اخلاق دقیقاً یعنی رعایت حق

آیا خوب و بد از فرهنگی به فرهنگ دیگر تغییر میکند؟

دکتر رامین جهانبگلو: بحث دموکراسی بدون اخلاق مدنی کامل نیست

دکتر رامین جهانبگلو: «بحث دموکراسی بدون اخلاق مدنی کامل نیست»

جلسات هفتگی انجمن فلسفی آگورا بیش از سه سال است که روزهای شنبه در دانشگاه تورنتو به بحث و بررسی موضوعات فلسفی-سیاسی-اجتماعی می‌پردازد. پس از چند ماه بحث و گفتگو در باره دموکراسی روز شنبه گذشته سرآغاز بحث و گفتگو در باره موضوع اخلاق بود. دکتر رامین جهانبگلو، استاد علوم سیاسی در مرکز اخلاقیات دانشگاه تورنتو بعنوان مقدمه‌ای برای آغاز گفتگو در باره موضوع اخلاق گفت:

«بحث دموکراسی بدون بحث اخلاق مدنی کامل نیست. در بحث اخلاق در مورد نگرش‌های مختلف نسبت به موضوع اخلاق صحبت می‌کنیم. مسئله حرمت و احترام، دوستی، عشق، و ایمان همه بحث‌هایی است که در قالب اخلاق گنجانده خواهد شد. بحث اخلاق جهان‌شمول و نسبی گرایی اخلاقی. موضوع امروز بیشتر یک مقدمه‌ای خواهد بود برای بحث‌هایی که در جلسات آینده خواهیم داشت اما پیش از آن باید موضوع اخلاق را بشکافیم.



آگهی

بحث را از اینجا شروع کنیم که موضوع اخلاق چیست؟ وقتی در باره اخلاق صحبت می‌کنیم مسئله ما معرفت شناختی نیست. موضوع اخلاق، معرفت نیست. موضوع اخلاق، شناخت جهان نیست، بلکه شناخت اصول کنش در جهان است. این نخستین تفاوتی است که باید در ذهنمان ایجاد کنیم. ما درباره دانش علمی صحبت نمی‌کنیم. بلکه ما درباره چارجویی صحبت می‌کنیم که به ما راه و روش زندگی کردن را نشان می‌دهد. حال این اخلاق می‌خواهد اخلاق دینی باشد، یا عرفی، نسبی گرا باشد یا جهان‌شمول. بهرحال همانطور که تاریخ 6-7 هزارساله تمدن بشری نشان می‌دهد، از زمانی‌که جوامع بشری شکل گرفتند، همیشه مسئله اخلاق و راه و روش زندگی کردن هم برایشان مطرح بوده است و این راه و روش هیچوقت در یک مفهوم و در یک پاسخ خلاصه نشده است. اشتباه است که فکر کنیم که مثل یک فرمول ایدئولوژیک می‌توانیم اخلاق را در یک پاسخ و یک فرمول خلاصه کنیم. اگر اخلاق را از دیدگاه قرارداد اجتماعی بررسی کنیم، اصولا هر جامعه‌ای که می‌خواهد به طرف ایجاد یک قرارداد اجتماعی برود بدون اخلاق و رجوع به اصول اخلاقی نمی‌تواند این قرارداد را مطرح کند. چون اولین مسئله‌ای که در هر قرارداد اجتماعی، حتی در آینده ایران، مطرح خواهد شد این است که افراد جامعه باید با هم چه روابطی داشته باشند، چه اصولی را پیروی کنند و طبیعتا اگر از این زاویه و افق نگاه کنیم اخلاق متشکل از مجموعه قوانین و احکامی است که به  چگونگی رفتار مردم با یکدیگر اشاره می‌کند. این موضوع مهم است. مسئله ما مسئله رفتاری است و اینکه براساس چه اصولی این کار را می‌کنند. بنابراین موضوع اخلاق غایت کنش انسان است. و پرسشی که مطرح می‌شود این است که چه باید بکنیم؟ که مشخصا سئوال چه می‌دانم نیست. یعنی اخلاق روش تفکیک درست از غلط است و طبقه‌بندی ارزش‌ها. وقتی من می‌گویم چه باید بکنم، همین‌جا یک تفکیک قائل شده‌ام و این تفکیک ارزشی است. حالا ما در زبان تمدنی خودمان می‌گوییم این تفکیک همیشه در اخلاقیات مختلف در فلسفه‌های مختلف و آموزه‌های مختلف بین درست و غلط است. بین خوب وبد وجود دارد.

پایه اصلی اخلاق در تمام تمدن‌های بشری مسئله درست و غلط و خوب و بد است. بنابراین اخلاق به مجموعه‌ای از باورها و ارزش‌ها اطلاق می‍شود که در هر جامعه‌ای از یک نسل به نسل دیگر منتقل می‌شود و به مشارکت اجتماعی کمک می‌کند. به همین جهت وقتی ما در باره‌ی بحران اخلاقی در جامعه ایران صحبت می‌کنیم منظور اصلی این است که چیزی از یک نسل به نسل دیگر واگذار نشده، بلکه چیزی جایی از بین رفته است. یک سری ارزش‌ها از نسلی به نسل دیگر منتقل نشده و طبعا هر نسلی نمی‌تواند به سادگی ارزش‌های خود را ایجاد کند و دومرتبه به صورت ارزش‌های جهان‌شمول در سطح همان جامعه مطرح کند.»
ارزش‌های اخلاقی چه هستند؟

دکتر رامین جهانبگلو در ادامه بحث خود افزود: «حال پرسش این است که این ارزش‌ها چه هستند؟ این ارزش‌ها دقیقا همانطور که کلمه اخلاق یا «اتیک» به ما می‌فهماند، به معنی رسوم است. وقتی می‌گوییم آداب و رسوم در حقیقت منظورمان همین ارزش‌های اخلاقی است. منظور ما فقط آئین‌ها نیست. منظور دقیقا ارزش‌هاست که از نسلی به نسل دیگر داده می‌شود. ارزش‌های اخلاقی چه هستند؟ ارزش‌های اخلاقی آنهایی نیستند که به شما بگویند چه بد است و چه خوب است، بلکه به شما جهان بینی می‌دهند. رفتار و منش‌تان را در خانواده، در دانشگاه، محیط کار، امور سیاسی، امور اجتماعی، در ورزش، و هرکار دیگری روشن می‌کنند. و وقتی این ارزش‌ها دچار بحران می‌شوند، در تمام سطوح دچار بحران می‌شوند. بنابراین مسئله پاسخ به این پرسش است که چگونه باید به عنوان فرد در آن اجتماع زندگی و مشارکت کرد؟ این پرسش هم طبعا پرسش دیگری را به همراه دارد که فلسفه اخلاق به آن جواب می‌دهد و آن اینکه با چه اصولی باید زندگی کرد؟ منظور از اصول هم استانداردهای رفتاری است که می‌توانند منابع مختلفی داشته باشند. منابعی چون دین، چنانچه همه مذاهب آنها را به ما می‌آموزند؛ منابع فلسفی، مانند افکار افلاطون و ارسطو، کانت و دیگران، منابع اجتماعی، که نه دین است و نه فلسفه، بلکه در خود جامعه ارزش‌ها ایجاد، تولید و به جامعه داده می‌شود. مثل اخلاق جمهوری‌خواهی که با انقلاب‌های فرانسه و آمریکا بوجود آمده است. یعنی اخلاق مدنی که منبع اجتماعی دارد. اخلاق مدنی اساسا تفاوتش با اخلاق دینی این است که منابعش سیاسی – اجتماعی و در باره شهروندی و رفتار شهروندی هستند. در هر سه مورد، اخلاق زیستن به معنای تفکیک میان درست و غلط و خوب و بد است. چیزی که ادیان به ما می‌دهند، اخلاق مدنی  و اخلاق فلسفی است. بنابراین یکی از اصولی که مانند دموکراسی باید در باره آن صحبت کنیم و به آن توجه داشته باشیم این است که منشاء و پیدایش احکام اخلاقی چیست؟ آنجاست که بحث اساسا مطرح می‌شود. آن چیزی که به افراد و جامعه و شهروندان دیکته می‌شود منشاش از کتاب دینی است، یا از جامعه است و یا از یک فلسفه اخلاقی خاص؟ سه مرحله‌ و سه عنصری که همیشه در تاریخ بشر مهم بوده یکی طبیعت بوده، چون اخلاقی داریم که از طبیعت سرچشمه گرفته؛ اخلاق دیگر از طرف خداوند بوده و سرانجام از عقل. یعنی فلسفه‌های اخلاق را اگر ما بخواهیم تفکیک کنیم در حقیقت این سه منبع را همیشه داشته‌اند. طبیعت، خداوند و عقل و طبعا میان نظام اخلاقی و منابع اخلاقی می‌توانیم یک رابطه منطقی و تناسب عقلانی ایجاد کنیم که همیشه وجود داشته است.»

حقوق بشر اخلاق جهان‌شمول است
رامین جهانبگلو اضافه کرد: «اما به گفته برخی، عقل به تنهایی و بدون نیاز به شرع و یا شرعیات و بدون نیاز و اشاره به خداوند می‌تواند میان خوب و بد را تشخیص دهد. خیلی ها اعتقاد دارند که ما برای تشخیص میان خوب و بد هیچ احتیاجی نداریم که برویم یک متن دینی بخوانیم و به وجود خدا و حتی دین اعتقاد داشته باشیم. ما می‌توانیم با عقلمان و با کمک از عقلمان به اینها برسیم. و البته بعضی ها هستند که اعتقاد دارند شما بدون اینکه به خداوند رجوع کنید و بدون اینکه به یک دین و اصول یک دین رجوع کنید، عقل به تنهایی نمی‌تواند به نتایج درست برسد و درست را از غلط تشخیص دهد. اما موضوع اینجاست که قبل از عقل یک وحی است و آن وحی است که در حقیقت اخلاق اصلی را به شما می‌دهد و اضافه بر عقل بحث عقلانی را انجام می‌دهد.

 ولی به نظر من بحث اصلی در کلیت قوانین اخلاقی است. به این معنی که قواعد اخلاقی به مکان و زمان خاصی اختصاص ندارند. این یکی از بحث‌های مهم اخلاق است. یعنی همان چیزی که به آن می‌گوییم جهان‌شمولیت اخلاقی یا اخلاق جهان‌شمول. یعنی مردم اعتقاد به یک نظام اخلاقی دارند که فراسوی دین، فرهنگ، ملیت، زبان و نژاد دارای یک ارزش جهان‌شمول است. اتفاقا حقوق بشر همین است. وقتی ما در باره اصول حقوق بشر صحبت می‌کنیم در باره یک سری اصول اخلاقی صحبت می‌کنیم که جهان‌شمولیت اخلاقی دارد. فراسوی تمام مفاهیمی که ذکر شد معنی پیدا می‌کند. حالا برعکس وقتی در باره نسبی گرایی اخلاقی صحبت می‌کنیم مانند نسبی گرایی فرهنگی، می‌بینید که درست خلاف این جریان مطرح می‌شود. یعنی مسئله آن اصولا یک اخلاق جهان‌شمول نیست بلکه یک اخلاقی است که خود را طبق یک فرهنگ و جامعه خاص، یک قومیت و هویت خاص دارد تعیین و توصیف می‌کند و طبعا با هرگونه جهان‌شمولیتی مخالف است.

عقل جهان‌شمول و اخلاق جهان‌شمول
 در اینجا بحثی که از نظر فلسفی پیش می‌آید این است که آیا ما می‌توانیم در باره یک عقل جهان‌شمول صحبت کنیم یا نه؟ اگر ما در باره عقل جهان‌شمول صحبت کنیم که در تمام انسانها فراسوی فرهنگ‌ها و ادیان آنها یکسان است، پس آن عقل جهان‌شمول می‌تواند به یک اخلاق جهان‌شمول هم دست پیدا کند. یعنی همه‌ی انسانها در کره ارض امروزه می‌توانند بفهمند که حقوق بشر یعنی چه. می‌خواهند مسلمان باشند یا یهودی، بودایی باشند یا مسیحی، زرتشتی باشند یا بی دین یا حتی از قبایل آفریقایی باشند. و طبعا اگر چنین چیزی باشد، که فیلسوفانی که طرفدار این فکر هستند می‌گویند، که شما می‌توانید در باره حقوقی صحبت کنید که این اخلاق جهان‌شمول را شامل می‌شود. ولی برعکس نسبی گرایی اخلاقی طبعا این جهان‌شمولیت را مورد سئوال قرار می‌دهد و می‌گوید خوب و بد را اگر ما بخواهیم تشخیص دهیم و تفکیک کنیم فقط در قالب آن دین، اجتماع و هویت فرهنگی می‌توانیم انجام دهیم و چیزی به نام حقیقت جهان‌شمول در اخلاق وجود ندارد. و خوب و بد از فرهنگی به فرهنگ دیگر تغییر می‌کند. بحثی که باید بکنیم این است که آیا خوب و بد از فرهنگی به فرهنگی دیگر تغییر می‌کند؟ یا اینکه وقتی مثلا از ایران به کانادا می‌آییم هم کانادایی ها را می‌توانیم بفهمیم و هم کانادایی ها می‌توانند ما را درک کنند. یعنی جایی یک جهان‌شمولیتی وجود دارد و طبعا استانداردهایمان باز از نظر اخلاقی توسط خانواده‌ و یا دین‌مان تعیین نمی‌شود و توسط جامعه‌مان یا سیاستی که در جامعه‌مان هست هم تعیین نمی‌شود

مثلا برده داری که بعنوان یک امر اجتماعی در حال حاضر تعداد اندکی از جوامع هستند که آنرا قبول دارند ولی در سال 1948 وقتی اعلامیه جهانی حقوق بشر را می‌خواستند بنویسند یکی از کشورهایی که حاضر نشد این اعلامیه را امضاء کند عربستان سعودی بود. چون در آن اعلامیه آمده بود که برده داری باید لغو شود، اما آنها می‌گفتند ما در جامعه‌مان برده داری را قبول داریم. این یک امر اخلاقی بود. یعنی در حقیقت عربستان سعودی و آن طرز تفکر برای خودش نسبیت فرهنگی و اخلاقی ایجاد می‌کرد و می‌گفت این جهان‌شمولیت اخلاقی را قبول نداریم برای اینکه برده داری در فرهنگ ما چیز بدی نیست. مثل موضوع سنگسار که از نظر یک عده‌ای در جامعه ما چیز بدی نیست، به خاطر اینکه می‌گویند جامعه و دین ما و نگاه خاص ما به آن جامعه و آن دین به ما می‌گوید سنگسار هیچ اشکالی ندارد. همانطور که غیرت کشی هیچ اشکالی ندارد.

اخلاق ایجابی و اخلاق سلبی
دکتر رامین جهانبگلو در پایان سخنان خود در طرح مقدماتی موضوع اخلاق گفت: « بحث این است که وقتی می‌گوییم جامعه به طرف یک تحولی حرکت می‌کند، از نظر اخلاقی آیا این جامعه به یک نوع جهان‌شمولیت اخلاقی، یعنی بلوغ فکری دست پیدا کرده یا نه؟ فرض کنید در جامعه آینده ایران، که باید به یک بلوغ فکری برسد و تابوهایش را پشت سر بگذارد، آیا بحث اخلاقی هست یا فقط بحث سیاسی است. به نظر من در درجه اول و قبل از اینکه بحث اداره سیاسی جامعه باشد یک بحث اخلاقی است. این بحث ما را می‌رساند به بحث دیگری از اخلاق که وقتی در باره اخلاق صحبت می‌کنیم و تفکیک درست از غلط، در واقع داریم از رعایت حق صحبت می‌کنیم. وقتی بچه‌های ما در سنین خیلی پایین می‌آیند و می‌گویند این درست نیست، یعنی حق من را رعایت کن. این بحث کاملا اخلاقی است چون کودک در آن سن سیاست و امور اجتماعی را نمی‌داند که چیست. به همین دلیل اخلاق دقیقا یعنی رعایت حق. وقتی می‌گویید برخورد اخلاقی می‌کنم، یعنی حق دیگری را رعایت می‌کنم. اما حق دیگری را شما به چه گونه‌ای می‌توانید رعایت کنید؟ اینجا بحث حقوق مطرح نیست بلکه در باره علم اخلاق صحبت می‌کنیم. رعایت حق دیگری به دو معنا و در دو بعد اخلاقی که با هم کاملا متفاوت است مطرح می‌شود. یک بعد آن که اتفاقا در ادیان شرقی خیلی به آن پرداخته اند، مسئله شفقت، همدردی و همدلی است. یعنی شما سعی می‌کنید رنج دیگری را همانطور درک کنید که او رنج می‌برد نه از دیدگاه خودتان. به این می‌گویند شفقت. شفقت یک نوع اخلاق ایجابی است. یعنی از ما می‌خواهد که به دیگران کمک کنیم. یک حالت همیاری داشته باشیم با دیگران. در کنار آن ما با یک اخلاق دیگری هم طرف هستیم و آن اخلاق سلبی است که موضوع آن دیگر شفقت و کمک به دیگری نیست بلکه ضایع نکردن کرامت دیگری است. اینها با هم تفاوت‌هایی دارد. یعنی حرمت و احترام گذاشتن به دیگری است. بنابراین بحثی که در باره اخلاق می‌کنیم فقط بحث شفقت و همدلی نیست بلکه مسئولیت هم هست. یعنی موضوعی که مسئله اصلی هست این است که چقدر خود را در برابر دیگری مسئول می دانید. وقتی که شما تمام آموزه‌های اخلاقی را کنار هم بگذارید باز این مسئولیت سر جای خود باقی است. یعنی حتی اگر شما دین را هم از جامعه بیرون کنید، که طبیعتا هیچ جامعه‌ای نمی‌تواند این کار را بکند و حرفی بی معنی است، ولی باز مسئولیت به جای خود باقی می‌ماند برای اینکه هرکس در برابر دیگری مسئولیت دارد. ولی انواع مختلف مسئولیت داریم که باز ما را وارد بحث اخلاق می‌کند مثلا بحث دوستی و بحث عشق که در آن بحث مسئولیت وجود دارد. هم در عشق و هم در دوستی شما مسئول هستید.»

*جلسات انجمن فلسفی آگورا روزهای شنبه از ساعت 3 تا 6 بعدازظهر در ساختمان OISE  دانشگاه تورنتو در شماره 252 خیابان بلور اتاق 2212 تشکیل می‌شود. همچنین ویدئوی جلسات گذشته انجمن فلسفی آگورا در صفحه فیس بوک این انجمن قابل مشاهده است.

Loading Facebook Comments ...

اولین نظر دهنده باشید

با یک کلیک در خبـــرنــامه سلام تورنتو عضو شوید!

و داغ ترین اخبار کانادا را سریعا در ایمیلتان دریافت کنید