پربازدید

ویدیو

کووید-19

حمایت از میراث فرهنگی ایران، ضامن هویت ما در جامعه مهاجرت است!

روز شنبه و یکشنبه همین هفته (25 و 26 می)، سومین جشنواره میراث فرهنگی ایران در موزه سلطنتی انتاریو در مرکز شهر تورنتو برگزار می‌شود. سه سال پیش وقتی نخستین «روز میراث فرهنگی ایران» در یکی از مراکز فرهنگی مهم و شناخته شده کانادایی آغاز می‌شد، گروهی انتظار نداشتند که این برنامه پایدار بماند و همچون بسیاری از جشنواره‌ها و برنامه‌های فرهنگی هنری جامعه‌های قومی و فرهنگی ساکن کانادا جا باز کند و علاوه بر افراد متعلق به همان فرهنگ و ملیت، توجه دیگران را هم جلب کند. اما خوشبختانه در آستانه برگزاری سومین سال این برنامه، «روز میراث فرهنگی ایران»، به «روزهای میراث فرهنگی ایران» تبدیل شده است. موفقیت این برنامه به اندازه‌ای بوده است که مقامات موزه، فضا و امکانات بسیار گسترده‌تر و بیشتری را در اختیار برگزارکنندگان جشن قرار داده‌اند.

در کانادا، زمان طولانی از سال، به دلیل سرما، بسیاری از فعالیت‌های فرهنگی- هنری یا تعطیل است و یا در اندازه‌های بسیار محدود برگزار می‌شود. اما به محض مساعد شدن هوا، حتی در شعاع محدوده جغرافیایی چند ده کیلومتر از مراکز شهری، صدها برنامه و جشن و فستیوال کوچک و بزرگ از سوی بومیان و سفید پوستان کانادایی و یا جامعه‌های فرهنگی- قومی همه روزه برگزار می‌شود و گروه بسیار قابل توجهی از مردم در این برنامه‌ها مشارکت می‌کنند. برخی از این جشن‌های فرهنگی- هنری سابقه‌ای دیرینه دارند و برخی شهرتی خارج از مرزهای کانادا. اما ویژگی موفق‌ترین و پایدارترین آنها علاقه و دلبستگی و حمایت کامل و بی‌قید و شرط مردم و حمایت کننده‌های مالی‌می باشد، که نه فقط به تداوم برگزاری این برنامه‌ها و ادامه اثرگذاری فرهنگی ـ اجتماعی آنها کمک می‌کنند، بلکه اعتبار و احترام ویژه‌ای هم برای نام خود و یا نهاد اقتصادی متعلق به خود کسب می‌کنند.

از سوی بومیان و سفید پوستان کانادایی و یا جامعه‌های فرهنگی- قومی همه روزه برگزار می‌شود و گروه بسیار قابل توجهی از مردم در این برنامه‌ها مشارکت می‌کنند. برخی از این جشن‌های فرهنگی- هنری سابقه‌ای دیرینه دارند و برخی شهرتی خارج از مرزهای کانادا. اما ویژگی موفق‌ترین و پایدارترین آنها علاقه و دلبستگی و حمایت کامل و بی‌قید و شرط مردم و حمایت کننده‌های مالی‌می باشد، که نه فقط به تداوم برگزاری این برنامه‌ها و ادامه اثرگذاری فرهنگی ـ اجتماعی آنها کمک می‌کنند، بلکه اعتبار و احترام ویژه‌ای هم برای نام خود و یا نهاد اقتصادی متعلق به خود کسب می‌کنند.

بسیاری از جشنواره‌ها و برنامه‌های فرهنگی متعلق به جامعه‌های مهاجرتی در کانادا، در وهله نخست، از حمایت مالی نهادهای رسمی کشورهای زادگاهشان (مانند سفارت‌خانه‌ها و کنسولگری‌ها)، و یا کمپانی‌های اقتصادی و تجاری بزرگ برخوردارند. از این‌رو با تکیه بر توانایی‌های مالی گسترده، امور برنامه‌ریزی و اجرایی جشن‌ها و فعالیت‌های فرهنگی ـ هنری، بویژه برنامه‌هایی که در رابطه مستقیم با میراث فرهنگی سرزمین زادگاه و ملت‌شان باشد را، بصورت کاملا حرفه‌ای و موثر انجام می‌دهند. نتیجه کار و فعالیت حرفه‌ایشان هم در گسترده‌ترشدن، پربارترشدن و تقویت هرچه بیشتر ساختار و محتوای جشنواره‌ها و برنامه‌هایشان آشکار است.

در چنین شرایطی وضعیت تعداد انگشت‌شماری از جشن‌ها و برنامه‌های به واقع «فرهنگی ـ هنری» جامعه ایرانیان مهاجر به کانادا، پس از گذشت بیش از سه دهه استقرار و رشد و بالندگی در این سرزمین، چگونه است؟ چنین برنامه‌هایی با چه میزان زحمت و مرارت به انجام می‌رسند؟ میزان شکنندگی و نگرانی‌ از ناتوانی در ادامه این برنامه‌ها چه اندازه است؟
آشکار است که نام‌گذاری تقریبا همه‌ی گردهمایی‌ها و میهمانی‌های جامعه ایرانی- کانادایی، بعنوان جشن‌های نوروزی و مناسبت‌های ملی دیگر، فقط با هدفی تجاری و کسب درآمد شخصی برای فرد و یا گروهی از افراد برگزار می‌شود و زیر عنوان «جشن‌ ملی ایرانی» هیچ هدف فرهنگی را پی‌گیری نمی‌کنند. همچنین به دلیل ماهیت ضدفرهنگی نهادهای رسمی و کنونی ایران، و پرهیز به جا و شایسته برگزارکنندگان چند جشن ملی- فرهنگی ارزشمند جامعه ایرانی- کانادایی، از دریافت هرگونه کمک و حمایت مالی مستقیم و غیرمستقیم از آن نهادها، می‌توان تصور کرد که ادامه برگزاری چند جشن ملی و فرهنگی، مانند «روز میراث فرهنگی ایران»، «جشنواره تیرگان» ، جشن‌های سالانه «چهارشنبه سوری» و شاید یکی دو فعالیت دیگر، همه و همه متکی برهمت بی‌دریغ و بی منت دهها و صدها داوطلب، هزاران ساعت تلاش مداوم چندماهه برگزارکنندگان و نیز حمایت مالی «اسپانسر»ها بوده و هست.

سال گذشته در مراسم گشایش روز میراث فرهنگی ایران در موزه سلطنتی انتاریو مقامات موزه گفتند که بیش از 10 هزار قطعه آثار تاریخی متعلق به فرهنگ و هنر ایران جزء گنجینه این موزه است و نزدیک به 8 هزار قطعه از این آثار هرگز از انبارهای موزه خارج نشده و به معرض نمایش عموم گذاشته نشده است. همچنین آثار فرهنگی ایرانی از معدود مجموعه آثاری است که بخش ویژه‌ای در موزه انتاریو به آن اختصاص داده نشده و تنها از سال 2011 به لطف برگزاری موفقیت آمیز روز میراث فرهنگی ایران، مقامات موزه پذیرفته‌اند که امکانات مالی و فضای لازم را برای یک روز در سال در اختیار فرهنگ و آثار باستانی ایران قرار دهند.

در چنین شرایطی، انتظار می‌رود همه افرادی که در کامییونیتی ایرانی ادعا می‌کنند دغدغه میراث فرهنگ و هنر ایران را دارند، برای اثبات ادعاهایشان، همتی کنند و با شرکت در برنامه‌های «روزهای میراث فرهنگی ایران» در موزه انتاریو، نخست مشوق بیش از 40 تن از هنرمندان در زمینه‌های رقص و موسیقی و آواز و تاتر و نقاشی و هنرهای دیگر باشند. هنرمندانی که اغلب آنها جوانند و برخی رشدیافته در جامعه مهاجرت، اما به شدت وابسته به فرهنگ و هنر سرزمین مادری. سپس امیدواری بدهند به برگزارکنندگان، که مردمان فرهنگ دوست، در هر شرایطی، قدردان تلاش‌های داوطلبانه آنها هستند. و در نهایت با حضورشان به مقامات و مدیران بزرگترین موزه کانادا نشان دهند، بعنوان شهروندان کانادایی علاقمند به میراث فرهنگی زادگاهشان، انتظار دارند، با نظر و راهنمایی مقامات موزه، بخشی از اشیاء تاریخی و میراث گذشتگان ایران از انبارهای موزه خارج شود و در برابر دیدگان همگان قرار گیرد. خواسته‌ای که اگر با حمایت همه ما انجام شود، فرصتی همیشگی فراهم خواهد شد تا بویژه کودکان و نوجوانان جامعه ایرانی- کانادایی، که بکلی از پیشینه فرهنگی و تاریخی خود دور افتاده‌اند، بتوانند با میراث فرهنگی هنری سرزمین پدر و مادر و گذشتگان خود پیوند برقرار کنند.

در آستانه برگزاری سومین برنامه «روزهای میراث فرهنگی ایران» همچنان می‌توان تکرار کرد که ملت‌ها و اقوام بسیاری در جهان هستند که به هر وسیله و با هر شیوه‌ای می‌کوشند برای خود و نسل‌های آینده‌شان تاریخ و پیشینه فرهنگی بسازند، چرا که در عصر و زمانه امروز برخورداری از هویت فرهنگی محکم و ریشه دار از ضرورت‌های زندگی مسالمت آمیز در کنار مردمانی دیگر با فرهنگ‌ها و آداب و رسومی دیگر است. ما ایرانیان با پیشینه‌ی فرهنگی گسترده و پربارمان تا چه حد به این ضرورت آگاهیم؟.



بیشتر بخوانید

ویدیو

پربازدید

کووید-19