آینده موفق جامعه ایرانی- کانادایی در گرو مشارکت در انتخابات کنگره است

تاریخچه تلاشهای ایرانیان مهاجر، جهت آموختن همزیستی اجتماعی و پیشبرد هدف‌های مشترک، با حفظ همه‌ی اختلاف سلیقه‌ها و باورها و در قالب نهادهای مدنی و به شیوه‌ای هماهنگ، تاریخچه‌ای اگر نه کاملا بی محتوا، دست‌کم بسیار کم‌رنگ و ناامیدکننده است.

نهاد کنگره ایرانیان کانادا، حاصل چند هزار ساعت کار و تلاش و امید دهها تن از افراد جامعه ایرانیان کانادا از حدود 8 سال پیش تاکنون است. این نهاد شش سال است که فعالیت رسمی خود را آغاز کرده و اکنون در آستانه برگزاری مجمع عمومی سالانه کنگره ایرانیان کانادا(بخش انتاریو)، و برگزاری انتخابات اعضای هیئت مدیره (روز 11 ماه می) هستیم.

پس از گذشت این سال‌ها، هنوز یکی از پرسش‌های مطرح و جدی این است که نهادی که قرار بود ساختار و چتری همه‌گیر برای هماهنگی فعالیت‌های ایرانیان مهاجر به کانادا باشد در چه شرایطی قرار دارد؟ نهادی که یکی از وظایف اصلی‌اش انعکاس صدا و نیازهای همه‌ی ایرانیان مهاجر به کانادا(استان انتاریو)،با هر باور سیاسی و مذهبی و عقیدتی والبته مبتنی بر اصول دموکراتیک و حقوق انسانی، به نهادهای سیاسی و تصمیم‌گیر این کشور در همه‌ی رده‌های شهری و استانی و فدرال بوده و هست چه موفقیت‌هایی کسب کرده است؟ پس از حدود شش سال فعالیت رسمی، انباشتن مجموعه‌ای از تجربه‌های موفق و ناموفق؛ آزمون‌ها و خطاها؛ کم‌کاری‌ها و تلاش‌های پی‌گیر؛ توانایی‌ها و ناتوانی‌ها؛ استقامت‌ها و کنار کشیدن‌ها؛ تشویق‌ها و تهمت‌ها؛ انتقادهای سازنده و مخرب و حمایت‌ها و بی‌اعتنایی‌ها، به چه کار آمده است؟ آیا صادقانه و بدور از همه‌ی تعارف‌ها و تعریف‌ها می‌توان مدعی شد که جامعه ایرانیان مهاجر به کانادا کنگره‌ای دارد که در مسیر تکامل و رشد مناسب و شایسته با اندازه‌های واقعی جامعه ایرانیان مهاجر به کانادا در مسیر تامین «منافع عمومی» کامیونیتی (با‌همستان)* ایرانی- کانادایی حرکت می‌کند؟



آگهی

اصولا تعریف «منافع عمومی» کامیونیتی ایرانی چیست؟ به گمان من، منافع عمومی کامیونیتی ایرانی، و یا هر کامیونیتی قومی، فرهنگی، زبانی، عقیدتی و غیره، برآیندی از خواسته‌ها و نیازهای مشترکی است که افراد متعلق به آن کامیونیتی (علاوه بر حقوق و نیازهای مشترک همه‌ی شهروندان کانادایی)، به عنوان یک مجموعه، در جامعه چند فرهنگی کانادا دارند. به عنوان مثال اغلب کامیونیتی‌هایی که عمدتا بر اساس عامل ملیت و تعلق‌شان به کشوری خاص در کانادا شناخته شده‌اند، در زمینه‌ی رویدادها و تغییر و تحولات سرزمین مادری‍شان توجه و حساسیت‌هایی دارند که بخشی از منافع جمعی آنان، به عنوان یک کامیونیتی، را در کشور کانادا تشکیل می‌دهد.
به روشنی آشکار است که مثلا گروه قابل توجهی از شهروندان و مهاجران کانادایی ایرانی تبار نسبت به وضعیت سیاسی و آزادی‌های اجتماعی و رعایت حقوق بشر در ایران توجه و حساسیت دارند. به همین شکل ممکن است کامیونیتی‌های دیگر نسبت به هرگونه رویداد طبیعی و یا غیر طبیعی ناگوار در سرزمین مادری‌شان توجهات و حساسیت‌هایی داشته باشند و در رابطه با آن حساسیت‌ها خواسته‌هایی را با عنوان بخشی از منافع عمومی کامیونیتی‌شان ابراز کنند.

همچنین نیازهای فرهنگی و آموزشی مانند امکان یادگیری زبان مادری و یا برگزاری و بزرگداشت جشن‌ها و رویدادهای ملی و قومی مهاجران و یا رفع موانع خاص قومی- فرهنگی که در رابطه با ملیت، نژاد، رنگ پوست، زبان و باورهای دینی- عقیدتی در مسیر تطبیق با زندگی جامعه مهاجرت و موفقیت افراد متعلق به یک کامیونیتی بوجود می‌آید، همه، بعلاوه بسیاری موضوعات دیگر، در چهارچوب منافع عمومی یک کامیونیتی قرار می‌گیرد.

با توجه به پرسش‌ها و تعریف فوق باید اذعان داشت که کنگره ایرانیان کانادا (بخش انتاریو)، در عمل نهادی است زمین‌گیرشده، که به دلیل همه‌ی اتفاقات و روش‌های اعمال شده در شش سال گذشته، نتوانسته است به حداقل وظایف پیش‌بینی شده در اساسنامه (با همه کاستی‌ها و ایرادهایی که دارد و باید اصلاح شود)، عمل کند.

کنگره ایرانیان کانادا (بخش انتاریو) نتوانسته است توجه عمومی اعضای با‌همستان (کامیونیتی) ایرانی را به خود جلب کند. باور مخرب و خلاف منافع عمومی ایرانیان مهاجر به کانادا، از سوی برخی از اعضای هیئت‌های مدیره کنگره، بویژه در دوسال گذشته، جهت استفاده از نهاد کنگره برای پیش‌بردن برنامه‌ها و دیدگاه‌های سیاسی شخصی و گروهی خود، یکی از مهمترین عوامل ناکارآمد شدن کنگره است.

اعضای جامعه ایرانی- کانادایی توجه و علاقه‌ای به عضویت و مشارکت در فعالیت‌های کنگره نشان نمی‌دهند، چون این نهاد را مورد اعتماد و حافظ منافع عمومی خود در جامعه کانادا نمی‌بینند.

در چنین شرایطی و در آستانه برگزاری مجمع عمومی و انتخاباتی دیگر آیا ادامه بی‌توجهی عمومی به فعالیت‌ها و وظایف کنگره چاره ساز و مفید است؟

بی‌شک خیر! حضور فعال افرادی از نسل دوم مهاجران ایرانی به کانادا، حضور زنان فعال و خوش فکر جوان و با تجربه‌تر در جمع اعضای هیئت مدیره کنگره ایرانیان کانادا اندک است. باید امید داشت که در انتخابات دوره بعد تعداد بیشتری از فعالان زن کامییونیتی ایرانی قدم پیش بگذارند و با کاندید شدن و شرکت در انتخابات نگاه و نیازهای ویژه زنان جامعه ایرانی- کانادایی را نمایندگی کنند.

حضور بیشتر و گسترده‌تر افراد جامعه ایرانی- کانادایی بعنوان عضو در کنگره ایرانیان کانادا (بخش انتاریو)، تضمینی برای توجه ناگزیر اعضای هیئت مدیره به منافع عمومی «همه»ی اعضای جامعه ایرانی- کانادایی خواهد بود.

این درست که ما ایرانیان زاده و پرورده فرهنگ و تعلیم و تربیتی هستیم که در آن دیالوگ و بحث در مورد باورهایی که داریم و یافتن نقاط مشترک فکری در مسیر منافع عمومی اهمیت و نقش بسیار اندکی داشته و دارد! این درست که هنوز بسیاری از ما واله و شیفته‌ی همه‌ی افکار و باورها و دانسته‌های خود هستیم و بر خلاف عقل و خرد مدرن، اعتقاد داریم باید تا «پای جان» بر باور و اعتقاد خود بایستیم و هرگز «عقب نشینی» نکنیم! اما حاصل سالها زندگی در جامعه‌هایی دموکراتیک و مشاهده نزدیک و روزمره فرهنگ دیالوگ و انعطاف پذیری، از جمله و دست‌کم باید به بسیاری از ما آموخته باشد که هیچ مسئله و موضوعی در زندگی اجتماعی مطلق و سیاه و سفید نیست. بدون همدلی و همفکری و به توافق رسیدن، زندگی‌ شخصی و اجتماعی‌مان به سامان نخواهد رسید.

* با‌همستان، واژه‌ای است که داریوش آشوری، نویسنده و پژوهشگر نامدار ایرانی، برای مفهوم انگلیسی «کامیونیتی» ابداع و پیشنهاد کرده و به‌کار می‌برد.

Loading Facebook Comments ...

اولین نظر دهنده باشید

با یک کلیک در خبـــرنــامه سلام تورنتو عضو شوید!

و داغ ترین اخبار کانادا را سریعا در ایمیلتان دریافت کنید