دو دیدگاه متضاد!

چرخ اقتصاد آمریکا در حال حاضر ظاهرا روان می چرخد، بیکاری در کمترین میزان، و اعتماد عمومی به بازار و سرمایه گذاری بالاست. آیا این وضعیت ادامه می یابد؟ 

بیکار شدن 14 هزار کارگر که این هفته توسط جنرال موتورز اعلام شد، اتفاقی است؟ 

آیا جنگ تعرفه ها میان آمریکا و چین به توافق و آرامش منتهی می شود؟ 



آگهی

آنها که می گویند به زودی یک رکود عظیم در اقتصاد جهانی پدید می آید بر خطا هستند؟ 

یا کسانی که معتقدند جهان امروزه در اوج پیشرفت و شکوفایی است اشتباه می گویند؟ 

کدام نظر درست است؟ 

آیا محیط زیست در معرض نابودی است و به زودی کمبود آب و خشکسالی و سوانح طبیعی زندگی طبیعی بشر را غیرممکن می کند؟ 

آیا احتمال جنگ هسته ای اینک از هر زمان دیگر بیشتر است؟ 

آیا اتومبیل های خود راننده و برقی، و فروشگاههای آنلاین مجهز به بهپادها که کالاها را به در خانه مردم می رسانند، و سلطه تکنولوژی های ـ تک وضعیت را تغییر خواهند داد؟ مشکلات ترافیک و انرژی و آلودگی محیط زیست را حل خواهند کرد؟ 

یکی از نویسندگان تورنتواستار دو ـ سه هفته قبل نوشت: «دیدن پروژه های زیربنایی و ساختمانی و بزرگراه و خطوط ساب وی که احداثشان سالهای سال به طول می کشد و عبور و مرور و روال عادی کار و زندگی را برای سالهای سال مختل می کنند ترا به این فکر می اندازد که راستی چهل سال پیش چگونه توانستند پروژه سی ان تاور را در عرض چهل ماه به پایان برسانند!» 

***

دو نظر وجود دارد. 

مصاحبه هفته گذشته رادیو سی بی سی با روزنامه نگار سابق نیویورک تایمز کریس هه جز Chris Hedges به این دو نظر می پردازد. 

رادیو سی بی سی: استیون پینکر پروفسور روانشناسی دانشگاه هاروارد به تازگی با ما درباره کتاب اخیرش Enlightenment Now (2018) صحبت کرد. او در این کتاب می گوید: «در مقایسه با گذشته بیشتر چیزها برای بیشتر مردم بهتر شده، و نه بدتر؛ بهداشت، درآمد، سطح تحصیلات، متوسط طول عمر همه بهتر شده… 

اگر پیشرفت هایی که در 250 سال اخیر پدید آمده را ببینیم هیچ دلیلی وجود ندارد تصور کنیم همه چیز ناگهان به عقب دور می زند (U turn) …. از همان گذشته های دور همواره نسبت به آینده بهتر و enlightenment با بدبینی برخورد شده و نفی شده… پیش بینی شده که غرب سقوط می کند که چنین نشده. اگر این پیش بینی ها درست درمی آمد جهان خیلی پیش از این به آخر می رسید.»

گوینده سی بی سی در اینجا نظر کریس هه جز را جویا می شود و می پرسد: «آیا نظری دارید؟» 

کریس هه جز در جواب می گوید: 

«اندیشمندانی نظیر استیون پینکر پرطرفدار هستند زیرا چیزهایی می گویند که ما دوست داریم بشنویم. اما تک تک گزارشهای مربوط به گرمایش آب و هوا که من می خوانم سرعت تخریب را بسیار بیشتر از هر زمان دیگر اعلام می کنند. من برای معرفی کتاب اخیرم

(America, The Farewell Tour-2018) به سراسر آمریکا سفر کرده ام. همه جا مناطق صنعتی مرده Wasteland دیده ام … خودکشی، اعتیاد به اوپیوید، گروههای مروج نفرت، قمار، …. علاوه بر اینها من یک خبرنگار جنگی بوده ام، من تحلیل استیون پینکر را کاملا تهی از واقعیت می دانم. حقیقت این است که امپراتوری ها و تمدنها می میرند، آنها یک دوره عمر طبیعی دارند، امپراتـوری آمریکـا نیـز دارد بـه پـایان می رسد، این کشور قدرت و احترامی را که برای حفظ متحدانش لازم دارد از دست داده است، در اروپا، در آمریکای لاتین، در آسیا، در آفریقا، و وقتی فاجعه محیط زیستی را هم اضافه کنیم، این دستور پخت است برای پیدایش فاجعه. امپراتـوری پیوستـه دارد نفـوذش را از دسـت می دهد و این تا آنجا ادامه می یابد که دلار ارزشش را به عنوان ارز ذخیره بین المللی از دست بدهد، و این ایالات متحده را به سمت رکود درهم شکننده پیش می برد، و سریعا باعث خواهد شد که ماشین نظامی خود را جمع کند. تخمین زده می شود که 69 امپراتوری در جهان وجود داشته اند که بسیاری از آنها در مرحله انحطاط خود فاقد رهبری شایسته بوده اند، آنها قدرت را به هیولاهایی نظیر امپراتوران روم باستان کالیگولا و نرون، یا خودپرستانی مثل ترامپ، واگذار کردند. 

همین خاطر من فیگورهایی چون استیون پینکر را بسیار خطرناک می دانم، زیرا تکرار افسانه ایده آل بودن بشر است. پینکر به دوره روشنفکری *Enlightenment اشاره می کند؛ خوب باید دانست که همین روشنفکری بود که به ما ژاکوبین ها را داد، و در نهایت فاشیسم و کمونیزم را به ما داد؛ این ایده که می توان با حذف بخش معینی از دنیا، دنیای ایده آلی پدید آورد مستقیما از نهضت روشنفکری ریشه می گیرد. 

دوره روشنفکری نیمه تاریکی هم دارد؛ ایده یوتوپیایی که می توان با نابود کردن بخشی از جامعه،جامعه ایده آل ایجاد کرد، نیمه تاریک آن است!»

*Enlightenment: 

نهضت روشنفکری در اروپا که از اواخر قرن 17 آغاز شد و بر استدلال reason و اصالت فرد individualism به جای سنت tradition تمرکز می کند. عمیقا از فلاسفه قرن هفدهم نظیر دکارت، لاک، و نیوتن تاثیر می گیرد، و از نمایندگان عمده آن می توان به کانت، گوته، ولتر، ژان ژاک روسو و آدام اسمیت اشاره کرد.

Loading Facebook Comments ...

اولین نظر دهنده باشید

با یک کلیک در خبـــرنــامه سلام تورنتو عضو شوید!

و داغ ترین اخبار کانادا را سریعا در ایمیلتان دریافت کنید