خانه براي بازي و سرگرمی ای با ‌ شد تا بچه ‌ استفاده مي کردند سبب مي داخل «آب انبار» ‌ عبور از دریچه ولغزيدن به علّت تاريك ‌ جان خودرا از دست بدهد و به توجهي والدين ‌ و بي ‌» بودن فضاي «آب انبار شناور و ‌ جسدشان یک یا دو روز درميان آب باعث تعفن آن گردد. داستان کوتاه به قلم نویسنده ساکن کانادا محمد سطوت در یک خانواده کارگری 1311 محمد سطوت ـ در سال در شرق تهران به دنیا آمد. پس از دوره ابتدایی در یکی از چاپخانه های تهران مشغول کار شد. با اخذ دانشنامه لیسانس در قسمت منابع 1340 در سال آب وزارت نیرو مشغول کار گردید. شوق فراوان او برای کار و فعالیت در خارج از محیط اداری سبب شد تا با گرفتن ماموریت های متعدد خارج از مرکز از بیشتر نقاط مختلف کشور بازدید و گزارشات مبسوطی برگرفته از مطالعات منابع آب و موقعیت های آب های زیرزمینی مناطق فوق تهیه نماید. ماموریت های او ضمنا سبب گردید تا با آشنایی از وضع مردم روستاها و خصوصیات فولکوریک مردم آن نقاط مطالبی تهیه و در دوران بازنشستگی آنها را به صورت داستان منتشر نماید. داستانی از تهران قدیم ها ‌ «آب انبار»ها، قنوات وچاه قسمت اول

RkJQdWJsaXNoZXIy MjY5MDY=