سه رویداد شیرین و تلخ جامعه ایرانی- کانادایی در سالی که گذشت

قتل و کشته شدن کاوه و نسرین از اتفاقات ناخوشایند برای کامیونیتی ایرانی-کانادایی در سال گذشته بود

در سالی که گذشت جامعه مهاجران ایرانی- کانادایی به شکل‌های گوناگون خبرساز بود. در میان رویدادهای کوچک و بزرگ برآمده از زندگی ایرانیان مهاجر در کشور کانادا شاید سه رویداد فرهنگی-اجتماعی بیش از همه به گونه‌ای مثبت و امید بخش و هم منفی و نگران کننده بیش از رویدادهای دیگر کامییونیتی ایرانی و نیز جامعه کانادایی را تحت تاثیر قرار داد…

روز میراث فرهنگی ایران
در کنار برنامه‌های فرهنگی، هنری و اجتماعی که در سال‌های گذشته از سوی نهادها و گروه‌های فعال ایرانی برگزار شد، بی‌شک برنامه “روز میراث فرهنگی ایران” در روز چهارده ماه می 2011 یکی از مهمترین و موثرترین برنامه‌ها در معرفی فرهنگ و هنر و پیشینه‌ی ایرانیان در جامعه کانادا بود. گیرایی و موفقیت این برنامه در حد و اندازه‌ای بود که مسئولان موزه سلطنتی انتاریو “روز میراث فرهنگی ایران” را در کنار چند روز دیگر “میراث فرهنگی” ثبت کردند و اعلام داشتند که هرسال امکانات موزه را در اختیار برگزارکنندگان قرار خواهند داد. تعریف و تمجیدهایی هم که به شیوه‌های گوناگون پس از برگزاری این برنامه شد همه به جا و شایسته بود. برگزاری برنامه “روز میراث فرهنگی ایران” نشان داد که ایرانیان مهاجر توجه شایسته‌ای به بزرگداشت میراث و پیشینه‌ی فرهنگی، هنری خود دارند. مسئولان گروه “تورانتو ایرانیینز” و داوطلبان ارزشمندی که برگزاری این برنامه را امکان پذیر کردند، این امید را هم ایجاد کردند که برنامه سال آینده “روز میراث فرهنگی ایران” با امکانات و گستردگی و محتوایی پربارتر برگزار شود  و گامی بلندتر در زمینه‌ی حضور فرهنگی – هنری ایرانیان مهاجر در جامعه چند فرهنگی کانادا برداشته شود.



آگهی

جشنواره تیرگان
مرکز هاربرفرانت شهر تورنتو، به‌عنوان یکی از پرترددترین منطقه‌های این شهر، در تابستان سالی که گذشت محل برگزاری جشنواره تیرگان بود. به گفته مسئولان این مرکز فرهنگی-هنری، و براساس معیارهای اندازه‌گیری تراکم و تردد افراد، در مجموع نزدیک به صد و بیست هزارتن از برنامه‌های جشنواره دیدن کرده‌اند. به یقین و به ادعا باید پذیرفت که تا آنجا که در تاریخ مهاجرت ایرانیان، از گذشته‌های دور تا کنون ثبت شده، هرگز در هیچ زمان و هیچ مکانی، هیچ رویداد فرهنگی-هنری ایرانی چنین تعداد افرادی را در مدت سه روز به خود جلب نکرده بوده است.

آنچنانکه مشاهدات عینی گواهی می‌داد، گروه کثیری از بازدید کنندگان دختران و پسران و زنان و مردان، خردسال و نوجوان و میان‌سال و بزرگ‌سالی بودند که از راه‌های دور و نزدیک، و حتی شهرهای آمریکا و اروپا، آمده بودند تا ضمن گذران ساعاتی خوش و مفرح، جلوه‌هایی زیبا و انسانی از فرهنگ و هنر نیاکان و گذشتگان و اکنون خویش را با شادی و غرور به رخ یکدیگر و غیر ایرانیان بکشند. این‌ها آمده بودند تا بیاموزند و بیاموزانند که تصویر مخدوش و غبار گرفته و گاه زشتی که از ایران و ایرانی در نگاه و اندیشه بخش بزرگی از افکار عمومی غیر ایرانیان ساخته و پرداخته شده، تصویر واقعی ایران و ایرانی نیست و ما نیز همچون دیگر مردمان جهان قادریم با زبان فرهنگ و هنر و ادبیات و موسیقی و رقص و تصویر و نمایش و همه‌ی شیوه‌های بیان هنری با دیگر انسان‌ها ارتباط برقرار کنیم و رنگی از رنگین کمان زندگی بشری باشیم.

جشنواره تیرگان، اکنون به یک رویداد فرهنگی هنری بزرگ و ریشه داری تبدیل شده که تاثیرگذار است. نقش و اثر جشنواره از جهت تاثیر سازنده و خلاقی که در میان جوانان و فرهنگ دوستان و هنرمندان ایرانی درون و بیرون ایران گذاشته بروشنی قابل مشاهده است. جشنواره تیرگان و شیوه سازماندهی و جلب مشارکت چندصد داوطلب نشان داده است که عواملی چون اعتماد و احترام به دانسته‌ها و تجربه‌های دیگری، روحیه کار تیمی، خود بزرگ نپنداری از سوی کارگزاران و مسئولان هر نهاد فرهنگی-اجتماعی از جمله شرایط اجتناب ناپذیر در موفقیت هر تلاش جمعی است.

چهره‌ی ناخوشایند ما
در کنار رویدادهای فرهنگی-هنری مثبت و امید بخشی که در سال گذشته از سوی فعالان جامعه ایرانی-کانادایی به اجرا درآمد، وقوع رویداد تلخ و فجیع قتل و کشته شدن نسرین و کاوه (زن و شوهر جوان ایرانی در شمال تورنتو) را باید روی دیگر زندگی جامعه‌ی مهاجر ایرانی- کانادایی دانست. واقعیت این است که در پس ادعاهای درست و نادرست در باره ویژگی‌های مثبت و “غرور”انگیز و موفق و میزان تحصیلات و تخصص‌های گوناگون و ثروت‌های شاخص و تشخص‌ها و چنین و چنان‌هایی که به خود و افراد کامییونیتی‌مان نسبت می‌دهیم، بحران‌هایی عمیق و پیچیده و پندارها و کردارهایی تیره و بیماری نیز دامن‌گیر بخش قابل توجهی از کامییونیتی ماست و تلاش برای انکار و پنهان کردن این رویدادها نیز چاره‌ای بر این بحران‌ها نیست. چند روزی پس از آن رویداد ناگوار در یادداشتی در همین ستون نوشتم که: ” بیش از سه دهه است که چند ده هزار تن از ما ایرانیان، خواسته یا ناخواسته، و در شرایط گوناگون زندگی سیاسی-اجتماعی جامعه ایران، سرزمین مادری خود را ترک کرده‌ایم و این سرزمین را، با همه‌ی تفاوت‌های اقلیمی و فرهنگی و اجتماعی، برای گذران باقی عمر و آینده‌ی روبروی فرزندانمان انتخاب کرده‌ایم. در این جابه‌جایی نیز، همچون همه‌ی مهاجران تاریخ، اندیشه‌ها و رفتارهای شکل‌گرفته و آمیخته با فرهنگ سرزمین مادری خود را نیز همراه آورده‌ایم. اندیشه‌ها و رفتارهایی که بخشی از آنها، در این کوچ ناگزیر، نه تنها به کار ساخت و پرداخت زندگی بهترمان نمی‌آید، بلکه گاه موجب نابودی زندگی خود و فرزندانمان نیز می‌شود. بسیاری از ما هنوز و بر سیاق تاریخ تحولات سیاسی- اجتماعی و روابط شخصی و سنتی‌مان باور داریم که باید اختلافاتمان را با استفاده از شیوه‌های خشونت بار کلامی و رفتاری و نزاع و درگیری‌های فیزیکی و مرگبار حل کنیم. بسیاری از ما هنوز باور نداریم که اختلاف سلیقه و انتخاب شیوه زندگی، در هر پیوند عاطفی و سببی و نسبی، بخشی از طبیعت انسانی است و برای هر یک از دو سوی هر رابطه‌ای همیشه زندگی پس از جدایی به شیوه‌ای دیگر ادامه خواهد داشت. بسیاری از ما هنوز باور نداریم که هر اختلاف مادی و مالی، هرچند کوچک و یا بزرگ، با نظارت و قضاوت قانون و دستگاه‌های قضایی با مسالمت‌آمیزترین شیوه‌ها قابل حل است”.

با امید به اینکه در سال پیش‌رو ضمن توجه گسترده‌تر به جلوه‌های مثبت و سازنده هنر و آداب و رفتارهای فرهنگی خودمان توجه بسیاری هم به شناخت و ریشه‌یابی بحران‌های رفتاری و اجتماعی خود و کامییونتی‌مان داشته باشیم.

Amini
fit4vip
fit4vip

Loading Facebook Comments ...

اولین نظر دهنده باشید