شکست ایران از لبنان و فوتبالی که به آموزش پایه احتیاج دارد

تیم ملی فوتبال ایران در سومین دیدار خود در جریان رقابتهای مقدماتی جام جهانی از تیم لبنان یک بر صفر شکست خورد تا گواهی بر این باشد که مشکل تیم ملی ایران، وجود مربی خارجی یا ایرانی و یا استفاده از این بازیکن یا آن بازیکن نیست. چیزی که مشهود است، ضعف در ساختار این ورزش و عدم پرورش و آموزش بازیکنان در استانداردهای فوتبال باشگاهی و جهانی است.

جواد نکونام، با وجود دوندگی زیاد، در ارسال توپ های مناسب برای مهاجمان کاملا ناموفق بود

جواد نکونام، با وجود دوندگی زیاد، در ارسال توپ های مناسب برای مهاجمان کاملا ناموفق بود

صرف نظر از نتیجه، که کار ایران را برای صعود با مشکل مواجه کرد و این احتمال میرود که در آخر همه چیز به اما و اگر سپرده شود، میتواند قابلیت و پتانسیل این تیم را در دیرار های بین المللی مشخص سازد.
تیم ایران در این دیدار با سیستم 4-2-3-1 به میدان رفت. دو دفاع میانی یعنی منتظری و عقیلی در کار دفاعی بد کار نکردند اما در هنگام شروع های مجدد بازی، با پاسهای عرضی بی هدف به یکدیگر در حالی هیچگونه توانی برای بازیسازی نداشتند، پس از چند پاس عرضی نامطمئن و بی دلیل به یکدیگر، توپ را بی هدف به مرکز زمین می فرستاند تا شاید در برگشت توپ، یکی از بازیکنان خط میانی صاحب توپ شود. در دفاع چپ، پژمان نوری، تنها یک نیمه بازی کرد و در همین یک نیمه، بسیار متزلزل و فارغ از هرگونه تمایل به کار تیمی و حتی در بسیاری از موارد حتی در کنترل توپ متزلزل نشان داد. او چندین بار در نیمه اول در جناح چپ صاحب توپ شد که به آسانی فرصت بازی سازی را با ارسالهای بلند بی هدف و یا به بازیکنی که کاملا یارگیری شده بود از دست داد. در خط میانی، نکونام به عنوان هافبک مرکزی بسیار سردرگم و بدون برنامه بود. این بی برنامگی عموما ربطی به توجیه شدن توسط مربی ندارد. او سعی داشت با پاسهای قطری، بازیکنان کناری را صاحب توپ کند، اما عدم دقت در ارسال توپها و عدم توانایی مشاهده تمام نقاط زمین، تمام دوندگی او در میانه زمین را بی حاصل کرده بود. در این میان، علی کریمی و مسعود شجاعی که قرار بود دو بازیکن آزاد و تکنیکی تیم باشند، به جز چرخیدن به دور توپ و گرفتن سرعت بازی، توان دیگری نداشتند.

محمد رضا خلعتبری تلاش زیادی برای دور زدن مدافعان حریف داشت، اما عموما ارسالهای او بی هدف و بدون برنامه بود

محمد رضا خلعتبری تلاش زیادی برای دور زدن مدافعان حریف داشت، اما عموما ارسالهای او بی هدف و بدون برنامه بود

در بسیار از موارد، شاهد بودیم که در لحظاتی از بازی، سه بازیکن ایرانی در یک محدوده بسیار کوچک از زمین در کنار یکدیگر حضور دارند که در فوتبال امروز جهان، این چنین صحنه هایی در طول بازی بسیار نادر و تا حدی نیز مضحک به نظر میرسد. اینگونه مسائل، چیزی نیست که مربی تیم به بازیکنان گوشزد کند. یک بازیکن فوتبال که در سطح ملی قدم می گذارد، باید تمامی این موارد را آموزش دیده باشد.
خلعتبری در این دیدار تا حدی پرتلاش نشان داد و طبق معمول سعی داشت با حرکات پا توپ، مدافعان حریف را دور بزند تا فرصتی برای ارسال توپ بر روی دروازه پیدا کند که در بسیاری از موارد، دلیل عدم جایگیری صحیح خود او و همچنین عدم دریافت توپ در زمان مناسب، حتی اگر هم شرایطی برای ارسال توپ پیدا میکرد، مهاجمان کم تعداد ایران، نه توان سرزنی داشتند و در نه در جای مناسب برای استفاده از توپ قرار داشتند.
با آمدن حاج صفی به جای نوری در نیمه دوم، شاید تا حدی جناح چپ ایران ترمیم شد، اما عدم توانای بازیکنان خط میانی در بازیسازی که در این میان تا حدی رفع تکلیف کردن هم بارز بود و در حالیکه تیم لبنان چندان دوندگی هم از خود نشان نمیداد، تیم ایران صرفنظر از چند فرصت که از ضربات کرنر در لحظات پایانی بازی بدست آورد، حتی توان ورود به محوطه جریمه حریف را هم نداشت.
آنچه مشهود بود، دستور کارلوس کی روش برای استفاده از پاسهای تکضرب در میانه میدان برای فضاسازی بود، اما او نمیدانست که این بازیکنان هیچگاه آموزش برای اینگونه شرایط را ندیده اند و توان کنترل توپ و توان پیدا کردن یار خودی برای ارسال توپ به او در یک زمان را ندارند. چیزی که در فوتبال جهان و در میان بازیکنان متوسط نیز این قابلیت وجود دارد.
چیزی که انتظار میرود سیل انتقادهایی است که به مربی تیم ملی وارد خواهد شد. اما این نکته را باید مدنظر داشت که در هیچ کجای دنیا، مربی تیم ملی وظیفه ندارد که به بازیکنان درس فوتبال دهد. بازیکنانی که در باشگاههای مختلف در سراسر دنیا بازی می کنند، بارها دیده شده است که فقط پس از یک یا دو جلسه تمرین، در تیم ملی کشورشان به میدان میروند و بسیار هماهنگ نیز بازی میکنند. گویا سالهاست که این تیم در کنار یکدیگر تمرین کرده و بازی کرده است.
در این میان، منزوی شدن تیم های فوتبال ایرانی که به خاطر شرایط سیاسی پیش آمده و همچنین داغ شدن بازیهای فوتبال داخلی و نبود فرصت سنجش قابلیت تیم ها و بازیکنان ایرانی و همچنین اسطوره سازی های بی دلیل و مخرب که نتیجه ای جز پسرفت بازیکنان ندارد، تیشه ای است که به ریشه این ورزش پرطرفدار زده میشود.
پرواضح است که اگر فدراسیون فوتبال ایران، این توان را داشت که به طور مستقل عمل کند و مدیریت دولتی بر آن حکومت نکند و شرایطی را داشته باشد که کادر مدیریتی مناسبی را برای زمانی طولانی در اختیار داشته باشد و با تغییرات دولتی در ایران، عزل و نصب های سلیقه ای اتفاق نیفتد، شاید این امکان وجود داشت که با برنامه ریزی های بلند مدت، خیل عظیم جوانان عاشق فوتبال در ایران، بتوانند با آموزش صحیح این ورزش، در رده های ملی بدرخشند. اما با شرایط کنونی و با این بضاعت، حتی اگر این تیم با اما و اگر ها بتواند به جام جهانی صعود کند، در آن رقابتها در مقابل حتی تیم های متوسط جهان نیز توان سه ضرب پاس دادن را هم نخواهد داشت.



آگهی

آگهی

fit4vip
fit4vip

When:
Where:
Cost:
Info:
Loading Facebook Comments ...

اولین نظر دهنده باشید

آیا می خواهید داغترین اخبار تورنتو و کانادا را سریعا دریافت کنید؟

نام و آدرس ایمیل کافیست