آشنایی با دیوید موسوی

دیوید موسوی (چپ) در کنار جاستین ترودو رهبر حزب لیبرال کانادا 

________________________________________________________________

مهاجرت خانواده، خاطرات کودکی در منطقه جین و فینچ، تحصیلات دانشگاهی، فعالیت های اجتماعی، دیدگاه سیاسی و …



آگهی

آگهی

هفته گذشته بیانیه اعلام آمادگی دیوید موسوی برای نامزد شدن در انتخابات آتی پارلمان کانادا را به دو زبان فارسی و انگلیسی درج کردیم.
دیوید موسوی، برای کسب این نامزدی، ابتدا باید نظر موافق حزب لیبرال از حوزه ویلودیل را به دست آورد، چرا که چند نفر دیگر نیز برای کسب این نامزدی اعلام آمادگی کرده اند.

به همین خاطر، دیوید تلاشهای خود را دو چندان ساخته تا ساکنان حوزه ویلودیل را هر چه بیشتر با خود، بیوگرافی و سابقه فعالیت های اجتماعی اش آشنا کند.
دیوید موسوی هفته گذشته در دفتر سلام تورنتو حضور یافت و به تفصیل درباره بیوگرافی، خانواده، تحصیلات، ایده ها و فعالیتهای اجتماعی خود برایمان صحبت کرد.

گفت و گوی ما با علی احساسی یکی دیگر از نامزدهای کسب کاندیداتوری حزب لیبرال از حوزه ویلودیل برای انتخابات آتی پارلمان کانادا را هفته آینده در همین صفحات ملاحظه خواهید کرد

***

پدر
حسن موسوی 29 سال بیشتر نداشت که به اتفاق همسرش «انسیه» و دو فرزندشان هما و امیر، از ایران به کانادا مهاجرت کردند و در شهر تورنتو در منطقه جین و فینچ ساکن شدند.
سال 1975 بود و هنوز چهار سال تا به دنیا آمدن فرزند سوم خانواده ـ دیوید موسوی ـ مانده بود. در آن سالها منطقه جین و فینچ پذیرای تعداد کثیری از مهاجران جدید بود.
متاسفانه حسن موسوی، دچار مشکل پزشکی شد. دیوید 4 سال بیشتر نداشت که پدرش حسن موسوی درگذشت.

دیوید درباره آن دوران می گوید:
«خاطرات آن دوران را هنوز به یاد دارم. پدرم آچار فرانسه ـ هندی من ـ بود. مدتی برای Hakim Optical کار می کرد. او یک اتومبیل ون با لوگوی «حکیم» داشت.»
حسن موسوی دچار رماتیسم قلبی بود و به پیوند دریچه قلب نیاز داشت. در سال 1977 یعنی دو سال بعد از مهاجرت به کانادا، عمل جراحی قلب باز بر روی او انجام شد. به او گفتند که حداقل تا 18 سال دیگر می تواند با آن دریچه سپری کند. متاسفأنه در سال 1984 در سن 38 سالگی درگذشت.

دیوید می گوید: «سال گذشته در منزل پسردایی ام بودم که یک فیلم ویدیویی از پدرم به نمایش گذاشت. تجربه جالبی بود زیرا پدرم را می دیدم و چیزهای تازه ای درباره او کشف می کردم. اما بیشترین آشنایی من با کارآکتر پدرم، از طریق کسانی است که به نوعی او را می شناختند. چندین سال پیش، هنوز تین ایجر بودم که آقایی به سراغم آمد و پرسید: «تو پسر حسن هستی؟»

و بعد برایم شرح داد که چگونه با پدرم آشنا شده بود: روزی در جاده ماشین او خراب شده بود و پدرم توقف کرده و به کمک او رفته و 5/1 ساعت روی ماشین او کار کرده و آن را به راه انداخته بود و هیچ نگرفته بود.» آن آقا به همین دلیل پدرم را خوب به خاطر داشت.»

مادر
با فوت حسن موسوی، انسیه موسوی مادر خانواده در وضعیت خیلی سختی قرار گرفت. در حالی که 34 سال بیشتر نداشت باید از 3 فرزندش نگهداری کند. هما خواهر دیوید که آن زمان 14 سال بیشتر نداشت، امیر برادر 10 ساله دیوید، و دیوید 4 ساله.
دیوید می گوید: «مادرم زن سرزنده ای بود. با آنهمه دشواری هایی که مقابلش بود، اجازه نداد آن فشارها بر ما سنگینی کند. شجاعت فراوانی نشان داد. به تحصیلات ما خیلی اهمیت می داد. اجازه نمی داد مشکلات سبب غفلت ما از تحصیل شود. برای همین همزمان در دو جا کار می کرد. می خواست مطمئن شود که ما موفق می شویم. روزها در فروشگاه Bay کار می کرد و در شیفت دیر وقت، در Canada Post مشغول بود.»

بعدا، انسیه موسوی به عنوان مترجم در فرودگاه بین المللی پیرسون به کار پرداخت. در قسمت پذیرش فرودگاه، از او به عنوان مترجم برای مکالمه با ایرانیان مهاجر و یا جویای پناهندگی که وارد می شدند، کمک گرفته می شد.

دیوید تعریف می کند: «حالا سالها از آن دوران گذشته اما بارها می شود که مردم جلو می آیند و به مادرم می گویند: «خانم شما را کجا دیده ام! و بعد معلوم می شود که مادرم کسی بوده که در روز اول ورود آن فرد به فرودگاه پیرسون، برای او مترجمی کرده و او را راهنمایی کرده.»
در واقع همین شنبه دومین هفته ماه آگوست آقایی در میدان مل لستمن تورنتو به مادر دیوید می گوید: «خانم من شما را هنوز به یاد دارم 23 سال پیش شما در فرودگاه پیرسون برای من مترجمی کردید.»

نکته جالب اینکه این آقا مدتی است که دارد در کمپین انتخاباتی دیوید به او کمک می کند. او به دیوید گفته: «مادرت به من کمک کرد و حالا من دارم به تو کمک می کنم در حالی که خبر نداشتم تو پسر آن خانم هستی.»

کودکی و نوجوانی
دیوید تا 6 سالگی در فینچ و جین زندگی می کرد. او درباره آن دوران می گوید: «به یاد می آورم که جامعه خیلی متنوع و رنگارنگی بود. یک همسایه ما از این سوی دنیا بود و همسایه دیگر ما از سمت دیگر کره زمین. بعد به برامپتون نقل مکان کردیم، چرا که یکی از دائی های من در آنجا زندگی می کرد. در برامپتون اروپایی تبارها و پنجابی و هندی تبارها در اکثریت بودند. و چون مادرم همیشه سرکار بود، من فرصت چندانی نداشتم که فارسی صحبت کنم، چون فقط از طریق صحبت با او و خواهرم بود که می توانستم فارسی یاد بگیرم. این است که فارسی من آنطور که می خواهم قوی نیست ولی دارم سعی می کنم با همه ایرانی ها فارسی صحبت کنم تا فارسی خودم را تقویت کنم.»

David Mousavi`s Vision for our Community:
I want the Iranian-Canadian community to integrate fully into the Canadian society, economically, socialy and finaly politicaly
We`ve done the first two, Dr. Moridi started the third one, it`s now time to fullfill that
I don`t want to be the only Iranian MP, I want many more to become MP`s

ورود به ویلودیل
تا نیمه دوم دبیرستان، دیوید به همراه خانواده در برامپتون زندگی می کرد. در سال 1997 بود که آنها به ویلودیل نقل مکان کردند.

او دبیرستان را در Newton Brook High School در ویلودیل تکمیل کرد. حالا او بیش از 16 سال است که در ویلودیل زندگی می کند. و بیش از 8 سال است که از لیبرالهای این حوزه و عضو فعال انجمن لیبرالهای ویلودیل است.
دیوید در سالهای نوجوانی و مدرسه خیلی ورزش می کرد. او می گوید: «مادرم به این ترتیب می خواست مطمئن شود که من از زشتی ها دور می مانم. در دوران دبیرستان عضو Army Cadet بودم که در این گروه، خیلی چیزها مانند کار گروهی و خدمت به اجتماع را یاد گرفتم و به آن علاقمند شدم.»

دانشگاه
با تکمیل دبیرستان، دیوید به دانشگاه یورک می رود در رشته Health Science به تحصیل مشغول می شود. همزمان، برای تامین مخارج تحصیلی خود، شروع به کار کردن می کند و به عنوان سوپروایزر به صورت پارت تایم در دپارتمان Hardware در فروشگاه کندین تایر سنترپوینت مال در ویلودیل مشغول می شود. او می گوید: «حدود 4 سال به این کار مشغول بودم تا پول تحصیل خودم را بپردازم.»

او سپس تصمیم می گیرد که به طور همزمان در دو رشته ادامه تحصیل دهد.

در مدرسه معروف حقوق دانشگاه یورک به نام Osgoode Hall Law School درس حقوق می خواند و در دیگر مدرسه معروف این دانشگاه به نامSchulich School of Business درس بیزنس. از مدرسه اول مدرک JD می گیرد و از مدرسه دوم مدرک MBA . او در سال 2010 فارغ التحصیل می شود. او اینک در یک موسسه وکالت در دان تاون تورنتو به کار وکالت در شاخه بیزنس و Real Estate مشغول است.

دیوید سفرهای خارجی آموزشی هم داشته است. او می گوید: «خیلی از درسهای من از نوع اینترنشنال بود و من در دو برنامه تبادل دانشجو Exchange مشارکت کردم. اول در توکیوی ژاپن برای مدت 6 ماه که حقوق بین الملل خواندم.»

او از ایام اقامت خود در توکیو، خاطره جالبی دارد. می گوید: «وقتی در توکیو زندگی می کردم، به کشورهای همسایه ژاپن هم می رفتم. سفر بخش مهمی از زندگی من است. اما این اولین بار در زندگی من بود که خود را متفاوت می دیدم. آنها همه یکسان و ژاپنی بودند. ولی من متفاوت بودم و می دیدم که آنجا اقلیت مرئی Visible Minority هستم.»
برنامه Exchange دوم دیوید، در تل آویو اسرائیل بود. به عنوان بخشی از برنامه Global Leadership Program در مدرسه بیزنس، تیمی از دانشجویان کانادایی و تیمی از دانشجویان اسرائیلی، گروه اول در اینجا و گروه دوم در آنجا، به صورت آنلاین کار می کردند که دیوید نیز عضو تیم کانادایی بود.

او می گوید: «سپس برای مدت کمتر از یک ماه به آنجا رفتم تا برنامه را تکمیل کنم. ابتدا دانشجویان اسرائیلی به اینجا آمدند و بعد ما به آنجا رفتیم.» دیوید می گوید: «من می خواستم بروم و خودم با چشم خود همه چیز را ببینم. هم به اسرائیل رفتم و هم به قلمرو فلسطینی ها رفتم. حقیقت این است که مادرم ابتدا کمی دغدغه داشت و نگران بود که اگر روزی بخواهم به ایران بروم مبادا مشکلی برایم به وجود آید. و من گفتم اگر دانشجو هستم همه جا می روم تا یاد بگیرم.»

فعالیتهای اجتماعی
در طول تحصیل همزمان در دو مدرسه «آزگود» و «شولیک» دیوید موسوی به عضویت در بورد (هیات مدیره) دو سازمان مهم درآمد:

Family Daycare Services
Downsview Services for Seniors

در حال حاضر، او قائم مقام بورد در سازمان اول و پرزیدنت بورد در سازمان دوم است.

سازمان Family Daycare Services با بودجه استانی و شهرداری اداره می شود و در حال حاضر حدود 20 میلیون دلار بودجه سالانه آن است.
سازمان Downsview Services for Seniors در حال حاضر 6 میلیون دلار بودجه سالانه دارد که از سوی هر سه سطح دولتی ـ فدرال، استانی و شهرداری ـ تامین می گردد.

مراقبت از کودکان
دیوید موسوی این دو تجربه را برای خود خیلی مفید می خواند و می گوید: «در سازمان اول با سرویس های مخصوص نگهداری از کودکان 5ـ0 سال سروکار داریم. وقتی دولت استانی انتاریو برنامه کودکستان تمام روز Full Day Kindergarten را به راه انداخت، کودکان 4 و 5 ساله به سیستم مدارس دولتی منتقل شدند و به همین خاطر تعداد کودکان تحت اداره ما کمتر شد و باید استراتژی جدیدی تدوین می کردیم و سازمان ما، البته نه اینکه فقط به خاطر من بلکه به خاطر همه اعضای بورد، به عنوان یکی از بهترین سازمانهای انتاریو شناخته شد. ما با خیلی ها ملاقات می کنیم. نه فقط برای کامیونیتی ما بلکه برای همه کامیونیتی ها Childcare موضوع بسیار مهمی است، زیرا اگر خانواده ها جای خوبی برای بردن کودکان خود نداشته باشند، نمی توانند به سرکار بروند و اگر به سرکار نرودند، مالیات نمی دهند و سطح خدمات پایین می آید.

در اینجا دیوید موسوی از دولت محافظه کار استفن هارپر انتقاد می کند و می گوید: «پل مارتین نخست وزیر لیبرال در دوران نخست وزیری خود اولین استراتژی ملی مراقبت از کودکان National Childcare Strategy را شروع کرد ولی با به سرکار آمدن استفن هارپر آن استراتژی کاملا حذف شد.»

سینیورها
دیوید موسوی که اکنون پرزیدنت بوردDownsview Services for Seniors است، با مسائل و نیازهای سینیورها خوب آشنایی دارد. او می گوید: «جمعیت سینیورها دارد افزایش می یابد. متوسط سن سینیورها دارد بالا می رود و ما باید توجه خیلی بیشتری به سینیورها بکنیم، زیرا تعداد افرادی که به سن های بالاتر می رسند در حال افزایش است که مسلما به سرویس های بیشتری نیاز دارند.»

دیوید می گوید: «خوب می دانم که سینیورها مایلند به جای اقامت در خانه های سالمندان، در خانه خود بمانند، حتی اگر تنها باشند. خانه های سالمندان Senior Homes هم گران است و هم پیدا کردن جا در آن سخت است. برای همین ما به سینیورها ساپورت می دهیم تا در خانه بمانند که هم برایشان شادتر و راحت تر است و هم کم هزینه تر. هر چه تعداد سینیورها در خانه های سالمندان بیشتر شود، هزینه ها بالاتر می رود. این هزینه ها از کجا باید تامین شود جز از طریق افزایش مالیاتها؟»

دیوید موسوی (اول از سمت چپ) در کارناوال کاریبانای امسال

دیوید موسوی (اول از سمت چپ) در کارناوال کاریبانای امسال

جوانها
دیوید معتقد است که برای جوانها باید شغل بیشتری ایجاد شود، زیرا نبودن شغل های خوب برای جوانان باعث شده که تعداد بیشتر و بیشتری از آنها تا سنین خیلی بالا کماکان در خانه والدین خود زندگی کنند.

ویلودیل
به حوزه ویلودیل می رویم که دیوید موسوی در پی نامزدی از این حوزه برای انتخابات پارلمانی آینده کانادا است. او در مورد بافت جمعیتی ویلودیل می گوید: «ویلودیل خیلی متنوع است. حدود 25 درصد جمعیت آن را چینی تبارها، حدود 8 درصد را ایرانی تبارها، حدود 8 درصد را کره ای ها و 3 تا 4 درصد را فیلیپینی ها تشکیل می دهند.»

از دیوید می پرسیم:
ـ چه مسائلی برای ساکنان این حوزه بیشتر اهمیت دارد؟
دیوید می گوید: «تحصیل و آموزش فرزندان برای همه این ساکنین خیلی مهم است، همه به فکر آینده فرزندانشان هستند و نگران و به فکر تحصیلات دانشگاهی آنها در آینده و پیدا کردن شغل هستند. موضوع مهم دیگر برای آنها مسئله ایمیگریشن است. در چند سال اخیر تغییراتی در حوزه ایمیگریشن بوده که پروسه را خیلی مشکل کرده. محافظه کاران برای مهاجران آن ارزشی را که پیر الیوت ترودوی لیبرال یا جاستین ترودوی لیبرال و یا من لیبرال قائلیم، قائل نیستند.»

ـ دیگر چه موضوعی برای ساکنان ویلودیل حائز اهمیت بالا است؟
دیوید موسوی می گوید: «موضوع مهم دیگر، مسئله معتبر شناخته شدن مدارک تحصیلی ای است که مهاجران در کشور دیگری کسب کرده اند. آنها به خاطر همین تحصیلاتشان بوده که برای مهاجرت به کانادا قبول شدند، ولی وقتی به اینجا می آیند حالا موضوع عوض می شود.»
دیوید می گوید: «مهاجرت تحت کنترل دولت فدرال است، اما معتبر شناختن کردیت تحصیلی مهاجران در خارج، تحت نظارت دولت استانی است که البته آن را به انجمن های حرفه ای نظیر Law Society of Upper Canada و یا انجمن های نظام پزشکی سپرده است. دولت فدرال می گوید: «تو متخصصی و خوش آمدی. اما وقتی می آید این دولت استانی است که باید آن مدارک را به رسمیت بشناسد.»

به اعتقاد دیوید موسوی: «تنها راه حل این مشکل، همکاری دولت فدرال و دولت استانی است. ما مشکل کمبود پزشک و نظایر آن داریم. این یکی از مسائلی است که اگر من نماینده پارلمان شوم می خواهم روی حل آن کار کنم.»

سیستم حمل و نقل عمومی
دیوید موسوی معتقد است که در کانادا دولت فدرال به اندازه کافی سیستم حمل و نقل عمومی را ساپورت نمی کند. او می گوید: «در شهرهایی مثل پاریس، نیویورک یا لندن، دولت فدرال کمک خیلی بیشتری به سیستم حمل و نقل عمومی می کند تا اینجا. اما اگر این سیستم ضعیف باشد، در شهری مثل تورنتو که حدود 33 درصد تولید ناخالص ملی کانادا در آن مدیریت می شود، این سیستم حمل و نقل عمومی ضعیف به این اقتصاد ضربه می زند. پس مشکل حمل و نقل عمومی فقط مسئله شهری یا استانی نیست بلکه یک مسئله فدرال است.»

کامیونیتی ما
دیوید موسوی در طی چند سال اخیر با کامیونیتی ایرانی ـ کانادایی خیلی بیشتر آشنا شده. او می گوید:
«من به خیلی چیزها در کامیونیتی مان افتخار می کنم. به دانشگاهی های آن، به بیزنس من ها و بیزنس وومن های موفق آن، به پیشرفت های آن، اما بخش دیگری هم هستند که در حال مبارزه و تلاش هستند تا به جایی برسند، و دارند همان چیزهایی را تجربه می کنند که من وقتی کودک بودم با خانواده ام تجربه می کردیم، مهاجران جدیدی هستند که سینگل مادر یا سینگل فادر هستند، بعضی ها هستند که با مشکلاتی چون بیکاری، مشکلات مالی، و یا اعتیاد سرو کله می زنند. ما باید به آنها کمک کنیم تا بالا بیایند و همه بالا برویم.»

رابطه دولت فدرال با کامیونیتی ما
دیوید سپس به مسائل مرتبط با تحریم ها اشاره می کند و می گوید»

«سینیورهایی هستند که حقوق بازنشستگی شان باید از ایران بیاید، دانشجویانی هستند که باید پول توسط خانواده شان از ایران برایشان ارسال شود، مسئله مردم ایران نیستند، مسئله، دولت ایران است؛ اما مشکل دولت فدرال فعلی کانادا این است که میزان مشاوره آن با کامیونیتی ما صفر است، به آنها باید گفت اگر تغییر واقعی در ایران می خواهید، باید قلب و روح ایرانی ها را از آن خود کنید، دولت فدرال کنونی با کامیونیتی ما مشاوره کافی نکرده، و اگر من به عنوان نماینده پارلمان فدرال انتخاب شوم، اجازه نخواهم داد که هیچ تصمیم جدی که بر کامیونیتی ما اثر مستقیم داشته باشد، بدون مشورت با کامیونیتی ما اتخاد شود.»

ترودو
دیوید موسوی به پیر الیوت ترودو نخست وزیر اسطوره ای کانادا که با به تصویب رساندن منشور حقوق و آزادیها Charter of Rights and Freedoms در سال 1982، کانادا را به دوران نوین هدایت کرد، علاقه و احترام فراوانی دارد. او می گوید: «پیر الیوت ترودو کاری کرد که همه تغییر کردند، همه این تغییر را احساس کردند… اما در چند سال اخیر، وضعیت تغییر پیدا کرده که مرا نگران می کند و گاهی حتی باعث می شود که شبها بیدار شوم و فکر کنم. با این حال، من خوشبین هستم. من با جاستین ترودو چندین بار ملاقات کرده ام. او خیلی شبیه پدرش (پیر الیوت ترودو) است، و فکر می کنم که او هم می تواند یک نخست وزیر بزرگ شود. او خیلی مترقی است. من فکر می کنم جاستین خیلی فعالیت می کند و به مالتی کالچرالیزم اهمیت می دهد. او گاهی در یک روز در 4 یا 5 برنامه کامیونیتی ها شرکت می کند.»

دیوید سپس به حضور ماه گذشته جاستین ترودو در کامیونیتی ایرانی اشاره می کند و می گوید: «آن روز در رستوران شیراز از جاستین به خاطر حضورش تشکر کردم، ولی او گفت تشکر نکن، من عاشق این کارها و حضورها هستم، چون این کانادایی است که ما باید داشته باشیم، رهبری که همه به او دسترسی داشته باشند.»

fit4vip
fit4vip

When:
Where:
Cost:
Info:
Loading Facebook Comments ...

اولین نظر دهنده باشید

آیا می خواهید داغترین اخبار تورنتو و کانادا را سریعا دریافت کنید؟

نام و آدرس ایمیل کافیست