انتخابات‌های آینده در کانادا وموقعیت جامعه ایرانی- کانادایی!

تقویم برگزاری انتخابات‌های عمومی در همه‌ی رده‌های شهری، استانی، کشوری و حتی برخی نهادهای عمومی غیر سیاسی در کانادا نشان می‌دهد که در دو سال آینده (اگر رویداد غیرمنتظره‌ای اتفاق نیفتد)، در کانادا و در استان انتاریو و بزرگشهر تورنتو (بعنوان بزرگترین محدوده جغرافیایی تمرکز جامعه ایرانی- کانادایی)، شاهد چندین انتخابات خواهیم بود. در سطح شهری انتخابات شهرداری، در سطح استان انتخابات پارلمان انتاریو و در سطح فدرال انتخابات سراسری پارلمان کانادا. همچنین انتخابات شوراهای آموزشی، همزمان با انتخابات شهرداری‌ها برگزار خواهد شد. با نزدیک شدن تاریخ برگزاری انتخابات‌های پیش بینی شده نیز بار دیگر مسئله‌ی میزان توجه و مشارکت در این انتخابات‌ها، برای شهروندانی که به هر شکل و دلیلی خود را متعلق به جوامع قومی- فرهنگی در کانادا می‌دانند، مطرح خواهد شد.

باید توجه داشت که مشارکت سیاسی مهاجران در زندگی سیاسی- اجتماعی جامعه‌ای چند فرهنگی چون کانادا یکی از اساسی‌ترین پایه‌ها و زمینه‌های پیشرفت و موفقیت آنها در همه‌ی امور زندگیشان است. نگاهی کلی به سابقه‌ی فعالیت‌های عمومی جوامع قومی- فرهنگی در کانادا نشان می‌دهد نسل‌های اول مهاجران، به دلایل بسیار روشن و قابل درک، چندان گرایش و حتی امکان عملی توجه به مشارکت سیاسی در کانادا نداشته و ندارند. اما نسل دوم و سوم مهاجران، برغم مشکلات و موانع بسیاری که سیستم فرهنگی مسلط بر کل جامعه در مسیر فعالیت‌های سیاسی آنان قرار می‌دهد، بتدریج راه را باز می‌کنند و وارد سیستم سیاسی و نهادهای گوناگون تصمیم‌گیری در همه‌ی امور جامعه می‌شوند. اگرچه دقت در تصویر کنونی نهادهای سیاسی و تصمیم‌گیرنده در کانادا همچنان با فاصله‌ای گسترده نشانگر حضور و تسلط “شهروندان کانادایی سفید پوست” نسبت به شهروندان کانادایی متعلق به جوامع قومی- فرهنگی است، اما اندک اندک امید به تغییر و تحول در این زمینه بیشتر می‌شود.

در این میان، وضعیت و مکان جامعه “ایرانی ـ کانادایی” در صحنه سیاسی و نهادهای تصمیم‌گیری در جامعه کانادا چگونه و کجاست؟ ایرانیان مهاجر به کانادا که بیش از سه دهه از حضور پیوسته و رو به رشدشان در این کشور می‌گذرد، تا چه حد به مشارکت سیاسی و تلاش برای حضور در نهادهای تصمیم‌گیرنده کانادایی باور دارند و توجه نشان داده‌اند؟ حالا که نسل دوم ِ نخستین گروههای مهاجر ایرانی به کانادا وارد صحنه‌ی کار و زندگی و فعالیت‌های گوناگون شده‌اند و نسل سوم هم در نهادهای آموزشی، با معیارها و ضوابط کاملا “کانادایی” رشد می‌کنند و پرورش می‌یابند، آیا به نسبت تعداد، سابقه حضور، توانایی‌های فکری و تخصصی و مالی، و بویژه ادعاهایی که در زمینه‌ی آزادی‌خواهی و دموکراسی طلبی از خود نشان می‌دهند، به اهمیت و ضرورت حضورشان در نهادهای تصمیم‌گیری سیاسی- اجتماعی وطن دومشان آگاه شده‌اند؟



آگهی

مروری بر تاریخ دست‌کم بیست ساله جامعه مهاجران ایرانی در کانادا نشان می‌دهد که تقریبا در همه‌ی انتخابات‌های سیاسی در سطح فدرال و بویژه استان انتاریو، افرادی از جامعه ایرانی- کانادایی اشتیاق شدید خود را به حضور در پارلمان فدرال و استانی و حتی در سطوح شهری نشان داده‌اند که از جهتی قابل توجه و نشانه‌ای مثبت است. اما چرا از تعداد نسبتا قابل توجه کاندیداهای ایرانی تبار برای انتخاب شدن در مجالس قانون‌گذاری فدرال، استانی و شوراهای شهر در شهر تورنتو و ریچموندهیل در دو دهه گذشته، تنها دو مورد موفقیت (دکتر رضا مریدی نماینده مردم شهر ریچموندهیل در پارلمان انتاریو و دکتر امیر خدیر نماینده مردم مونترآل در پارلمان کبک) وجود داشته و از بقیه علاقمندان “ناموفق” کمتر سخنی شنیده می شود. آیا کاندیداهای ایرانی تبار ناموفق تصور کرده بودند که با یکبار نشانه گرفتن هدفی باید موفق می‌شدند؟ و حالا که تیرشان به هدف اصابت نکرده باید کنار بکشند؟ یا اینکه آن گروه از ما شهروندان ایرانی تبار علاقمند به حضور در نهادهای تصمیم‌گیری کانادایی(در همه‌ی سطوح)، هنوز راه و روش فعالیت سیاسی و تجربه‌اندوزی مستمر و منطبق بر اصول و ضوابط معمول و مرسوم در جامعه‌های دموکراتیک را نیاموخته‌ایم؟

آشکار است که بخشی از ذهنیات سیاسی- اجتماعی گروهی از ما ایرانیان، ناباوری به رعایت راه و روش‌های اصولی (و لاجرم طولانی مدت) از سویی، و توهم و خوشباوری و اعتقاد به جهش و میان‌بر زدن و به مقصد رسیدن سریع از سوی دیگر است. چنین ذهنیتی البته در جامعه‌هایی که همه‌ی امورشان بر اصول و ضابطه‌های مشخص، فکرشده و منظم شکل گرفته (و به همین دلیل هرچند نسبی، مدرن و دموکراتیک تلقی می‌شوند)، امکان زیادی برای موفقیت ندارد.

کافی است هر فرد علاقمند به مشارکت و حضور فعال در نهادهای تصمیم گیری کانادایی، چه انتخابات پارلمان فدرال باشد، چه انتخابات استانی و یا انتخابات شهرداری‌ها و شوراهای شهر، نگاهی به کارنامه و سابقه فعالیت‌های چهره‌های سیاسی موفق و منتخبین نهادهای گوناگون در همه‌ی رده‌های فدرال و استانی و شهری بیندازد تا ببیند که جز در موارد استثنایی که “زمان مناسب” و “مکان مناسب” و اندکی “شانس” فراهم بوده است، اغلب، موفقیت‌هایشان را مدیون سالها کار اجتماعی- فرهنگی داوطلبانه، آشنایی عمیق و اصولی با قوانین؛ ضابطه‌ها و ساختارهای سیاسی؛ ارتباط گسترده با افراد و نهادهای موجود در هر منطقه و حوزه‌ انتخابی؛ اثبات حسن نیت و جلب اعتماد و درک منافع عمومی رای دهندگان و بویژه پشتکار و جدیت برای رسیدن به هدف نهایی بوده است.

از هم اکنون زمزمه‌ها و ابراز علاقه افرادی از جامعه ایرانی- کانادایی برای شرکت در انتخابات‌های پیش رو در ماههای آینده اشکار شده است. با نزدیک شدن به زمان برگزاری انتخابات‌ها بی شک تعداد این افراد بیشتر هم خواهد شد. ولی خواست و علاقه برای انتخاب شدن و مقام و منزلت سیاسی کسب کردن تنها بخش ناچیز و کم اهمیتی از لوازم و اسباب “پیروزی” است. شرایط ضروری و تعیین کننده جهت دستیابی به اهداف مورد نظر را می‌توان از سویی با تجدیدنظر در برخی از جنبه‌های ذهنیت رایج و مسلط “ایرانی”، و از سوی دیگر با نگاهی به کارنامه و سابقه‌ی اغلب منتخبین و نمایندگان سیاسی در جامعه کانادا در همه‌ی رده‌ها جستجو کرد. در میدان سیاست استفاده از شیوه جهش ناگهانی و با “چتر” در مکان مناسب و دقیق فرود آمدن به ندرت امکان‌پذیر است!

Loading Facebook Comments ...

اولین نظر دهنده باشید

با یک کلیک در خبـــرنــامه سلام تورنتو عضو شوید!

و داغ ترین اخبار کانادا را سریعا در ایمیلتان دریافت کنید