پربازدید

ویدیو

کووید-19

کنگره ایرانیان کانادا و بحث روابط دیپلماتیک بین ایران و کانادا

نامه خوانندگان –
چندی قبل در تاریخ 28 ماه می 2017 مجمع عمومی و انتخابات کنگره ایرانیان کانادا در کمال شفافیت و در فضای دمکراتیک در سالن شهرداری تورنتو در نورت یورک برگزار شد.

در این جلسه به غیر از انتخاب 4 عضو هیات مدیره طرحی برای رای گیری و تصویب اعضا به منظور ثبت کنگره در سطح فدرال نیز به مجمع ارائه شد.

موارد فوق با رای اکثریت اعضا به تصویب رسید. تمام دستور کار نشست کنگره از سخنرانی ها گرفته تا مراحل رای گیری با روحیه عالی الهام گرفته از همکاری متقابل بین اعضا و هیئت مدیره انجام گرفت. متاسفانه موضوع ثبت کنگره در سطح فدرال و همچنین فعالیت کنگره برای احیای روابط دیپلماتیک بین ایران و کانادا مورد نقد و مخالفت بعضی از هموطنان و فعالین جامعه ایرانی در کانادا تحت عنوان بنیانگذاران اولیه کنگره ایرانیان کانادا قرار گرفت.

اجازه می خواهم به بررسی و ریشه یابی این عدم همکاری و اعتراض این گروه هموطنان که به شکل یک نامه سرگشاده در بعضی از مطبوعات فارسی زبان چاپ تورنتو منتشر شد بپردازم.

در مورد اعتراض به ثبت کنگره در سطح فدرال گفته شده که برطبق اساسنامه کنگره استانهای دیگر کانادا باید اول خودشان شعبه ای از کنگره را بنیان گذاری بکنند و بعد از تجمیع شعب استانها، کنگره سراسری تشکیل شود. سئوال من این است که اولا اگر فعالین داوطلب ایرانی در استانهای دیگر حضور نداشته باشند یا نخواهند که با ایثار وقت و انرژی شعبه استانی کنگره را پایه گذاری بکنند، آیا ایرانیان ساکن آن استان باید از داشتن حق عضویت در کنگره ایرانیان محروم بمانند؟

ثانیا: بندها و تبصره های اساسنامه می توانند و باید با گذشت زمان در جهت پیشبرد اهداف کنگره و در خدمت به ایرانیان ساکن کانادا بازنگری و اصلاح شوند. چنانچه بعد از سالها تاکنون استانهای دیگر کانادا به دلیل تعداد کمتر ایرانیان و یا به هر دلیل دیگری شعبه محلی کنگره را مستقلا تشکیل نداده اند، شعبه فعال استان انتاریو (تورنتو) می تواند بسط و گسترش داده شود و در سطح فدرال به ثبت برسد تا ایرانیان ساکن استانهای دیگر هم در زیر چتر گسترده و سراسری کنگره قرار گیرند.

در مورد انتقاد به حمایت کنگره از برقراری روابط دیپلماتیک بین ایران و کانادا این دوستان با محکوم کردن کنگره به فعالیت سیاسی و یا طرفداری از کل و یا بخشی از حاکمیت ایران نهایت بی انصافی را در اشاعه دسته بندی گروهی و ضربه به فعالیتهای صنفی کنگره به کار برده اند. مگر یکی از اهداف کنگره که بنیانگذارانش مدعی آن هستند دفاع از منافع صنفی ایرانی ـ کانادایی ها نیست؟ آیا برخورداری از خدمات کنسولی جزو حقوق ایرانی ـ کانادایی ها نیست؟ کافی است که کمی واقع گرایانه به روابط سه دهه اخیر کشورهای دوست و متخاصم جهان که بعضا هم حقوق بشر را نادیده می گیرند نگاهی بیندازیم تا ببینیم که این دوستان هستند که به این امر از بعد سیاسی نگاه می کنند یا کنگره ایرانیان؟

شوروی سابق و آمریکا در تمام دوران جنگ سرد روابط کامل دیپلماتیکشان را حفظ کردند. در آن مدت هنرمندان و دانشمندان بسیاری از کشور شوروی به آمریکا پناهنده شدند.

در آن دوران هر دو کشور به حضور جاسوسان یکدیگر هم اعتراض می کردند و هم به اخراج عناصر نامطلوب (نه بستن سفارت خانه ها) اقدام می کردند.

در سال 2012 به ساختمان سفارت خانه انگلیس در تهران حمله شد ولی امروز در سطح سفیر روابط بین دو کشور برقرار است. ایران و عراق در تمام دوران جنگ خانمانسوز 8 ساله روابط دیپلماتیک خود را حفظ کردند. ترکیه و اسرائیل امروزه روابط کامل دیپلماتیک در سطح سفیر دارند. دهها کشور با حکومتهای غیر دمکراتیک که حقوق بشر را در کمترین حدش هم رعایت نمی کنند مثل عربستان سعودی، مصر، برمه، نیجریه، سودان، کنگو، زیمبابوه و غیره با کانادا روابط دیپلماتیک دارند.

داشتن دفتر نمایندگی برای مهاجرین هر کشوری و حتی پناهندگان سیاسی یک حق انسانی است. هزاران هزار ایرانی ـ کانادایی که دارای سوابق تحصیلی و علمی و کاری و استخدامی و مسائل حقوقی ارث و میراث و غیره در ایران هستند، چندین سال است که با مشکلات عدیده مواجه هستند. امروزه مسائل مربوط به نقل و انتقال پول برای صدها هزار ایرانی ـ کانادایی به صورت یک موضوع پیچیده درآمده. ایرانی ـ کانادایی هایی که والدینشان در ایران به علت سن بالا در بستر بیماری و یا در سالهای آخر حیاتشان هستند برای دیدن آنها با مشکلات فراوان روبرو هستند و گاهی فرصت دیدار آنها را به خاطر نبودن سفارت و نداشتن امکان سفر به موقع به واشنگتن از دست می دهند. دانشجویانی که برای ادامه تحصیل کانادا را انتخاب می کنند، برای گرفتن ویزا باید زحمت سفر به کشور دیگری را با صرف هزینه بالا تحمل بکنند.

هموطنانی که نیاز به وکالتنامه حقوقی دارند دچار سرگردانی می شوند و…

دوستان نویسنده نامه مذکور آیا این مسائل را سیاسی می بینند؟ آیا شانزده هزار نفری که پتیشن کنگره ایرانیان کانادا را در حمایت از برقراری روابط دیپلماتیک امضا کردند برخطا هستند؟

حمایت کنگره ایرانیان برای باز شدن سفارتخانه ها صرفا یک کار صنفی در جهت رفاه ایرانی ـ کانادایی هاست و کسانی که آن را صرفا یک اقدام سیاسی می بینند چشم خود را به روی واقعیات بسیار روشن می بندند و اهداف گروهی و سیاسی را پیگیری می کنند.

چگونه است که حضور هیئت مدیره کنگره در کمیته روابط خارجی سنای کانادا در دفاع از مردم ایران و پاسخهای مستدل به سناتورهای غیرمطلع و یا مطلع و مغرض نسبت به ایرانیان و در عین حال بدون کوچکترین طرفداری از حاکمیت ایران، سیاسی کاری تعریف می شود؟ ولی حمایت (غیر مستقیم) این دوستان از عمل مغرضانه دولت هارپر تحت فشار لابی های پنهان، غیرسیاسی تلقی می شود؟

لطفا استدلال غیرمنطقی مغرضانه و غیر حرفه ای آقای جان برد وزیر خارجه وقت کانادا در بستن سفارتخانه ها در سال 2012 را مطالعه بفرمایید. اعتراض بعضی از دیپلمات های باسابقه کانادا به بستن سفارتخانه در آن موقع ـ از جمله آقای کِن تیلور سفیر سابق کانادا در تهران ـ خود گواه اشتباه بودن این تلقی می باشد.

آیا بی اعتنایی این دوستان به 16 هزار درخواست ایرانی ـ کانادایی ها برای باز شدن  سفارت عمل سیاسی است یا احترام و پیگیری این خواست صنفی توسط کنگره ایرانیان؟

آیا بزرگ نمایی حدود 600 امضای مخالف باز شدن سفارت به دلیل مواضع ایدئولوژیکشان عمل سیاسی است یا دفاع از منافع و خواست اکثریت ایرانی ـ کانادایی ها؟

بعضی دوستان استدلال می کنند که سفارتخانه ایران لانه جاسوسی بر علیه فعالین سیاسی ایرانی خواهد بود. اولا فرستادن جاسوس در هر لباس و هر عنوانی از قبیل تاجر، پناهنده، دانشجو و غیره امکان پذیر است.

ثانیا این وظیفه سازمان اطلاعات کانادا است که جاسوس هر کشوری را در کانادا شناسایی و به عنوان عضو نامطلوب اخراج کند.

سال گذشته در یک جلسه توضیحی و تبادل نظر بین وزیر امور خارجه وقت کانادا آقای استفان دیون و فعالین ایرانی، آقای دیون در جواب سئوال یکی از هموطنان که اصرار بر بستن بودن سفارتخانه ها به دلیل رعایت نکردن حقوق بشر توسط حاکمیت ایران داشت، اظهار داشتند که اتفاقا ما باید روابط دیپلماتیک داشته باشیم که از دولت ایران بخواهیم که به حقوق بشر احترام بگذارد.

مورد دیگر داستان خانم دکتر هما هودفر است. این استاد محترم دانشگاه کنکوردیا در مونتریال پس از مدتی بازداشت در ایران و برگشتشان به کانادا در یک جلسه گفتگو با فعالین و مطبوعات فارسی زبان اذعان داشتند که از زاویه حقوق بشر داشتن روابط دیپلماتیک با ایران ضروری است.

آیا این دوستان می توانند خانم دکتر هودفر این محقق مورد احترام در مسائل اجتماعی و حقوق زنان را محکوم به سیاسی کاری بکنند؟

مطمئنا این دوستان شهروند کانادا هم هستند. سئوال من این است که اگر سیاست رسمی دولت کانادا داشتن روابط دیپلماتیک با ایران است این انتقاد باید دامن دولت کانادا را هم بگیرد. حقوق و منافع مردم کانادا در داشتن روابط دیپلماتیک با ایران و تبادل نظر در امور فرهنگی، علمی و حتی منافع اقتصادی کجای استدلال این دوستان قرار می گیرد؟ در انجام مبادلات بزرگ اقتصادی و تجاری با ایران، این دوستان جای کانادا را در کجا می بینند؟ آیا بهتر نیست به جای کشورهای دیگر کانادا جزو صادرکنندگان عمده به ایران باشد؟ کانادا که پانزده میلیارد دلار اسلحه به عربستان سعودی صادر می کند چرا نتواند انواع تجهیزات پزشکی، دانشگاهی، دارو و مواد غذایی، هواپیما و فرآورده های مفید دیگر به ایران بفروشد که هم اقتصاد کشور عزیزمان کانادا از آن بهره مند شود و هم مردمان عزیز سرزمین مادری مان ایران از آن سود ببرند؟

رابطه مثبت کانادا با همه دولتها و ملتهای دنیا از افتخارات و ویژگی های برجسته تاریخ کانادا است.

با نگاه عمیق تر به انتقاد این دوستان که کنگره را به موضع گیری سیاسی محکوم می کنند اینطور به نظر می آید که مشکل ایشان این است که «چرا اعضا و هیات مدیره کنگره مثل ما نمی اندیشند و به اندازه کافی آنطور که ما مایل هستیم سیاسی نیستند؟»

این دوستان بهتر می دانند که به هر عملی می شود برچسب سیاسی کاری زد. آیا انتقاد کنگره از بسته شدن حسابهای بانکی ایرانیان توسط یکی از بانکهای کانادا و یا کمپین جلوگیری از اخراج یک پناهنده سیاسی یک عمل سیاسی است؟

آیا همدردی اخیر کنگره با ایرانیان قربانی حرکت تروریستی داعش در ایران یک عمل سیاسی است؟

پس ما از دوستان بنیانگذار کنگره می خواهیم تعریف جدیدی از وظایف کنگره ایرانیان ارائه بدهند. البته که نباید فعالیت کنگره را با یک حزب سیاسی در تبعید اشتباه کرد.

من نمی دانم شاید منظور دوستان تقلیل وظایف کنگره در حد برپایی جشن شب یلدا و چهارشنبه سوری باشد.

در آخر با احترام به افکار و مواضع ایدئولوژیک منتقدین کنگره امیدوارم با همکاری و شرکت در جلسات کنگره و ارائه مباحث سازنده و معقول به رشد و استحکام این نهاد دمکراتیک و صنفی که می تواند صدای ایرانی ـ کانادایی ها در حل و فصل مسائل و مشکلاتشان و پاسداری از شان ایرانی تباران دراین وطن تازه شان باشد کمک کنند یا لااقل اگر کمکی نمی کنند با نقدهای یکطرفه و مایوسانه سنگ جلوی پای کنگره نیندازند.

ما ز یاران چشم یاری داشتیم.

* حسین شریف مهندس سیویل شهرداری با تخصص در پل سازی، یکی از خوانندگان سلام تورنتو در تورنتوی بزرگ است.  نامه های او قبلا نیز در این رسانه منتشر شده است.



بیشتر بخوانید

ویدیو

پربازدید

کووید-19