“معمای روشنفکری در ایران”، در کانون کتاب تورنتو

“روشنفکر هیچ ارزشی را در جامعه، مقدس نمی‌داند”
سخنان دکتر محمد توکلی، دکتر سروش دباغ، دکتر رامین جهانبگلو و دکتر عطا هودشتیان

کانون کتاب تورنتو از معدود نهادهای فرهنگی جامعه ایرانی-کانادایی است که در 5 سال گذشته تقریبا هر ماه جلسات ماهانه‌ای را در سیویک سنتر نورت یورک برگزار می‌کند. موضوع بیشتر جلسات کانون کتاب تورنتو مسائل فرهنگی اجتماعی تاریخ معاصر ایران است که با دعوت از پژوهشگران، نویسندگان و استادان دانشگاه‌ها مورد بحث و بررسی و گفت و شنود با شرکت کنندگان قرار می‌گیرد. در آخرین جلسه ماهانه کانون کتاب تورنتو که روز جمعه 13 ژانویه در سالن اجتماعات سیویک سنتر نورت یورک و با حضور و استقبال بسیار قابل توجه بیش از 300 تن از علاقمندان مسائل فرهنگی برگزار شد، موضوع بحث “معمای روشنفکری در ایران” بود. در این جلسه دکتر محمد توکلی، استاد تاریخ در دانشگاه تورنتو، دکتر سروش دباغ، پژوهشگر و روشنفکر دینی، دکتر رامین جهانبگلو، استاد علوم سیاسی در مرکز اخلاقیات دانشگاه تورنتو و دکتر عطا هودشتیان استاد دانشگاه در شهر مونترآل شرکت داشتند….

به ترتیب از راست به چپ: دکتر رامین جهانبگلو (دانشگاه تورنتو) و دکتر سروش دبّاغ

به ترتیب از راست به چپ: دکتر رامین جهانبگلو (دانشگاه تورنتو) و دکتر سروش دبّاغ

دکتر محمد توکلی به عنوان نخستین سخنران با یک بررسی تاریخی و ذکر نقل قول‌هایی از چهره‌های شناخته شده ادبیات و فرهنگ ایران در باره روشنفکری گفت:”کسروی گفتمانی را پی انداخت که ریشه در آرا و باورهای نامتجانس داشت. این گفتمان هم متجدد بود و هم متدین. هم آخوند ستیز بود و هم مخالف اروپاگرایی. هم مشروطه خواه بود و هم خواهان وحدت دینی. هم مدافع زبان و ادب فارسی بود و هم محارب با اندیشه های جزم‌گرای سرایندگانی چون حافظ و مولانا. با پیوند تجدد و تدین و مقابله با اروپا گرایی این گفتمان راهنمای کسانی چون علی اکبر حکمی زاده، غلامرضا سعیدی، احمد فردید، فخرالدین شادمان، محمد تقی شریعتی، جلال آل احمد، علی شریعتی و همچنین روح اله خمینی شد و این افراد از جمله کسانی هستند که کسروی روی آنها تاثیر زیاد گذاشته است. هم خوانی و هم زبانی این اندیشه ورزان نامتجانس بیانگر تاثیرگذاری و تاثیر پذیری جریان های متفاوت فکری در یکدیگر است. اما روایت های موجودی که ما از جنبش روشنفکری ایران داریم این جنبش ها را مستقل و هر کدام را دارای یک تاریخ مستقل خودش می کند . روحانیون تاریخ خودشان را دارند ، روشنفکران دینی یک تاریخ خاص خودشان را دارند و روشنفکران سکولار هم یک تاریخ خاص خودشان را دارند”.
دکتر محمد توکلی در بخش پایانی سخنان خود گفت:”معمای روشنفکر امروز چگونه اندیشیدن در زمانه ای است که روحانیون سنتی دیروز هم چون معماران و مهندسان راه و ساختمان از نقشه و هندسه الهی ، هندسه کلام ، مهندسی فرهنگی ، مهندسی معنویت ، مهندسی معرفت دینی ، و مهندسی دینی سخن می‌گویند. به نظر من روشنفکران امروز حرفهای تکراری گذشته را نمی توانند بزنند و این موقعیت خاصی که در مورد مهندسی شدن تفکرهست را نمی شود با تحلیل های قرن هجده و نوزده بررسی کرد. تجربه تاریخی جدیدی در ایران شده که با تجربه روشنفکری در اروپا بسیار متفاوت است. و به شکلی روشنفکر بودن، امروز نواندیش بودن هم هست، ولی نواندیشی که باید تاریخی باشد، که جریان های متفاوت را بفهمد، تاثیرهای این جریان ها را بر روی همدیگر بفهمد. این تفکر مهندسی که امروز در بین علمای دولتی اشاعه پیدا کرده برآیند گفت و گویی است با روشنفکران و مهندسانی که بخش مهمی از جمهوری اسلامی را دارند رهبری می کنند”.



آگهی

” عرفان کنونی ما عرفان پسا انقلابی و غیر سیاسی است”

سخنران بعدی جلسه کانون کتاب دکتر سروش دباغ، فرزند دکتر عبدالکریم سروش بود.
دکتر سروش دباغ در آغاز سخنان خود اظهار داشت:
“مفهوم روشنفکری از جمله مفاهیم بر ساخته ی اجتماعی مثل دمکراسی، لیبرالیسم، مدرنیته و سکولاریسم است. مراد هم این است که این مفاهیم برساخته ی اجتماعی ذات ندارد. به تعبیر دیگر به جای اینکه روشنفکری داشته باشیم ، روشنفکری هایی داریم به جای اینکه مدرنیته داشته باشیم مدرنیته ها داریم. به جای اینکه لیبرالیزم داشته باشیم “لیبرالیزم‌ها” داریم . یک نگاه تجربی تاریخی به ما می گوید که مدرنیته انگلیسی با مدرنیته آلمانی و آمریکایی با هم فرق دارند. سر خط مفاهیم بر ساخته ی اجتماعی که می‌آییم با تطور وتنوعی روبرو هستیم که در سایر مفاهیم و پدیده ها روبرو نیستیم.  بر همین سیاق می شود گفت که پدیده روشنفکری هم انواع گوناگونی دارد. در سنت ایرانی– اسلامی ما پس از مواجهه ما با مدرنیته و از زمان مشروطیت می شود دست کم دو قلمرو را مشخص کرد تحت عنوان روشنفکری دینی که از آن با عنوان روشنفکری مذهبی به تعبیر شریعتی، یا نواندیشی دینی در دهه ی اخیر هم استفاده می‌شود و هم چنین روشنفکری عرفی یا روشنفکری فرهنگی.

روشنفکران دینی هم با فرآورده ها و دست آوردهای جهان جدید آشنا هستند. یعنی هم با علم و فلسفه جدید از سویی و هم با سنت ستبر پس و پشت ما. سنتی که سابقه ی ایرانی- اسلامی دارد. تفاوت روشنفکران دینی با روشنفکران فرهنگی این است که متعلق روشنفکران دینی متفاوت از متعلق روشنفکران فرهنگی است. عموم روشنفکران دینی هم با جهان جدید آشنا هستند و هم با دین به مثابه مهمترین و فربه ترین مولفه سنت آشنا هستند. و کاری که می‌کنند عبارت است از سراغ گرفتن رابطه و نسبت این دو با یکدیگر. در مقابل روشنفکران فرهنگی از سویی با جهان جدید و مدرنیته بر سر مهرند و با آن آشنا هستند اما در دیگر مولفه‌های سنت ایرانی-اسلامی ما به دیده عنایت نمی‌نگرند».

به ترتیب از راست به چپ: دکتر عطا دشتیان - دانشگاه مونترال، دکتر محمد توکلی ترقی - دانشگاه تورنتو

به ترتیب از راست به چپ: دکتر عطا دشتیان - دانشگاه مونترال، دکتر محمد توکلی ترقی - دانشگاه تورنتو

دکتر سروش دباغ در بخش دیگری از سخنان خود گفت:» نکته بعدی راجع به حدود و ثغور کار روشنفکری دینی است. روشنفکر دینی نه فیلسوف دینی است، نه محقق و پژوهشگر، نه عالم سنتی و نه احیاگر دینی. کارهایی که روشنفکران دینی می‌کنند نسبت قویی دارد با آنچه که در جامعه می‌گذرد و سنتی که در آن زیست می‌کنیم. از سوی دیگر روشنفکران فرهنگی از آن حیث روشنفکرند که دلمشغول مسائل پیش روی جامعه هستند و نه صرفا متخصص و اکادمیک در این حوزه‌ها».

دکتر سروش دباغ در بخش آخر سخنان خود اظهار داشت:»نکته دیگر هم سرنوشت عرفان در فضای روشنفکری معاصر است. روشنفکری معاصر ما در 25 سال اخیر گشوده است و نگاه تعاملی-تناسبی با فراورده‌های مختلف سنت پس و پیش ما و جهان مغرب زمین دارد. به نظر می‌آید درک و تلقی از عرفان هم در این دو دهه تغییر پیدا کرده است. چرا که قویا در آثار روشنفکران ما وجود دارد و هریک به نحوی به این مقوله می‌پردازند و می‌توان گفت عرفان کنونی ما عرفان پسا انقلابی و غیر سیاسی است».

« لازمه کار روشنفکر تقدس زدایی است»

سخنران بعدی جلسه کانون کتاب تورنتو دکتر رامین جهانبگلو بود. وی در آغاز سخنان خود گفت:»سخن گفتن روشنفکران در مورد روشنفکران کار پرمخاطره‌ای است و حتی ممکن است به نظر بیاید قصد پندآموزی دارد و تنگ اندیشانه است. به نظر من روشنفکری یک ضرورت اجتماعی است و نه لزوما یک داده ژنتیکی. کسی روشنفکر زاده نمی‌شود و روشنفکری صفتی نیست که از نسلی به نسل دیگر حمل شود. بنابراین وقتی در باره روشنفکری صحبت می‌کنیم در باره یک درجه‌ای از آگاهی و شناخت تاریخی و اجتماعی صحبت می‌کنیم. بحث من این است که روشنفکر اگر بخواهد کار روشنفکری بکند اصولا و بویژه از هویت جمعی خودش فاصله می‌گیرد. روشنفکران نه تنها تولید کننده یا ترویج کننده و رونق دهنده فرهنگ هستند، بلکه می‌توانند منتقدان فرهنگ هم باشند. روشنفکران منتقد هستند چون پرسشگر هستند. به نظر من جایگاه معرفت شناختی روشنفکری در این پرسشگری هست و طرح پرسش در خود روشنفکری هم می‌تواند صورت بگیرد».

دکتر رامین جهانبگلو در بخش دیگری از سخنان خود گفت:»مسئله مهم دیگری که همیشه روشنفکری در همه جای دنیا دارد و در ایران هم می‌بینیم درک مسئولیت‌های اجتماعی است که به نوعی با اخلاق حقیقت جویی هم همراه است. اگر بخواهیم روشنفکر را توصیف کنیم نمی‌توانیم بگوییم که کار او فقط معاد شناختی و یا اوتوپیایی است و فقط می‌خواهد با نوعی تسلط و بحث سلطه پیش بیاید. اکثر روشنفکران دنیا بت شکن تابوهای جوامع خودشان بوده اند. اگر روشنفکر نخواهد این تابوشکنی را انجام دهد به نظر من کار روشنفکری خود را انجام نداده است. بنابراین لازمه کار روشنفکری مانند کار هنرمند تقدس زدایی است. یعنی هیچ ارزشی را الزاما در جامعه‌اش مقدس نمی‌داند. برای اینکه اگر مقدس بداند ممکن است به طرف آن نرود و در باره‌اش فکر نکند. روشنفکران به نام عدالت و حقیقت و پاسخگو کردن دولت و جامعه بسیاری از تابوها را مورد سئوال قرار می‌دهند. روشنفکران مشروعیت خود را از ارزشهای غالب در یک جامعه و یا از روحیات مردم نمی‌گیرند. روشنفکر به نظر من مشروعیت خود را از عقلانیت انتقادی خود می‌گیرد».

دکتر رامین جهانبگلو در بخش پایانی سخنان خود اشاره کرد:» به نظر من به طور کلی روشنفکری ایرانی محتاج بازسازی هویت ایرانی است و باید بپذیریم که این بازسازی مستلزم پیوند و آشتی و همدلی و همکاری میان روشنفکران سکولار و روشنفکران دینی است. چرا که هویت ایرانی فقط یک هویت دینی نیست و هویت فرهنگی و ملی هم هست. بنابراین روشنفکران دینی به روشنفکران سکولار احتیاج دارند و این نکته را هم نباید فراموش کرد که پروژه روشنفکری در ایران به عنوان یک بازخوانی تاریخی و بنیاد سازی اجتماعی الزاما محتاج به تعهدی پیشین به دین نیست».

«هویت ایرانی بر سنت، دین و مدرنیته استوار است»
سخنران آخر جلسه کانون کتاب پیرامون معمای روشنفکری در ایران دکتر عطا هودشتیان استاد دانشگاه بود که از مونترآل برای شرکت در این جلسه به تورنتو آمده بود.
دکتر هودشتیان در آغاز سخنان خود گفت: «روشنفکری دینی به نظر من مفهومی است ناسازگار و غیر قابل دفاع و مخدوش. نکته اساسی این است که روشنفکری دینی ماحصل اضافه کردن یک پسوند بر کلمه روشنفکر نیست بلکه ماحصل یک نظام بندی فکری ویژه و معین است و ساختار اندیشه‌ای به هم پیوسته که می‌خواهد پاسخگوی نیازهای دوران خودش باشد. به همین جهت در کنار مفهوم روشنفکر دینی مفاهیم  جامعه مدنی دینی، سکولاریسم دینی و حتی دموکراسی دینی را هم به همراه دارد». دکتر هودشتیان در ادامه سخنان خود گفت: «به نظر من تحول در دوران تاریخی کنونی گذار از استبداد دینی است و در این گذار هم مقوله اخلاق، هم مقوله سیاست و هم مقوله فلسفه مطرح می‌شود. از سوی دیگر باید بدانیم که همه نوگرایان دینی روشنفکر دینی نیستند و خود را روشنفکر دینی نمی‌دانند بلکه ترقی‌خواهانی هستند دین‌گرا. در این‌صورت این پرسش اساسی مطرح می‌شود که وظیفه این روشنفکران دینی چیست؟ یعنی روشنفکر دینی به چه دلیل دینی شده؟ آیا دینی شدنش چیزی به او افزوده و یا چیزی از او کم کرده است؟» دکتر هودشتیان با ذکر نقل قول‌هایی از دکتر عبدالکریم سروش و محمد خاتمی نتیجه گرفت که جامعه ایران در حال حاضر در وضعیت افول دینی به سر می‌برد و نه در دوران شکوفایی دینی. وی در پایان سخنان خود اظهار داشت:»تعریف من از هویت ایرانی هویتی سه گانه و مبتنی بر سنت، دین و مدرنیته است. این سه گانه بودن جزو تاریخ فرهنگی ما بوده و تمام مشخصات راجع به هویت ما بر این سه عامل استوار است».

Loading Facebook Comments ...

اولین نظر دهنده باشید

با یک کلیک در خبـــرنــامه سلام تورنتو عضو شوید!

و داغ ترین اخبار کانادا را سریعا در ایمیلتان دریافت کنید