معمر قذافي، «شاه شاهان» آفريقا همانطور کشته شد که حکومت کرد

 

انقلابي، فيلسوف، دلقک، ديکتاتور، عفريته، رئيس دولت و ياغي، عناويني است که قذافي در طول 42 سال حکومتش از طرف مردم خود و جهان به خود اختصاص داده وشناخته شده بود که اکنون تصوير خونين و خشني از شکست و مرگش نيز به آنها اضافه شده است…

چهار روز جسد قذافی در معرض نمایش عموم قرار داشت

بدنبال خيزش و انقلاب 8 ماهه ملت 6 ميليوني ليبي، بالاخره پنج شنبه 20 اکتبر طومار حکومت قدار و دهشت آور معمر قذافي با کشته شدنش در هم پيچيد. او که از بمباران و به توپ بستن ملت معترض خود که  کراراآنها را موش و سگ و سوسک مي ناميد، ابائي نداشت خود بمانند موشي در حال فرار در سوراخي به دست انقلابيون گرفتار شد و طلب بخشش کرد، که ديگر دير بود.



آگهی

همانطور که معترضين و زندانيان بيشمارش با مشت آهنين و گلوله هاي آتشين پاسخ داده شده بودند، تقاضاي رحم و مروت او از دستگيرکنندگانش بي جواب ماند.  در سال 1969 در حاليکه شاه ادريس پادشاه ليبي براي درمان در ترکيه بسر ميبرد، قذافي، افسر جوان 27 ساله در يک کودتاي بدون خونريزي قدرت را بدست گرفت. ظاهراً اين جمله جمال عبدالناصر در ملاقات با قذافي که «من خود را زماني که جوان بودم در توميبينم.  توآينده انقلاب ملت عرب هستي» براي وي در طول بيش از 40 سال فرمانروايي بلا عزلش بر ليبي نقش تعيين کننده داشته. ولي نهايتا اين خيزش همان ملت عرب که اوايل امسال از تونس شروع شده و به مصر و ليبي و ساير نقاط خاور ميانه گسترده شد، بود که به سلطه نظام خشونت بار قذافي پايان داد.

او اولين فرمانرواي خود سري نبود که گرفتار کيش شخصيت خود ميشد و هر گونه  صداي مخالفي را خاموش ميکرد. وي با ديکتاتورهاي ديگر تفاوتي بارز داشت. او به غير از کتاب سبز بي محتواي خود هيچ جهانبيني و ايدئولوژي که ساير مستبدين معمولااز خود بجاي مي گذارند، براي ملتش بجا نگذاشت. او که در ابتداي حکومتش پايگاههاي نظامي غربي را بست و شرکتهاي نفتي را ملي اعلام کرد، در ادامه حکومتش جز سرکوب مخالفانش به توسط شوراهاي انقلابي و خاموش کردن هرگونه مخالفتي در داخل، ميراثي بجا نگذاشت.

استحاله از پشتيبان مبارزات  برخي از ملل به يکي از عوامل و سازمان دهنده  عمليات تروريستي در جهان و روي آوردن به توليد سلاح هاي شيميايي و بيولوژيکي از ديگرفرازهاي دهه هاي مياني حکومتش بود. تلاش براي بازگشت به جامعه جهاني بدنبال مشاهده سرنوشت صدام و کنار گذاشتن توليد سلاح هاي  کشتار جمعي، و ترغيب آنان به قبول نقش معتدل شده اش در 10 ساله آخر حکومتش، از ديگر مشخصه هاي شخصيت ملون و غير متعادل قذافي بشمار مي رفت. در طي اين سال ها دولتها و  شرکت هاي غربي به پروژه هاي  بسياري در ليبي دست يافتند که از جمله توانستند توليد نفت ليبي را به ميزان 1.6 مليون بشکه در روز برسانند. (بيش از 5 برابر توليد سرانه ايران!) 

ولي درآمد سرشار نفتي کمترين نقش را در برآوردن نياز عموم، بخصوص در بيمارستانها، مدارس و ساير موسسات مورد نياز جامعه داشته است. سرمايه گذاري هاي ليبي که تماماً توسط خانواده و بستگان قذافي قابل دسترسي بوده، در ابتدا حدود 100 ميليارد دلار تخمين زده  مي شد.

 ولي با گذشت چندين ماه و دسترسي شوراي انتقال ملي ليبي به مدارک بيشتر معلوم شد که ميزان آن 200 ميليارد دلار و يا 30 هزار دلار براي هر ليبيايي ميباشد!  اين سرمايه گذاري ها که شامل خريد املاک، سهام شرکتها، طلا و غيره ميباشد، تنها در آمريکا بالغ بر 37 ميليارد دلار است. اين تنهاامريکا، کانادا، انگليس، آلمان و ساير کشورهاي غربي نيستند که از آن سرمايه گذاري ها منتفع شدند، بلکه بسياري از کشورهاي آفريقايي هم سهمي از اين سرمايه گذاري ها داشته اند و بي دليل نبود که بسياري از اين کشورها تا آخرين لحظات حيات قذافي از به رسميت شناختن شوراي انتقال ملي خودداري ميکردند. همچنين از محل همين ثروتها بود که حکومتش در ماههاي اوليه انقلاب مزدورهايي را از اين کشورهاي آفريقايي براي سرکوب مخالفينش اجير ميکرد.

اما تاسف بار تر اينکه اين ثروتها در حالي در خارج از ليبي نگهداري ميشدند که يک سوم مردم در فقر بسر ميبردند. 

آينده براي ليبي و منطقه»  

سپتامبر ۲۰۰۹ سازمان ملل معمر قذافی درتنها سخنرا نیش در حال اهانت به اساسنامه سازمان ملل

شايد از طرفي  کار تشکيل دولت جايگزين براي شوراي انتقال ملي در خلاء وجود هرگونه حزب و سازمان سياسي، و نبودن حزب و يا سازمان وفادار به افکار قذافي نسبتاً ساده تر باشد. گرچه رهبر شوراي انتقال ملي مصطفي عبدل الجليل در مراسم روز آزادي ليبي اعلام کرد  شريعت اسلامي اصول اوليه و زير بنايي براي قانون گذاري آينده ليبي خواهد بود، اما بنظر ميرسد که صداي معتدلي ازاين اسلام به گوش خواهد رسيد که منعکس کننده خواسته هاي غير سکولار جامعه واين واقعيت که قذافي اسلام را از سياستش در بدور نگهداشته بود، خواهد بود. آنچه مسلم است راهي طولاني در پيش روي مردم ليبي است که سازمانها و موسسات، سيستم هاي قضايي، پارلماني، و اجرايي مورد دلخواه را با تاکيد به قانون اساسي که مي بايست خود پايه گذاري گردد، بنيان گذاري کنند. تونس، اولين کشور در آنچه «بهار اعراب» ناميده ميشود روز يکشنبه هم زمان با اعلام آزادي در ليبي، اولين انتخابات غير فرمايشي خود را برگزار کرد. مصر پس از سقوط بخشي از دولت خودکامه حسني مبارک هنوز با وجود حکومت نظاميان راه طولاني در پيش دارد. ولي در اين ميان کشورهايي مثل يمن، بحرين و سوريه در شرايط سرنوشت ساز قرار دارند. رژيم بشار اسد سوريه که در 6 ماه گذشته بطور گسترده بااعتراضات مردمش روبرو بوده، با کشتار بيش از 3 هزار نفر از اهالي و دستگيري و شکنجه بسياري ديگر، کماکان در مقابل خواسته هاي بحق مردمش مقاومت ميکند. صدام و قذافي در پاره اي از موارد يا تمام موارد به کمک نيروهاي خارجي و تونس و مصر با توسل به نيروهاي مبتکر جوانان خود واستفاده از وسايل ارتباط جمعي جديد مانند فيس بوک و يوتيوب فصل جديد سرنوشتشان را بعد از 30-40 سال زندگي تحت خشونت و ديکتاتوري آغاز کرده اند. آنچه مسلم است اين تحولات تنها به کشورهاي ياد شده منحصر نخواهد ماند و به ساير کشورهاي منطقه، عرب و غير عرب و نهايتاً به ساير نقاط مستعد دنيا مانند آفريقا، نيز منتقل خواهد گرديد. تغييرات بنيادي در قوانين بازي هاي سياسي  براي همه رهبران منطقه حتي براي رهبران حکومت هايي که با ثبات ترند واز مشروعيت بيشتري برخوردارند، به وجود آمده.

Amini
fit4vip
fit4vip

Loading Facebook Comments ...

اولین نظر دهنده باشید

با یک کلیک در خبـــرنــامه سلام تورنتو عضو شوید!

و داغ ترین اخبار کانادا را سریعا در ایمیلتان دریافت کنید