نیاز به مربی برای آموزش همکاری

اگر به تکریم از حقوق بشر لب می گشاییم و خود را مدافع آن می دانیم، اول حقوق دیگران را خود کاملا رعایت کنیم و بعد برای دفاع از حقوق بشر، پرچمدار شویم.

چهارصد هزار سال از پیدایش انسان می گذرد و ذره ذره به سمت آینده ای باز پیش می رود. دیوارهای سیمانی شیشه ای می شود.

کلاسهای درس به فضای باز نقل مکان می کنند. جاستین ترودو می گوید سیاستمداران لیبرال هزینه های خود را از طریق اینترنت در معرض مشاهده عموم می گذارند.



آگهی

باز، باز و باز هم بازتر!

آن را که حساب پاک است قاعدتا نباید از باز بودن بهراسد. اطلاعات، ارتباطات، اجتماعـات، همـه بازتـر می شوند.

ما اما در کجا ایستاده ایم؟

در سالهای اخیر، خیلی از ما مردمانی که از کشورهای «بسته» ریشه می گیریم، بد پیش نرفته ایم. اما در مقیاس تاریخی بسیار اندک بوده است.

اینجا در کانادا حرکت برای ما سریعتر می تواند.

در حرکت به سوی بازتر شدن و شفاف تر شدن، جامعه کانادا در سالهای اخیر، جزو سریعترین ها بوده است. تا همین پنجاه ـ شصت سال پیش زنان حتی حق رای نداشتند. امروز اما حدود نیمی از استانها، نخست وزیرشان زن است. در زمینه حقوق اقلیت ها، آزادی بیان، جریان آزاد اطلاعات، در عرصه آزادیهای شخصی، سرعت کانادا خیره کننده بوده است.

ولی سرعت مهاجران جدیدی که از کشورهای بسته آمده اند چه؟

اینجا در عمل معلوم می شود که کنار گذاشتن عادتها و سنتهای کهنه و روابط بسته، چندان هم آسان نیست. یک شبه ره صدساله نمیتوان رفت. ولی ره یک شبه را ده شبه رفتن هم قابل تحمل نیست.

امروزه برای خیلی چیزها کلاس می روند، آن هم کلاس در هوای آزاد، برای مدیتیشن، برای کم کردن استرس، برای سبز کردن زندگی، برای سلامت جسم و روان. شاید بد نباشد که برای همکاری کردن، با هم ساختن در جهت آمال و آرزوهای مشترک هم به کلاس برویم.

مربیان چنین کلاسهایـی چـه کسانـی می توانند بود؟

آنهایی که چشم و دلشان از پول و قدرت و جاه طلبی سیر است و نیازی به نام و شهرت های ربع ساعته ندارند. ما اینگونه مربیان کم نداریم. من تعدادی را می شناسم. تا به ما بگویند چگونه سرعتمان را به حد استاندارد برسانیم. چگونه وقتی پای ارزش های دموکراتیک و حقوق و آزادیهای همگانی به میان می آید، از سماجت بر سر نظر تک نفره و تک گروه خود دست برداریم، چگونه در عین برخورداری از تمام آزادیها برای خود، با دیگران برای رسیدن به اهداف و ایده های مشترک، حداکثر همکاری را بکنیم.

برای ما که از جوامع بسته می آییم، راه سختی در پیش است که به آن عادت نداریم.

به مربیانی نیاز داریم که به ما بگویند چگونه رج نزنیم، نوبت را در صف رعایت کنیم، مسئولیت های خود را آنگونه که متعهد می شویم به انجام برسانیم؛ اگر به تکریم از حقوق بشر لب می گشاییم و خود را مدافع آن می دانیم، بدهی های خود را هم به دیگران به موقع پرداخت کنیم. اول حقوق دیگران را خود کاملا رعایت کنیم و بعد برای دفاع از حقوق بشر، پرچمدار شویم.

مربیانی که به ما بگویند چگونه زنگارهای نشسته بر کفش هایمان را بزداییم تا سرعتمان در مسیر ترویج دموکراسی و آزادی و پیشرفت برای همه، و بویژه برای سرزمین مادری مان، بیشتر شود.

Loading Facebook Comments ...

اولین نظر دهنده باشید

با یک کلیک در خبـــرنــامه سلام تورنتو عضو شوید!

و داغ ترین اخبار کانادا را سریعا در ایمیلتان دریافت کنید