منظومه افسانه نیما به روایت گلوریا یزدانی

گلوریا یزدانی: تا نیایی و زیبایی کار نیما را نبینی، چگونه می توانی نیما را بشناسی و به فرزندانت بشناسانی و زیبایی های ادبیات ایرانی را بشناسی
______________________________________

گلوریا یزدانی از هنرمندان کامیونیتی ما است که تجارب فراوانی در عرصه رقص، باله، تئاتر و سینما اندوخته.

بعد از تئاتر «آفتاب از سیاهی نمی هراسد» که اکتبر سال گذشته به روی صحنه آورد، اودر فیلم کوتاه The Love Scene به کارگردانی اردی آریانپور بازی کرده است. این فیلم راجع به هنرپیشه ای است که در ایران موفق بوده و حالا به آمریکا آمده تا کار بازی در فیلم را در اینجا امتحان کند. ولی در این میدان، با چالش های جدیدی روبرو می شود.



آگهی

آگهی

گلوریا می گوید: «این نقش با من خیلی نزدیک است.» این فیلم از نوع کوتاه بوده و برای فستیوالها ساخته شده است.

افسانه اثری از «نیما یوشیج» به کارگردانی گلوریا یزدانی  شنبه 12 اکتبر 2013 ساعت 8 شب  سالن هنرهای نمایشی ریچموندهیل  10268Yonge St. Richmond Hill تلفن اطلاعات  5997-876- 416      2655-414-416 3330-893-647

افسانه اثری از «نیما یوشیج» به کارگردانی گلوریا یزدانی
شنبه 12 اکتبر 2013 ساعت 8 شب
سالن هنرهای نمایشی ریچموندهیل
10268 Yonge St. Richmond Hill
تلفن اطلاعات
416-414-2655
416-876-5997
647-893-3330

منظومه افسانه

نمایش «افسانه» در حقیقت به اجرا درآوردن اثر معروف نیما یوشیج بنیانگذار شعر مدرن فارسی بر روی صحنه تئاتر با همراهی موسیقی است.

گلوریا به نیما یوشیج علاقه فراوان دارد. او می گوید: «نیما عاشق طبیعت بود. از مازندران آمده بود. عاشق رودها و دشت ها بود و زیبایی ها را لمس می کرد. او برای بیان بهتر احساسات و تخیلش مجبور شد که وزن و قافیه را بشکند. او خودش می گوید که من برای رنج خود و دیگران، شعر می گویم. او نمی توانسته این رنج را در یک چارچوب قرار دهد. او می خواسته این چارچوب را بشکند تا این زیبایی ها طبیعی تر ایجاد شود.»

آشنایی و تسلط گلوریا با کارهای نیما تحسین برانگیز است.
از گلوریا می پرسم چرا منظومه افسانه را برای کار تئاتری خود انتخاب کرده.

گلوریا: نیما شعر نو یا شعر نیمایی را با منظومه افسانه آغاز کرد که باعث یک اختلاف عظیم در بین «ادیبان» دوران خود شد. اول همه او را هجو کردند، و فقط شهریار بود که به دفاع از او برخاست، و شعری نوشت به نام «شاعر افسانه». شهریار می گوید وقتی افسانه را خواند دیگر نمی توانست بخوابد و سرود:

نیما غم دل گو که زیبانه بگرییم
سر پیش هم آریم و دو دیوانه بگرییم
……………………………………….
بگذار به هذیان تو طفلانه بگرییم
ما هم به تب طفل طبیبانه بگرییم

گلوریا نتیجه می گیرد: «هنوز هم اگر کهنه پرست باشی و پا به پای استادت جلو بروی، درست می گویی، اما اگر بخواهی سنت بشکنی، آنوقت می شـوی «فـروغ» و اذیت می شوی.»

گلوریا یزدانی: من شجاعتی را که در نیما و فروغ برای درهم ریختن ساختارهای قدیمی و درهم شکستن تابوها وجود داشته، دوست دارم. من خودم را با آنها مقایسه نمی کنم اما در خودم این شجاعت را می بینم که با تابوها مبارزه کنم.

گلوریا یزدانی: من شجاعتی را که در نیما و فروغ برای درهم ریختن ساختارهای قدیمی و درهم شکستن تابوها وجود داشته، دوست دارم. من خودم را با آنها مقایسه نمی کنم اما در خودم این شجاعت را می بینم که با تابوها مبارزه کنم.

داستان منظومه افسانه از چه قرار است؟
گلوریا برایمان چنین می گوید: «نیما وقتی جوان بوده، یک زن روستایی را موقع آب تنی می بیند و عاشق او می شود. ولی هیچ وقت به وصال او نمی رسد. اما این عشق همیشه در ذهن نیما می ماند و نیما یک معشوقه خیالی برای خود درست می کند که اسم او را «افسانه» می گذارد. اما در ادامه منظومه افسانه، در دیالوگهایی که بین نیما و افسانه انجام می شود، معلوم می شود که افسانه همیشه یک زن و یک معشوقه نیست، بلکه بیشتر وقتها این افسانه به معنای همان داستان است و در پایان نیز، نیما این داستان را به بهار زندگی می رساند.»

در اجرای این منظومه، چند موزیسین گلوریا را همراهی می کنند. گلوریا خود در نقش «افسانه» و نیز در نقش راوی ظاهر می شود.

شراگیم نادری پیانو می نوازد، استاد اکبر قیدرپور سنتور می نوازد، احسان غفاری تار می نوازد و رویا سپهری و احسان غفاری آواز می خوانند. طول مدت نمایش، 80 دقیقه است.

گلوریا دلیل دیگری هم برای انتخاب این اثر و اجرای آن در تورنتو دارد. او می گوید:

  • «من علاوه بر عشقی که به این منظومه دارم، می خواهم این یاد و یادگار نیما را در قلب کانادا زنده کنم و آن را برای بچه هایمان نقل کنم. و گوش نوجوانانمان را با این منظومه آشنا کنم. چطور آنها میدانند که اندی و شهرام صولتی کی هستند. اما آیا نمی خواهند بدانند که نیما یوشیج که بود و چه کرد؟»

از گلوریا می پرسیم که وضعیت هنرمندان در کامیوینتی ما چگونـه است؟ و او در پاسخ می گوید:

«در جامعه ایرانی، چون مردم سرشان بیشتر به اقتصاد بند است تا به هنر، هنرمندان خیلی احساس کمبود می کنند. هنرمند در جامعه ایرانی باید خیلی فداکاری کند تا بتواند کارش را به روی صحنه بیاورد.»

گلوریا ادامه می دهد: «تورنتو شهری است پر از هنرمندان خوب ایرانی که به رشته های مختلف تسلط دارند، از مجسمه سازی، نقاشی، موسیقی، و بازیگری گرفته تا کارگردانی و نویسندگی. منبع عظیمی از هنر در اینجا وجود دارد، اما هیچ کدام از این هنرمندان حاضر نیستند کار دیگری را قبول کنند تا وحدتی بین همه ایجاد شود. ما کمبود هنرمند نداریم، کمبود وحدت بین جامعه هنری داریم. به همدیگر کمک کنیم نه آنکه با خراب کردن کار دیگری کارمان را جلو ببریم.»

fit4vip
fit4vip

When:
Where:
Cost:
Info:
Loading Facebook Comments ...

اولین نظر دهنده باشید

آیا می خواهید داغترین اخبار تورنتو و کانادا را سریعا دریافت کنید؟

نام و آدرس ایمیل کافیست