کاندیداهای ایرانی تبار انتخابات آینده کانادا و ضرورت شفافیت و احترام به خرد جمعی!

وضعیت و مکان جامعه ایرانیان مهاجر به کانادا، در این کشور پهناور و چند قومی و چند فرهنگی، چند سالی است که گاه به گاه موضوع روز می‌شود و به فراخور توجه و بحث‌ها و تحلیل‌های ارائه شده فرصتی فراهم می‌شود تا آینه‌ای در برابرمان قرارگیرد و تصویر فردی و جمعی خودمان را دوباره ببینیم. اگر چنین فرصت‌هایی برای دیگر اقوام مهاجر به کانادا مجموعه‌ای از تجربه‌های موفق و ناموفق و آموخته‌های گوناگون و مفید برای بهبود شرایط زندگی جمعی‌شان ایجاد می‌کند، برای ما هم چنین است؟ ما ایرانیانی که با فرهنگ و آداب و رفتارهای اجتماعی گاه بسیار متفاوت، خواسته یا ناخواسته کشور کانادا را برای ادامه زندگی خود و نسل‌های آینده‌مان انتخاب کرده‌ایم به چه میزان از تجربه‌های خوب و بد زندگی اجتماعی در جامعه مهاجرت آموخته‌ایم؟ آیا زندگی در جامعه‌ای باز، آزاد و دموکراتیک(اگر نه ایده‌آل)، دست‌کم تلنگری بر ذهنیت سنتی برخی از ما زده است که همچنان در دایره بسته تکرار خطاهای گذشته نگردیم و فرصت‌ها و امکانات ضروری برای پیشرفت در همه زمینه‌های زندگی فردی و اجتماعی را بیهوده هدر ندهیم؟

اگر به موضوع هفته پیش همین ستون برگردم و تمایل به حضور فعال برخی از افراد جامعه ایرانی در زندگی سیاسی جامعه کانادا را تکرار کنم، تلاش برای واقع‌بینی و پرهیز از خودفریبی ضروری به نظر می‌رسد. موضوع انتخابات‌های پیش رو در همه رده‌های قانونگذاری در کانادا تا دو سال آینده و عزم تنی چند از فعالان جامعه ایرانی- کانادایی برای ورود به صحنه سیاسی و نهادهای تصمیم‌گیری این هفته وارد مرحله تازه‌ای شده است. خانم لیلی پورزند و آقای دیوید موسوی، دو تن از فعالان جامعه ایرانی-کانادایی، به شیوه‌ای رسمی تصمیم خود برای ورود به میدان مبارزات انتخاباتی درون حزبی لیبرال در منطقه ویلودیل در شمال شهر تورنتو را اعلام کرده‌اند. به نظر می‌رسد کاندیدای دیگری هم چنین قصدی دارد و شاید در روزها و هفته‌های آینده افراد دیگری هم بخواهند بخت خود را برای طی مراحل مختلف ورود به مهمترین نهاد قانونگذاری کانادا بیازمایند.

تکرار می‌کنم که بی‌شک، هر شهروند کانادایی با دارا بودن شرایط قانونی، از حق کاندیدا شدن برای هر انتخاباتی برخوردار است. تصمیم برای مشارکت در امور سیاست عمومی از سوی هر فرد هم به خودی خود امری پسندیده و نشانه مثبتی از اعتماد به نفس شخصی و اجتماعی آن فرد است. اما فقط اعتماد به نفس و خواست شخصی و باور به توانایی‌های خویش برای موفقیت در هر مرحله‌ای کافی است؟ آیا تجربه‌های ناموفق گذشته نباید راهگشای مسیر روبروی ما باشد؟



آگهی

آگهی

بر اساس آمار رسمی و حدود جغرافیایی کنونی حدود صد و سی هزار تن در منطقه ویلودیل زندگی می‌کنند که از این تعداد نزدیک به 10 درصد شهروندان و مهاجران ایرانی تبار هستند. فقط برای مقایسه باید اشاره کرد که تعداد افراد جامعه شهروندان و مهاجران کره‌ای اندکی بیشتر از تعداد افراد جامعه ایرانی این منطقه است و این دو کامییونیتی بزرگترین جمعیت مهاجر و قومی این منطق هستند. همچنین چند هفته‌ای است که یکی از فعالان کره‌ای کمپین انتخاباتی دورن حزبی لیبرال را با جدیت و شدت و امکانات قابل توجه آغاز کرده است.

واقعیت شناخته شده هم این است که کاندیداهای متعلق به جامعه‌های مهاجر و غیر «کانادایی» در مرحله نخست انتخابات درون حزبی بیشترین تکیه را بر تعداد آرا و حمایت‌های مالی و غیر مالی درون کامییونیتی خود دارند. بنابراین با محاسبه‌ای روشن و ساده هنگامی‌که دو یا چند کاندیدا متعلق به یک جامعه مهاجرتی و قومی در یک منطقه وارد کارزار انتخاباتی شوند، مجموع آرای افرادی که تمایل به انتخاب این کاندیداها دارند در روز رای‌گیری برای انتخاب نماینده حزب لیبرال، چند پاره خواهد شد و ناخواسته شرایط پیروزی کاندیدا و رقیبی را که به تنهایی همه یا بیشترین آرای افراد کامییونیتی خود را بدست آورده فراهم می‌شود. در این رابطه عامل مهم و تعیین کننده همبستگی قومی و فرهنگی و زبانی که با درجات گوناگون میان افراد کامییونیتی‌ها وجود دارد را هم نباید نادیده گرفت. در این مورد خاص به نظر می‌رسد همبستگی و همیاری مردمان مناطق شرق آسیا از یکدیگر از عمق و استحکام بیشتری نسبت به ما ایرانیان برخوردار باشد.

همچنین می‌دانیم که در یکی دوهفته گذشته تلاش‌هایی توسط چند چهره و فعال کامییونیتی(از جمله آقای دکتر رضا مریدی) با حضور چهار تن از افرادی که تمایل به کاندیداتوری داشته‌اند برای تعیین یک کاندیدا برای منطقه ویلودیل تشکیل شده که به نتیجه نرسیده است. حتی تلاش و پیشنهاد برای همفکری و مشورت با تعداد بیشتری از افراد فعال و صاحب‌نظر کامییونیتی برای معرفی شایسته‌ترین و تواناترین کاندیدا نیز به نتیجه نرسیده و با آن مخالفت شده است. به همین دلیل هم اکنون با دو کاندیدا روبرو هستیم که حضور رسمی و آشکار خود را برای انتخابات درون حزبی لیبرال اعلام کرده‌اند.

در چنین شرایطی چاره چیست؟ آیا شهروندان ایرانی تبار منطقه ویلودیل باید حضور چند کاندیدای ایرانی تبار را بپذیرند و هریک به توجه به علاقه و تشخیص فردی خود از کاندیدایی حمایت کنند و در روز انتخابات درون حزبی رای خود را به فرد مورد نظرشان بدهند؟ آیا افراد دیگری از جامعه ایرانی- کانادایی که مایلند حمایت‌های مالی و غیرمالی خود را در جهت اعتلای جامعه ایرانی- کانادایی صرف کنند، باید با توجه به شناخت فردی و علاقه و رابطه‌های شخصی با کاندیداها از هر یک از آنان حمایت کنند؟ یا اینکه شایسته مجموعه جامعه ایرانی- کانادایی است که ضمن تشویق و احترام به اراده و تصمیم دو کاندیدای کنونی( و کاندیدا یا کاندیداهای دیگری که ضروری است هرچه سریعتر تصمیم خود را به شیوه‌ای رسمی و آشکار اعلام کنند)، با همفکری و مشورت گسترده‌تر و عمیق‌تر کارنامه فعالیت‌ها، سابقه و توانایی‌ها و شانس پیروزی هریک را مدبرانه و عادلانه و آشکار بسنجنند و در چند هفته آینده نظر مبتنی بر خرد جمعی کامییونیتی را در اختیار کاندیداهای اعلام شده قرار دهند تا جامعه ایرانی منطقه ویلودیل نیز تنها با یک کاندیدا در انتخابات درون حزبی لیبرال حضور داشته باشد. در آن‌صورت هم کاندیدای مورد نظر شانس موفقیت بیشتری در مرحله انتخابات درون حزبی خواهد داشت و هم کامییونیتی ایرانی تجربه ناموفق دیگری را به کارنامه فعالیت‌های خود اضافه نخواهد کرد.

fit4vip
fit4vip

When:
Where:
Cost:
Info:
Loading Facebook Comments ...

اولین نظر دهنده باشید

آیا می خواهید داغترین اخبار تورنتو و کانادا را سریعا دریافت کنید؟

نام و آدرس ایمیل کافیست