بیانیه انتخاباتی و نگرشی وارونه به هویت کانادایی ـ ایرانی

در هفته جاری بیانیه ای با امضای 28 نفر با عنوان «صدای جامعه ایرانی ـ کانادایی در اتاوا» در شبکه های ارتباط جمعی و نشریات در حمایت مشترک از مایکل پارسا کاندیدای محافظه کار ریچموندهیل و علی احساسی کاندیدای لیبرال ویلودیل منتشر شد.

در تاریخ 150 ساله کانادا انتخاب کانادایی ها در تمام 41 انتخابات سراسری، یا حزب آبی محافظه کار و یا حزب قرمز لیبرال بوده است. هر دو حزب، دیدگاهها، ارزشها و برنامه های مخصوص به خود را داشته اند که همگی از مشروعیت و یکپارچگی برخوردار بودند. حال باید پرسید ترکیب دو کاندیدا، هر کدام از یکی از این احزاب و حمایت از آنها یکجا در یک بیانیه، غیر از ارجح دانستن منافع یک جمع بر منافع کانادا چه تعبیر دیگری می تواند داشته باشد؟

تناقض در این بیانیه، زمانی بیشتر به چشم می خورد که انتخابات 19 اکتبر علاوه بر انتخاب از میان برنامه های مختلف، به نبردگاه مجموعه ارزشهای دو کمپ محافظه کار از یک طرف و لیبرال، نیودموکرات و سبز از طرف دیگر مبدل شده است.



آگهی

نتایج نظرسنجی ها در هفته های اخیر نشان می دهد که در نهایت این انتخابات «نبردی است مستقیم بین سیاستهای ترویج ترس آقای هارپر و سیاستهای مداراطلبی آقای جاستین ترودو.» (بروس اندرسون تحلیل گر شبکه خبری سی بی سی در مقاله ای در روزنامه گاردین).

تنها یک نگرش مبتنی بر صِرف منافع گروهی و بی توجه به منافع عام کانادا می تواند به کلی بر روی این تقابل و مبارزه بر سر ارزشها چشم ببندد و کاندیداهای این دو حزب کاملا متفاوت را کنار هم گذاشته، هر دو آنها را حمایت کند.

بدیهی است به عنوان یک کانادایی ـ ایرانی همواره این منافع کشوری که در آن تصمیم به زندگی گرفته ایم است که اولویت دارد. این بیانیه (سرخابی) این اولویت را واژگونه کرده است. نسل مهاجر خواسته و ناخواسته توشه ای از اعتقادات و نگرشهای فرهنگی را با خود به کشور جدیدشان آورده اند. کشور مهاجر پذیر و چند فرهنگی کانادا نیز اینکار را تا حدودی ترویج می کند. ولی آن زمانی که این نگرش، در انتخابات فدرال کانادا، بر مصالح و منافع بلندمدت کانادا اولویت پیدا می کند، آیا نشانه افراط در استفاده از این سنت مداراگرایانه کانادایی نخواهد بود؟

با توجه به اینکه در چند روز گذشته، این بیانیه حاوی عکس این دو کاندیدا ـ و البته بدون ذکر اسامی امضاکنندگان ـ جهت تشویق به حمایت از این بیانیه در شبکه های اجتماعی منتشر شده بود و تاکنون از سوی این دو اعتراضی برای کنار هم قرار گرفتن شنیده نشد (حداقل به طور رسمی). آیا این عدم واکنش را به نوعی تایید ضمنی از سوی آنها می توان تعبیر کرد؟

حال باید از آقای علی احساسی پرسید آیا ایشان علاوه بر ویلودیل به نوعی در ریچموندهیل نیز کارزار انتخاباتی ندارد؟ کارزاری که علیه یک کاندیدای دیگر که همچون او کاندیدای حزب لیبرال و عضو تیم ترودو است؟

همین سئوال را از آقای مایکل پارسا می توان پرسید که آیا او نیز همچنین وارد کازرار انتخاباتی علیه چانگ سان لیونگ کاندیدای محافظه کار حزب محافظه کار نشده است؟

آیا حمایت از هر کاندیدا و یا حزبی اگر به صـورت جداگانـه، انجـام پذیرد عملی منطقی تر نخواهد بود؟

Amini
fit4vip
fit4vip

Loading Facebook Comments ...

اولین نظر دهنده باشید

با یک کلیک در خبـــرنــامه سلام تورنتو عضو شوید!

و داغ ترین اخبار کانادا را سریعا در ایمیلتان دریافت کنید