جوان ۲۳ ساله از طبقه ۱۲ به پایین افتاد و مرد

ویدیو- یورش سرزده تیم عملیات ویژه پلیس اتاوا به آپارتمان مسکونی

نزدیک ساعت ۹ صبح چهارشنبه هفتم اکتبر بود. در آپارتمان ۳ خوابه واقع در طبقه دوازدهم ساختمانی در خیابان جاسمین کِرِسِنت Jasmine Crescent در اتاوا، پسر بچه ۱۲ ساله ای در یکی از اتاقها خوابیده بود. در بالکنی آپارتمان بن پورییِر Ben Poirier شصت و هشت ساله مشغول نوشیدن قهوه و کشیدن سیگار بود.

در همان لحظات نورا آست Nhora Aust پنجاه ساله مادر آنتونی سراپا در اضطراب داشت به سرعت خودش را به خانه می رساند. او راننده بود و برای دانش آموزانی که نیازهای آموزشی استثنایی Special Education Students دارند کار می کرد. افسری که مسئولیتش نظارت بر آنتونی بود تا همیشه شرایط آزادیش را رعایت کند، به نورا زنگ زده و به او اطلاع داده بود که دستگاه GPS که همیشه باید به قوزک پای آنتونی وصل باشد، علامت هشدار فرستاده، که به معنای بیرون رفتن آنتونی از آپارتمان و بنابراین نقض شرایط آزادی وی است.

آنتونی در ماه ژانویه در یک ایست ترافیکی مورد جستجو قرار گرفته و گفته شده که مواد مخدر واسلحه با خود داشته. او به ۱۱ فقره جرم متهم شده بود. او از ماه مارچ به دنبال شروع پندمیک کرونا موفق شده بود به قید شرایط از زندان بیرون بیاید و در آپارتمان مادرش زندگی کند.



آگهی

آگهی

طبق این شرایط آنتونی فقط باید در این آپارتمان به سر برد و فقط می توانست با همراهی مادر یا پدر یا عمویش از آپارتمان بیرون برود. این سه نفر ضامن آنتونی شده بودند.

خانواده نگران احوال روحی او بودند که دچار افسردگی شده بود.

طبق لیستی که نورا آست در اجرای شرایط ضمانت به دادستان و پلیس داده بود، مادربزرگ ۹۴ ساله آنتونی (مادر نورا)، پسر ۱۲ ساله و دختر ۱۳ ساله نورا (برادر و خواهر خردسال آنتونی)، و بن پورییر شوهر دوم نورا (پدر خوانده آنتونی) در این آپارتمان با او زندگی می‌کردند. طبق بعضی گزارشات، در لحظه یورش، دوست دختر آنتونی هم در آپارتمان بوده.

نورا دستپاچه و مضطرب به  نزدیکی خانه رسید و متوجه شد که پارکینگ لات ساختمان پر از پلیس و ماموران امداد پزشکی است. پیکر آنتونی نزدیک ورودی کناری ساختمان روی زمین دراز بود و تارپ زردی روی او کشیده شده بود. نورا به لرزه افتاده بود.

او در مصاحبه با تلویزیون CBC در حالی که زار می گریست گفت: « در قلبم او هنوز زنده بود. فقط میخواستم لمسش کنم. میخواستم نوازشش کنم. میخواستم برای یکبار هم که شده او را ببوسم.»

نورا  به پلیس التماس می‌کرد که بگذارند پسرش را ببیند. او پسر بزرگش بود.

نورا که پس ازحمله پلیس به آپارتمان رسیده بود، حالا باید به خانواده بگوید که آنتونی مرده است.

 

یورش پلیس

در آپارتمان نورا دوربین ویدیویی نصب بود. بنابراین نحوه یورش پلیس به داخل آپارتمان توسط این ویدیو ضبط شده است. سلام تورنتو آنلاین روز شنبه در تماس با ریموند آست Raymond Aust برادر ۲۰ ساله آنتونی به نسخه ای از این ویدیو دست پیدا کرد که آنرا اینجا ملاحظه می کنید.

ریموند برادر ۲۰ ساله آنتونی و پسر دوم نورا است که در دانشگاه کوئینز در شهر کینگستون درس می‌خواند. او هنگام حمله در آپارتمان نبود اما به محض دریافت خبر به سرعت خودش را از کینگستون به خانه رساند تا کنار مادر و خانواده باشد. ریموند در ساعات بعد از مرگ برادرش سعی می کرد همه این اتفاقات را که منجر به مرگ برادرش شده بود کنار هم بگذارد و بپرسد چرا باید چنین شود.

ریموند به رسانه ها می گوید: «در لحظه یورش، خواهر و برادر کوچکم خواب بودند. مادربزرگ و ناپدری ام خانه بودند. چگونه پلیس بر خودش لازم دیده یک تیم دوازده نفره بفرستد و ساختمان را محاصره کند؟» (در ویدیو حداقل هشت افسر عملیات ویژه مشاهده می شوند.)

 

ویدیو

در ویدئویی که سلام تورنتو نسخه ای از آن را از ریموند برادر آنتونی دریافت کرده، لحظات یورش و ورود پلیس به آپارتمان مشاهده می شود.

Video courtesy of Raymond Aust

در ثانیه های نخست فیلم، هال آپارتمان مشاهده می شود که با ظروف مرتب میوه و گل مزین شده و دیوارها با تابلوها و آثار هنری و دستی زیبا پوشیده شده و چند گلدان بزرگ با برگهای سبز پهن گیاهان حاره ای هال را آراسته اند.

ناگهان در آپارتمان با ضربه وسیله ای شبیه گرزمحکم باز می شود. افسری دو بار پیاپی با فریاد می‌گوید: «پلیس، حرکت نکنید!»

سپس صدای شلیک نارنجک شنیده شده و فضا پر از دود سفید می شود. حداقل ۸ افسر عملیاتی کاملا مسلح و مجهز به لباس ضد گلوله وارد شده و در حالی که اسلحه های نیمه اتوماتیک را به سوی دشمن فرضی گرفته‌اند در آپارتمان پخش می‌شوند.

 

اعضای خانواده چه می گویند؟

به گفته اعضای خانواده، در داخل یکی از اتاق خوابها افسران با پسر ۱۲ ساله ای روبرو می‌شوند (برادر کوچک آنتونی) که از خواب پریده. آنها هدفشان را در این اتاق نمی بینند. اما توری پنجره مجاور تخت سفری کنار زده شده و پنجره باز است و پلیس از آن بالا پیکر آنتونی ۲۳ ساله را مشاهده می کنند که روی چمن پایین افتاده.

آنتونی‌ آست ۲۳ ساله به دنبال یورش افسران عملیات ویژه پلیس اتاوا SWAT به آپارتمان، از طبقه دوازدهم به پایین افتاد و جان سپرد.
(Photo courtesy of Raymond Aust)

 

اظهارات ناپدری

بن پورییر Ben Poirier ناپدری آنتونی (شوهر دوم نورا) که در لحظه یورش روی بالکنی بود، به رسانه ها می‌گوید آنها دری را شکستند که حتی قفل نبود: «کافی بود فقط در بزنند.» ولی به جای آن، «خانه به صحنه جنگ شبیه شده بود.»

بن پورییر می‌گوید افسران عملیات ویژه SWAT او را به روی زمین انداختند و به دستانش از پشت دستبند زدند. او که قبلا سه حمله قلبی داشته در سینه احساس درد می کند. به پلیس می‌گوید ولی حرفش را باور نمی کنند تا اینکه متوجه بی‌حالی او می‌شوند: «ممکن بود بمیرم.»

وقتی پلیس شروع به باز کردن دستبند او می کند، بن  بچه هایش را صدا می‌زند اما هنوز نمی داند که پسرخوانده بزرگش از پنجره طبقه دوازده به پایین پریده و مرده.

 

مادر آنتونی

نورا مادر آنتونی معتقد است پسرش به این دلیل خود را به پایین انداخته که نمی‌خواست به زندان باز گردد. «او از همسن و سالانش وحشت داشت، از پلیس وحشت داشت، از زندان وحشت داشت. من پسرم را می‌شناختم. او هنوز فرصت زندگی پیدا نکرده بود، او هنوز زندگی را نشناخته بود. هنوز بچه بود.»

افسران عملیات ویژه با حکم No-Knock Warrant به آپارتمان آمده بودند که به آنها اجازه می‌داد بدون در زدن وارد شوند.

مادر ۵۰ ساله آنتونی می‌گوید: «من فهرست کسانی را که در آپارتمانم زندگی می‌کردند به پلیس و دادستان داده بودم. چرا باید قاضی که می‌داند این افراد با من زندگی می کنند چنین حکمی صادر کند؟ این عدالت نیست. بچه من دیگر به من باز نمی گردد. آنها باید اینگونه کارها را متوقف کنند. من شانس آوردم که شوهرم هنوز زنده است. شانس آوردم که بقیه بچه هام زنده اند.»

 

ریموند

ریموند (دست راست) می‌گوید برادرش آنتونی بزرگترین حامی او بود. عکس توسط ریموند برای سلام تورنتو آنلاین ارسال شده  (Photo courtesy of Raymond Aust)

ریموند (دست راست) می‌گوید برادرش آنتونی بزرگترین حامی او بود. عکس توسط ریموند برای سلام تورنتو آنلاین ارسال شده (Photo courtesy of Raymond Aust)

ریموند برادر ۲۰ ساله آنتونی می گوید: «هیچ دلیلی وجود نداشت که آنها این همه زور به کار ببرند. مطمئناً راههای بهتری وجود دارد، بخصوص که اینجا آپارتمان بود.»

ریموند می‌گوید این را درک می‌کند که پلیس می خواهد از خود در مقابل ناشناخته های داخل آپارتمان حفاظت کند، ولی با این همه افسر و اسلحه «واقعاً از کی دارند حفاظت می کنند؟»

او می پرسد: «چرا باید این طور سرزده در را بکوبند و باز کنند و آپارتمان را با دود نارنجک پر کنند؟ چرا باید پدرخوانده مرا به خاطر آنکه از آنها پرسیده که چه می خواهند  به زمین پرت کنند و دستگیرش کنند؟»

ریموند می گوید می خواهد بداند که در ثانیه های آخر زندگی برادرش چه گذشته.

پلیس تحقیقات ویژه SIU در حال تحقیق روی این پرونده است.

 

 

 

 

 

When:
Where:
Cost:
Info:
Loading Facebook Comments ...

اولین نظر دهنده باشید


آیا می خواهید داغترین... اخبار تورنتو و کانادا را سریعا دریافت کنید؟

نام و آدرس ایمیل کافیست