گفت‌و‌گو و رابطه با آمریکا آری! اما چگونه و با کدام محتوا؟

چرخش بزرگ و غیره منتظره سیاست خارجی جمهوری اسلامی و برداشتن نخستین گام‌ها برای برقراری رابطه با آمریکا بار دیگر و شاید بیش از هرزمان، در این سی و چهار سال گذشته، موضوع خبری مهم ِ بخشی قابل توجه از رسانه‌های بین‌المللی و همه‌ی رسانه‌های فارسی زبان درون و بیرون ایران شده است. خصومت آشکار ایران و آمریکا اگر به شکل رسمی از ماجرای گروگان‌گیری در نخستین ماه‌های به ثمر رسیدن انقلاب سال 57 آغاز شد، اما شعار حالا رنگ باخته و ترک‌برداشته و شاید از این پس بی استفاده و بی‌مورد ِ «مرگ بر آمریکا»، از ماه‌ها پیش از واقعه گروگان‌گیری و انقلاب وجود داشت. در همه‌ی این سالها نیز این شعار بعنوان یکی از عوامل موثر بسیج گروه‌های مردمی در ایران و برخی کشورهای مسلمان بکار گرفته شد تا تنور دشمنی با قدرتمندترین کشور جهان، به سود گروهی اندک و به زیان منافع ملی مردم ایران، داغ نگهداشته شود.

در همه‌ی این سال‌ها تقریبا همه‌ی افراد و گروه‌های سیاسی و متخصص و صاحب‌نظر ایرانی و غیر ایرانی به درستی نوشته‌اند و گفته‌اند و نظر داده‌اند که اوضاع سیاسی و اجتماعی و اقتصادی فاجعه بار ایران هرگز به سامان نخواهد رسید مگر با برقراری مجدد رابطه با آمریکا و پایان دادن به خصومت‌های سی و چند ساله میان دوکشور.

اینکه حالا چرا چنین چرخشی از سوی جمهوری اسلامی مشاهده می‌شود، دلایل بسیار دارد. اما فشارهای ناشی از تحریم‌های گسترده در دوسال گذشته از سوی غرب(به رهبری آمریکا)، فقط برای حل معضل پرونده هسته‌ای، نزدیک شدن مدام خطر جنگ( که یکی از طبعات آن می‌توانست و می‌تواند عدم بقای جمهوری اسلامی در شکل و شمایل کنونی آن باشد)، بی شک از دلایل اصلی این چرخش بوده است. تحریم‌هایی که بیشترین و دردناکترین نتایج آن را قشرهای وسیعی از مردم ایران با گوشت و پوست و استخوان خود در همه‌ی زمینه‌های زندگی روزمره لمس و تحمل کرده‌اند و بسیاری هم هزینه‌های جانی و مالی و روحی غیرقابل جبران پرداخته‌اند.



آگهی

اما به هر شکل و به هر دلیل چنین چرخش و تلاشی امروز قابل مشاهده است. تلاش‌هایی که برای به ثمر رسیدن، هم با موانع و پیچیدگی‌های سیاسی و حقوقی بیشماری روبروست و هم به دلایل متعدد داخلی و خارجی بسیار شکننده است. در همین روزهای اخیر برخی نهادها و نیروهای درون ساختار حکومت که همیشه منفعت و بقای‌شان در گرو دشمنی با آمریکا بوده است، شکنندگی نگرش جدید دیپلماسی دولت جدید را به رخ همگان کشیده‌اند. در صحنه خارجی نیز برخی کشورها(تاکنون و مشخصا اسراییل)، تلاش‌هایی را برای ناکام ماندن گفت‌و‌گو با آمریکا و غرب و حل احتمالی معضل پرونده هسته‌ای ایران آغاز کرده‌اند.

در همین حال بحث و جدل‌های گسترده‌ای هم در شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های فارسی زبان خارج از ایران میان افرادی با گرایش‌ها و دیدگاه‌های سیاسی و عقیدتی گوناگون نسبت به آغاز گفت‌و‌گو با غرب و گشودن گره پرونده هسته‌ای جریان دارد. گروهی هرگونه تلاش دولت جدید ایران برای خروج از بن بست فاجعه بار کنونی جامعه ایران را ناممکن می‌دانند و به شکل‌های گوناگون( کمتر با دلیل و استدلال و بیشتر با تمسخر، خبرسازی و هیاهو)، با هر رفتار و گفتاری از سوی دولتمردان جمهوری اسلامی به شکل سیستماتیک مخالفت می‌کنند و اعتقاد دارند همه این تلاش‌ها فقط برای بقا و طولانی‌تر کردن عمر جمهوری اسلامی است. این گروه به یقین مخالف برقراری رابطه ایران و آمریکا نیستند، اما با اینکه دولت و حکومت کنونی ایران چنین رابطه‌ای را برقرار کند مشکل دارند. این گروه هرگز گمان نداشته‌اند که چنین رابطه‌ای امکان‌پذیر باشد. بخش بزرگی از حامیان تحریم‌های اقتصادی علیه ایران( به دلیل اینکه حمایت از جنگ «مردم‌پسندانه» نبود و نیست)، اطمینان داشته‌اند که جمهوری اسلامی هرگز زیر بار مذاکره جدی و حل پرونده هسته‌ای نمی‌رود و مرحله پس از ناکامی تحریم‌ها جنگ است و نخستین حاصل جنگ هم برچیده شدن «نظام جمهوری اسلامی». غافل از اینکه هم تجربه‌های تاریخی و هم ویژگی‌های پیچیده مقوله «سیاست» همیشه آفریننده رویدادهای غیر منتظره و شگفت‌انگیز بوده و خواهد بود.

گروهی دیگر نیز با شور و هیجان و خوشبینی‌های باورنکردنی چشم بر همه‌ی مشکلات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی دیرینه و موجود می‌بندند و می‌پندارند برقراری گفت‌و‌گو با آمریکا و حل احتمالی پرونده هسته‌ای، به هر شکل و به هر بهایی، تنها مشکل جامعه ایران است.

آنچه که در این میان می‌تواند مورد توجه و دقت نظر گروه کثیری از ایرانیانی باشد که دغدغه بقای وطن( در شکل و جغرافیای کنونی)، و بهبود شرایط زندگی سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و تامین حداقل آزادی‌های فردی ملت ایران را آرزو دارند، این است که برقراری رابطه با آمریکا و غرب و عبور مسالمت‌آمیز از بحران هسته‌ای در چه شرایط و با چه ضابطه‌ها و معیارهایی برای حفظ منافع ملی ایران( در حال حاضر و آینده)، انجام می‌شود. مهم نیست کدام رژیم، کدام دولت و کدام دولت‌مرد(تا زمانی که دولت‌زنان هم به میدان بیایند)، با آمریکا و غرب وارد مذاکره می‌شود و عهدنامه و پیمان سیاسی و اقتصادی امضاء می‌کند. مهم این است که بعنوان ملت ایران، تا کجا می‌توانیم در محتوای این مذاکرات و شرایط امضای قراردادها و پیمان‌نامه‌ها، به نفع منافع ملی‌مان، تاثیرگذار باشیم. تاریخ یک و نیم قرن گذشته میهن‌مان را بخوانیم و بپذیریم که تاریخ و معاهده‌های نگین همیشه می‌تواند تکرار شود.

Loading Facebook Comments ...

اولین نظر دهنده باشید

با یک کلیک در خبـــرنــامه سلام تورنتو عضو شوید!

و داغ ترین اخبار کانادا را سریعا در ایمیلتان دریافت کنید