“ما” و “دیگری”، در جامعه مهاجرت!

بوی ناخوشایند لباس و بدن، با صدای بلند خندیدن و شوخی کردن در مکانهای عمومی، بوی تند غذای محلی همسایه، رعایت نکردن نوبت دیگران در اماکن عمومی و … همه اینها نشانه بی توجهی به حقوق اجتماعی دیگران است.

 جلد کتابچه راهنما

جلد کتابچه راهنما

حقوق و وظایف؛ نپذیرفتن خشونت(کلامی، روانی، جسمی و یا جنسی)؛ روابط برابر زن و مرد؛ احترام به حقوق کودکان؛ احترام به حریم شخصی و اموال دیگران؛ آزادی بیان؛ وقت شناسی و مبارزه علیه نژادپرستی و تبعیض نام برد. شکی نیست که همه‌ی نکات ذکر شده مورد تایید تقریبا همه‌ی افراد است. اما نکته‌ای که بیش از هرچیز موجب بروز واکنش‌های مخالف شده این نکته است که از مهاجران خواسته شده ضمن ” پاکیزگی، بهداشت تن و نظافت اماکن عمومی و خصوصی”، در حفظ کیفیت زندگی دیگران از طریق “سروصدا نکردن و عدم ایجاد بوهای نامطبوع مثل بوی سیگار و یا بوهای تند ناشی از پختن غذا” کوشش کنند.

واکنش‌های تند مخالفان انتشار چنین توصیه‌های رفتاری به مهاجران به این جهت است که می‌گویند اگر چه بسیاری از ارزش‌های رفتاری ذکر شده به خودی خود ایرادی ندارد، اما توصیه این رفتارها فقط به مهاجرانی که از فرهنگ‌ها و رفتارهایی گوناگون به کانادا مهاجرت می‌کنند نوعی پیش‌داوری پنهان در مورد آنها نزد بقیه شهروندان ایجاد می‌کند. مثلا اشاره به رعایت بهداشت بدن خطاب به یک مهاجر این پیش‌داوری را به‌همراه دارد که در فرهنگ و آداب و رفتارهای مهاجران چنین توجهی وجود ندارد و باید به آنها یادآوری کرد که در جامعه کبک باید بهداشت شخصی را رعایت کنند و به پاکیزگی توجه داشته باشند. معترضان معتقدند مخاطبان چنین توصیه‌هایی باید همه‌ی شهروندان باشند و نه فقط مهاجران تازه وارد.



آگهی

آقای Marc Bureau  شهردار شهر Gatineau  هم در پاسخ به معترضان فقط اظهار داشته :” ممکن است در این توصیه‌ها چند مورد حساس هم باشد، اما همه‌ی آنها ارزش‌های جهانی هستند”. آقای شهردار البته نگفته‌ است که اگر این توصیه‌ها، به‌درستی، “ارزش‌های جهانی” اند، چرا مخاطبان آن فقط مهاجران تازه‌وارد هستند. خانم Kathleen Weil  وزیر مهاجرت و جوامع فرهنگی استان کبک هم در دفاع از انتشار این کتابچه اظهار داشته است :”هدف بیشتر برقراری یک گفتگو بوده و نمی‌توانم با آن مخالفت کنم”.

واقعیت این است که در یک جامعه‌ی چند فرهنگی مانند کانادا، بویژه در شهرهای بزرگی مانند تورنتو، ونکوور و مونترآل، که تجمع و تمرکز مهاجران از رنگ‌ها و نژادها و زبان‌ها و باورهای گوناگون، که برخی رفتارهای سنتی و زندگی روزمره آنها گاه در تضادی آشکار با رفتارها و سنت‌های “دیگری” ست، رعایت اصول رفتاری مشترک و مورد پذیرش همگان و احترام به حقوق و سلیقه‌های دیگران، شرط نخست همزیستی مسالمت آمیز و پایداری اصول مناسبات اجتماعی است.

در چنین شرایطی می‌توان با معترضان به انتشار کتابچه توصیه‌های رفتاری موافق بود که مخاطب قراردادن مهاجران تازه وارد به رعایت “ارزش‌های رفتاری”، از سوی یک نهاد رسمی، آن هم در شهر و جامعه‌ای کوچک که تعداد مهاجران به نسبت شهرهای بزرگ اندک است و به گونه‌ای رفتارهای اجتماعی یک‌دست و مسلط بر جامعه حاکم است، انگیزه بسیار مناسبی برای شکل‌گیری پیش‌داوری نسبت به مهاجران فراهم می‌کند. پیش‌داوری فرهنگی که در دراز مدت می‌تواند به نوعی “خط‌کشی” فرهنگی، و در مواردی حادتر، تبعیض نژادی و فرهنگی تبدیل شود که پی‌آمدهای ناخوشایندی حاصل آن خواهد بود. اما، در همین حال نمی‌توان و نباید ضرورت آگاهی رسانی و آموزش به مهاجران تازه وارد در زمینه‌ی رعایت اصول مشترک و پذیرفته شده رفتارهای زندگی شخصی و اجتماعی در جامعه‌ی مهاجرت را فراموش کرد و یا نسبت به آن بی توجه بود.

همه‌ی ما براحتی می‌توانیم مثال‌های بسیاری را ذکر کنیم که از رفتار اجتماعی فرد دیگری (اگر چه آن رفتار و کردار غیر قانونی هم نبوده) ناراحت شده‌ایم و اغلب پیش‌داوری نسبت به تعلق فرهنگی، قومی، زبانی، و ملیتی آن فرد در ذهن خود ساخته‌ایم و در جاهای دیگر آن برداشت را انتشار داده‌ایم. بوی ناخوشایندی که از لباس و تن فردی که در کنارمان در وسیله‌ی نقلیه عمومی نشسته است به مشام می‌رسد؛ با صدای بلند خندیدن و شوخی کردن و حرف زدن کسانی در یک مکان عمومی؛ نگاه‌های تیز و غیرعادی شخص مقابل ویا کناری؛ بوی تند و گاه زننده عطر فردی که از کنارمان رد شده است؛ بوی تند غذای محلی همسایه کناری؛ رعایت نکردن نوبت دیگران در امکان عمومی؛ وقت ناشناسی، و بسیاری مثال‌های دیگر، همه و همه ناشی از بی توجهی و یا ناآگاهی نسبت به رعایت اصول و ارزش‌های رفتاری جامعه‌ای است که هارمونی و همزیستی و آرامش موجود در آن ناشی از احترام به حریم شخصی و ضابطه‌های نوشته و نانوشته زندگی اجتماعی است. ضابطه‌هایی که به ما یادآوری می‌کنند در جامعه‌ی مهاجرت نمی‌توان همه‌ی رفتارها و سنت‌ها و آداب و رسومی را که در سرزمین مادری، درست یا غلط، اجرا می‌کردیم تکرار کنیم.

چنین آگاهی رسانی‌ها و آموزش‌های رفتاری به مهاجران، بیش از آنکه وظیفه‌ی نهادهای رسمی و دولتی باشد، در حیطه‌ی وظایف نهادها و سازمان‌های فرهنگی، اجتماعی، مذهبی و رسانه‌ای کامییونیتی‌هاست. در جامعه مهاجرت رعایت حقوق و حریم شخصی و اجتماعی “دیگری” بسیار مهم‌تر از حقوق شخصی و اجتماعی “ما” ست. چرا که تضمین حقوق و حریم شخصی “ما” در رعایت آنها از سوی “دیگری” است.

Loading Facebook Comments ...

اولین نظر دهنده باشید

با یک کلیک در خبـــرنــامه سلام تورنتو عضو شوید!

و داغ ترین اخبار کانادا را سریعا در ایمیلتان دریافت کنید