حمله نظامی احتمالی به ایران و پیامدهای آن

«آیا حمله به ایران به معنای حمله به یک دولت و حکومت است یا حمله به یک مملکت و ملت؟!»

انجمن فلسفی آگورا بیش از سه سال است که هر هفته روزهای شنبه از ساعت 3 تا 5 بعدازظهر در دانشگاه تورنتو جلسات بحث و گفت‌و‌گو در باره مسائل سیاسی و فلسفی را با مدیریت و هماهنگی دکتر رامین جهانبگلو، استاد فلسفه وعلوم سیاسی در مرکز اخلاقیات دانشگاه تورنتو برگزار می‌کند. در جلسه روز شنبه 26 نوامبر موضوع تهدیدهای جدید در انجام مداخله‌ی نظامی علیه تاسیسات و توانایی‌های هسته‌ای ایران و برقراری تحریم‌های اقتصادی مورد بحث بود. در آغاز این جلسه که با شرکت گروهی از دانشجویان و علاقمندان به طرح و بررسی مسائل فکری و سیاسی اجتماعی مربوط به ایران برگزار شد دکتر رامین جهانبگلو گفت:  

دکتر رامین جهانبگلو: نظر خود من بطور جدی این است که هر حمله ای به هر حال، عواقبش برای ملت ایران خواهد بود. صلح طلبی مایه افتخار جامعه مدنی ایران

دکتر رامین جهانبگلو: نظر خود من بطور جدی این است که هر حمله ای به هر حال، عواقبش برای ملت ایران خواهد بود. صلح طلبی مایه افتخار جامعه مدنی ایران

طبعا کسی نمی داند که در آینده نزدیک چه اتفاقی خواهد افتاد. اینکه این حمله صورت خواهد گرفت یا نه نمی دانیم. اینکه این حمله به چه صورتی انجام خواهد گرفت آنراهم نمی دانیم. اما سه پرسش اساسی و مهم در این زمینه برای ما مطرح است.
نخست اینکه چنین حمله ای را چگونه می توان توجیه پذیر کرد؟ یعنی از دیدگاه کسانی که می خواهند این کار را بکنند. چگونه اذهان عمومی در اروپا و آمریکا و آسیا این مسئله را قبول می کنند؟
دوم اینکه پیامدهای چنین حمله ای چه خواهد بود؟ آیا موجب سقوط رژیم جمهوری اسلامی خواهد شد؟ آیا ما را به طرف یک جنگ گسترده در منطقه‌ی خلیج فارس خواهد برد؟ آیا ایران را به طرف لیبیایی شدن می‌برد؟
و پرسش سوم اینکه ایرانیان داخل و خارج از ایران در مورد این مسائل چگونه باید بیندیشند؟ به چه شکلی می‌توانند از چنین حمله‌ای پیشگیری کنند؟ چه همبستگی می‌توانند میان هم داشته باشند و برخوردشان به طور کلی با چنین حادثه‌ای چه خواهد بود؟ آیا بدون واکنش می‌نشینند و به صورت منفعل نگاه می‌کنند؟ یا پیشگیری می‌کنند یا سعی می‌کنند جنگ را خاتمه دهند و کمک کنند ما در فاز دیگری قرار بگیریم و نگذاریم اشتیاق به اینکه به هرحال ایران از بین برود صورت بگیرد.
در این که حمله نظامی صورت خواهد گرفت یا نه به نظر من نخست جنبه دیپلماتیک و استراتژیک دارد. تهدیداتی که بویژه از جانب اسرائیل آمده و تهدیداتی جدی هست، نشان می‌دهد که حرکتی کاملا استراتژیک است و نتیجه آن هم تحریم‌های جدیدی است که الان روی میز گذاشته‌اند.



آگهی

دوم اینکه از جانب اسرائیل هیچ عجیب نیست که چنین اتفاقی بیفتد، به خاطر اینکه اسرائیل تمام سیاست داخلی و خارجی‌اش بر مبنای یک سیاست امنیتی و دفاعی است. برخلاف کانادا که هیچ دشمنی ندارد، اسرائیل در خاورمیانه خودش را تنها می‌بیند و اگر کشوری مثل کانادا و آمریکا پشتش نباشد طبعا احساس می‌کند دائما می‌خواهند به او حمله کنند. بنابراین خودش اول حمله را آغاز می‌کند برای اینکه پیشگیری کند. این ذهنیت استراتژیک و به نوعی امنیتی و امنیت طلب همیشه در تمام بیانیه ها وجود دارد. بنابراین تهدیدات علیه تسلیحات اتمی ایران به نوعی طبیعی است.

ما باید بیشتر به سمت این سئوال برویم  که آیا حمله به ایران به معنای حمله به یک دولت و حکومت است یاحمله به یک مملکت و ملت؟ برخی تفاوت قائل می‌شوند بین جمهوری اسلامی و ملت ایران و می‌گویند وقتی که کشوری یا قدرتی به اماکن عمومی و اموال عمومی و به زیر ساخت‌های اقتصادی مملکت حمله نکند و فقط به تاسیسات نظامی و هسته‌ای حمله کند منظورش درگیری با ملت نیست بلکه با آن قدرتی است که با آن طرف است. بسیاری در واشنگتن طرفدار این هستند که باید این دو مسئله را از هم جدا کرد. البته نظر خود من بطور جدی این است که هر حمله‌ای به هرحال عواقبش برای ملت ایران خواهد بود. تفکیک میان این دو بسیار مشکل است. بویژه اگر شما وارد فاز نظامی شوید. برای اینکه نه تنها از نظر فیزیکی مشکل و عجیب خواهد بود که شما بمبی را بزنید که مردم عادی کشته نشوند، بلکه از نظر خود جنگ هم این واقعیت وجود دارد که عواقب آن ملت ایران و بویژه جامعه مدنی ایران را تحت تاثیر قرار خواهد داد.
موضعی که من دارم دو بحث است. یک بحث اول اینکه ما با حکومت و رژیمی سروکار داریم که حقوق بشر را نقض می‌کند. تعهدات بین‌المللی را زیر پا می‌گذارد، که همه با آن موافق هستیم. صلح را مورد تهدید قرار می‌دهد که همه موافقیم. یعنی اگر کسی  بیاید و عکس این داستان را بگوید طبیعتا یا عقل سلیم ندارد یا حکومت ایران را نمی‌شناسد و یا اینکه با حکومت ایران همکاری می‌کند.
ولی الزاما به نظر من گفتن اینکه اگر هر حمله‌ای به طرف یک حکومت که حقوق بشر را نقض می‌کند کار غلطی است، چون مردم ایران را هم تحت الشعاع قرار می دهد، این یک وطن‌پرستی کورکورانه نیست. یعنی ما داریم بیشتر به طرف یک عقل سلیم در روابط بین‌الملل و سیاست داخلی و خارجی ایران توجه می‌کنیم. بحث من این است که هرنوع جنگ و جنگ افروزی به قدرت شبه نظامیان و بخش نظامی جامعه ایران می‌افزاید و از قدرت جامعه مدنی و فعالان مدنی ایران می‌کاهد و این طبیعتا یکی از مسائلی است که ممکن است بسیار مورد نظر ما و مهم باشد.

کدام الگو برای ایران؟

دکتر رامین جهانبگلو در ادامه صحبت‌های خود گفت: موضوع دیگر اینکه آیا الگویی مثل الگوی صربستان، عراق و لیبی کدام برای مردم ایران امکان‌پذیر هست یا نیست. اینکه الگویی مثل الگوی حمله به لیبی را داشته باشید که یک عده‌ای را در داخل مملکت در منطقه‌ای از

هر نوع جنگ و جنگ افروزی به قدرت شبه نظامیان و بخش نظامی جامعه ایران می افزاید و از قدرت جامعه مدنی و فعالان مدنی ایران می کاهد

هر نوع جنگ و جنگ افروزی به قدرت شبه نظامیان و بخش نظامی جامعه ایران می افزاید و از قدرت جامعه مدنی و فعالان مدنی ایران می کاهد

ایران مسلح کنید که با رژیم ایران مبارزه کنند، به نظر امکان پذیر نمی‌آید. کارشناسان مسائل نظامی ایران همه با هم معتقدند که با توجه به تعداد و وضعیتی که امروزه سپاه پاسداران و بسیج دارند به این سادگی نخواهد بود و آنطور که در لیبی اتفاق افتاد در ایران نمی‌تواند اتفاق بیفتد. بویژه که از نظر جغرافیایی هم شرایط ایران با لیبی بسیار متفاوت هست. الگوی عراق هم الگویی است که به نظر می‌آید برای ناتو، آمریکا، کانادا و فرانسه و دیگر کشورهای عضو پرخرج و همراه با تلفات زیادی باشد. در این صورت به نظر من باز مسئله‌ای که در ایران هست، که نه در عراق و لیبی بود نه در سوریه و یمن هست و حتی در مصر هم نیست، بحث جایگزینی یا آلترناتیواست. یعنی جایگزینی داخلی مسلم و محکم و مشروع وجود داشته باشد، که وجود ندارد. در همه‌ی این کشورها حکومت‌های موقت یا شوراهای موقت داشته‌اند. در مورد ایران نیز واقعا نمی‌توان حتی پنج ایرانی پیدا کرد که دور هم جمع شوند و شورایی تشکیل دهند که بیشتر ایرانیان آنرا مشروع بدانند. این یکی از مسائل بزرگ ماست که وضعیت را بسیار خطرناک کرده است. ما همه الزاما با هم موافق نیستیم ولی به نظر من سلطنت طلبان و مجاهدین دو آلترناتیو خطرناک برای ایران آینده هستند به خاطر اینکه هیچکدام دموکراتیک نیستند. یعنی اگر دموکراتیک بودند دموکراسی را اول در داخل خودشان شروع می‌کردند.

جامعه مدنی ایران

مسئله بزرگ دیگری که به نظر من در مورد ایران وجود دارد این است که جامعه مدنی ایران با وجود اینکه جامعه‌ای است که پس از جنبش سبز بسیار صدمه خورد، به نوعی به عنوان پتانسیل روشنفکری، دانشجویی، جنبش زنان و جنبش کارگری هنوز وجود دارد. این پتانسیل دموکراتیک است و هر حرکت نظامی آنرا ضعیف می‌کند و می‌تواند آنرا از بین ببرد. در وضعیت نظامی می‌توانند فورا فعالان مدنی را به عنوان ستون پنجم دشمن انتخاب کنند؛ بسیاری  را راهی زندان کنند یا حتی خیلی ها را ازبین ببرند. این مسلما اتفاقی است که خواهد افتاد. یکی از چیزهایی که برای جامعه مدنی ایران مایه افتخار بوده و شاید به نظر برخی دیگر نقطه ضعف باشد این است که همه پتانسیل های آن خشونت پرهیز بوده و دست به کار نظامی و چریکی و انواع و اقسام رفتارها نمی‌خواسته بزند. بنابراین مثل یک گروه سیاسی که موافق خشونت و جنگ افروزی است عمل نمی‌کند. در جنبش زنان و دانشجویان و روشنفکران سراغ ندارم کسانی را که بیایند و بگویند که حاضرند جزو بخشی از این روند نظامی شوند.

مسئله مهم دیگری که مطرح هست اینکه اگر ما به سمت و سوی یک نوع جنگ یا حمله‌ی نظامی به ایران برویم با یک گفتمان ناسیونالیستی و وطن‌پرستانه از سوی حکومت ایران روبرو خواهیم شد که شعار دفاع ملی را خواهد داد و پشت این شعار دفاع ملی سعی خواهد کرد که به نوعی تعداد زیادی از هموطنان ما را با هم یکسان کند و این اتفاقی که در بسیاری از کشورهای توتالیتر هم افتاده است. دکتر رامین جهانبگلو در پایان صحبت‌های خود و پیش از آغاز بحث و اظهارنظرهای افراد شرکت کننده در جلسه به عنوان نتیجه‌گیری گفت: ما ایرانیان خارج از کشور در موارد دیگر حرف زیادی برای گفتن نداریم و کسی هم نظر ما را نخواهد خواست که چکار کنند. اما باید بیندیشیم به اینکه جامعه ایرانی چگونه می‌تواند از جنگ جلوگیری کند و ضمنا مسئله‌ی جنگ را با مسئله‌ی نقض حقوق بشر در ایران کنار هم قرار دهد. ما باید به این موضوع واقف باشیم که طبیعتا با شروع جنگ اتفاقی که خواهد افتاد این است که نه تنها برای مدتها به روند دموکراسی در ایران پایان داده می‌شود، بلکه نیروهایی که در حقیقت مخالف هستند و خشونت بکار می‌برند و به نوعی ساختار نظامی و شبه نظامی دارند متاسفانه اولویت پیدا خواهند کرد. اتفاقی که می‌افتد اینکه پایان بهار عربی خواهد بود. در این فازی که هستیم اگر به سمت جنگ و اتفاقات نظامی و شبه نظامی نرویم بادی که در خاورمیانه می‌وزد و اسمش را بهار عربی گذاشته‌ایم به ما هم خواهد وزید و این روند برای ما بسیار مثبت است و به سوی جامعه بازشده‌تری خواهیم رفت.

جلسه بعدی انجمن فلسفی آگورا در روز شنبه سوم دسامبر نیز به ادامهِ بحث و گفت‌و‌گو در باره «حمله نظامی احتمالی علیه ایران و گفت‌و‌گو و آشتی ملی» می‌پردازد.
زمان: ۳ تا ۶ بعد از ظهر
مکان:  دانشگاه تورنتو، ساختمان OISE طبقه دوم، اتاق ۲۲۱۴
آدرس: شماره ۲۵۲ خیابان بلور غربی، نزدیکترین ایستگاه مترو: ایستگاه سنت جورج

Loading Facebook Comments ...

اولین نظر دهنده باشید

با یک کلیک در خبـــرنــامه سلام تورنتو عضو شوید!

و داغ ترین اخبار کانادا را سریعا در ایمیلتان دریافت کنید