دکتر عطا هودشتیان در جلسه کانون کتاب تورنتو: در ایران به جای مدرنیته، مدرنیزاسیون افراطی تحمیل شد!

هشتاد و پنجمین جلسه ماهانه کانون کتاب تورنتو روز جمعه 14 فوریه با حضور بیش از صد تن از علاقمندان به کتاب و کتاب‌خوانی برگزار شد. سخنران این جلسه دکتر عطا هودشتیان، پژوهشگر، استاد دانشگاه و مدیر انستیتوی کانادایی مدیریت» در مونترآل بود که به معرفی کتاب تازه منتشر شده خود به عنوان «جهانی شدن، مدرنیته و ایران» پرداخت.

دکتر عطا هودشتیان، دانش آموخته رشته علوم سیاسی از دانشگاه پاریس8 در فرانسه است که بیش از سه سال در دانشگاه‌های آسیای مرکزی، چین و کشورهای اروپایی و دانشگاه ییل آمریکا تدریس و پژوهش کرده است. وی به مدت دو سال سردبیر «ژورنال آسیای مرکزی» بوده و علاوه بر انتشار دو کتاب با عنوان‌های «مدرنیته و شرق» و «مدرنیته بدون غرب»، ده‌ها مقاله علمی در باره حوزه تخصصی خود مدرنیته و سنت به چاپ رسانده و کنفرانس داده است.

دکتر عطا هودشتیان در آغاز سخنان خود در کانون کتاب تورنتو در تعریف مفاهیم تجدد و مدرنیته گفت که ما معمولا مدرنیته و تجدد را یکی می‌گیریم در حالیکه به نظر من این دو مفهوم با هم تفاوت دارند.



آگهی

تجدد جنبش نوگرایی در ایران پیش از مشروطیت است که موجب تحول در آموزش و پرورش و سیاست در جامعه ایران شد. در دوران رضاشاه اما «مدرنیزاسیون» به جای تجدد در ایران رواج یافت که با مقوله‌ای به نام «مدرنیته» متفاوت بود. تا جاییکه برخی از چهره‌های شاخص تجدد، به معنی جنبش فرهنگی، در دوران رضا شاه به زندان افتادند.

به گفته دکتر هودشتیان «ما چه بخواهیم چه نخواهیم و چه خوب یا بد، باید بپذیریم که مدرنیته مفهومی کاملا غربی‌ست. ما هرگز مدرنیته نداشته‌ایم بلکه تجدد را تجربه کرده‌ایم. تحولات و تغییرات در همه جوامع وجود داشته است اما مدرنیته برداشت ویژه‌ای از تاریخ و تمدن است.»

عطا هودشتیان در ادامه تعریف خود از مفهوم مدرنیته گفت که مدرنیته یک تعریف مفهومی و یک تعریف تاریخی دارد. مدرنیته یک ایده است قبل از اینکه به مرحله عمل برسد. ایده مرتبط با مدرنیته انسان مرکز است و نه خدا مرکز. علم و فرهنگ و سیاست و اقتصاد مرکزش انسان است.

مدرنیته ساعت را ساخت، زمان را جدا کرد و به حالت سه بعدی از زمان فلسفه ساخت و همه اینها توسط انسان به مرحله اجرا درآمد. بنا به این تعاریف مدرنیته در جایی تولد یافته، رشد کرده و هویت تاریخی پیدا کرده که غرب نام دارد.

به عقیده دکتر هودشتیان چهار ویژگی مشخص مدرنیته عبارت است از:

  1. مدرنیته زمانی ایجاد می‌شود که یک فکر نو در فلسفه و علم خود را بیان می‌کند. در چهارچوب رنسانس این تحول موجب برداشت جدیدی از علم و فلسفه شد.
  2. مدرنیته تحول اساسی در دین بوجود آورد. در جوامع دین زده هیچ تحول جدی بوجود نمی‌آید.
  3. مدرنیته موجب تحول سیاست شد. برای نخستین بار از دل دین سیاست بیرون آمد و منفعت سیاسی مورد نظر قرار گرفت.
  4. مدرنیته موجب تحول در اقتصاد سرمایه‌داری و آغازگر تحول در شهرسازی در هر جامعه‌ای شد که می‌خواهد به سوی مدرنیته برود.

نمی‌توان به گذشته برگشت

سخنران جلسه کانون کتاب تورنتو در باره پیام اساسی کتابش گفت که این کتاب تصفیه حساب با روشنفکران دهه چهل و پنجاه خورشیدی در ایران است. تئوری اصلی این کتاب عدم بازگشت تاریخی است. برخلاف آنها که می‌گفتند باید به عصر طلایی گذشته بازگشت، نمی‌شود به گذشته برگشت. به همین دلیل یکی از ریشه‌های انقلاب(سال 57) را باید در جنبش‌های روشنفکری دهه چهل و پنجاه جستجو کرد.

دکتر هودشتیان ادامه داد: «نخستین ایده این کتاب این است که برعکس نظر دیگران، مدرنیته شرقی نیست و فقط غربی‌ست و در ذات خودش چیزی دارد که شدیدا جهانی‌ست. مدرنیته از روز نخست جهانی بوده و عملی جهانی داشته و می‌خواسته در گستره جهانی خودش را طرح کند. مدرنیته به همه جا، چه به واسطه منافع اقتصادی و چه به واسطه ذوق ِ کشف به همه جا دست می‌اندازد. مدرنیته رشد می‌کند و می‌رود کشف کند. مدرنیته تسلط گراست. مدرنیته در روند جهانی شدن خود سال پس از سال هرچه بیشتر خودش را از غرب جدا می‌کند. ما بیش از پیش کشورهایی را می‌بینیم که مدرن هستند و مدرن می‌شوند ولی غربی نیستند. مدرنیته بدون اینکه زیر سلطه غرب باشد در حال رشد است. واقعیت امروز این است که در کشورهایی شاهد مدرنیته هستیم که در آنجا تسلط بلامنازع غرب را نمی‌بینیم.»

دکتر عطا هودشتیان در بخش دیگری از سخنان خود به موضوع مدرنیته در ایران پرداخت و گفت بحث مهم‌تر این است که بعنوان لابراتوار ایران را تعیین کنیم و ببینیم در ایران چه می‌گذرد. آیا نفوذ مدرنیته در ایران، ما را مدرن کرده است؟

به عقیده دکتر هودشتیان، مدرنیته به شکلی سطحی، عاریتی و نجویده وارد ایران شد. درک بسیار سطحی و خنده‌داری از مدرنیته وجود داشت و به‌گونه‌ای نسنجیده و برای رفع نیاز آنرا گرفتیم و در نزده درون ما جا گرفت که رفع و دفعش دیگر ممکن نیست. به ضرورت زمان از آن استفاده کردیم. سطحی است ولی گذرا نیست.

وی ادامه داد: «مدرنیته در ایران پدیده‌ای است ماندگار و باید راهی پیدا کنیم که از آن سود بیریم. چون دفع نشدنی‌ست مجبوریم از آن سود بیریم. ما وضعیت دوگانه‌ای داریم.

از یک سو مدرنیته به پدیده‌ای تبدیل شده که رفعش غیر ممکن است. مثلا نمی‌توان لوله کشی شهر را از بین برد چون ناگزیر است. پس مجبوریم هرچه بیشتر مقولات را به نظم بکشانیم. مدرنیته در آغاز از فیلترهای درونی ما گذر کرده است. ما حتی بدفهمی‌های خود را در ترجمه‌هایمان آورده‌ایم. ماحصل این است که اکنون در برابرماست. از سوی دیگر بار غنی فرهنگ گذشته نیز خودش را تحمیل می‌کند. ترکیب بین گذشته و فرآورده‌های بیرونی ترکیبی بوجود آورده که باید به آن مدرنیته ایرانی بگوییم.»

دکتر عطا هودشتیان در ادامه سخنان خود گفت که مدرنیته در هیچ کجا اصالت ندارد. مدرنیته با فرهنگ بومی ما آمیخته و آلوده گذشته ما شده است به همین جهت جامعه ما بسیار آشفته و بی سر و ته است.

مدرنیته ما با مدرنیته ایده‌آل بسیار تفاوت دارد چون با تفکر ایلی و قومی مدرنیته را وارد ایران کرده‌ایم. آنچه که تاکنون بنا کرده‌ایم مدرنیزاسیون بوده است.

تغییر و تحولات روبنایی که در ایران می‌بینیم همیشه از بالا و بدون دخالت تجددخواهان بوجود آمده است.

دکتر هودشتیان در پایان سخنان خود اشاره کرد: «در دهه چهل و پنجاه در حالیکه مدرنیزاسیون افراطی از بالا اجرا می‌شد، روشنفکران در پی ایجاد امکانات بازگشت به گذشته بودند.

مدرنیزاسیون روند خودش را طی می‌کرد اما فضای جامعه دنبال ایده بازگشت به گذشته و اسلام ناب محمدی بود. در حالیکه بازگشت به گذشته هم ناممکن است و هم بی فایده».

Loading Facebook Comments ...

اولین نظر دهنده باشید

با یک کلیک در خبـــرنــامه سلام تورنتو عضو شوید!

و داغ ترین اخبار کانادا را سریعا در ایمیلتان دریافت کنید