پربازدید

ویدیو

کووید-19

این پدیده فیس بوک

جشنواره تیرگان، در واقع جشن هنرها و سنت های نیک و باستانی مردمان ایران زمین در طول تاریخ است. جمع کثیری از جوانان کامیونیتی ما این روزها در تلاش و فعالیت هستند تا جشنواره امسال که از 18 الی 21 جولای در هاربر فرانت سنتر تورنتو برگزار می شود، با کیفیت هر چه بهتری برگزار شود. نسترن داداشی از همکاران این جشنواره، مطلب زیر را در رابطه با پدیده فیس بوک نوشتـه و ارسـال کرده اند که برای خوانندگان سلام تورنتو درج می کنیم.

سه- چهار سالی است که فیس بوک، این پدیده ی تکنولوژیکی که برای چند صد بچه مدرسه ای طراحی شده بود، تبدیل شده است به یک پدیده ی اجتماعی. اما در اینکه این تکنولوژی چیست و به چه کار می آید، نه سواد من میرسد و نه حوصله شما. اما من می خواهم در این نوشته کمی به پدیده اجتماعی آن بپردازم. چند نمونه ای که در این مطلب می آورم, نمونه های اغراق شده ای هستند از مجموعه آنچه که در فیس بوک هر روز می بینیم. عمومیت بخشیدن به این مسأله نه علمی است، نه اخلاقی و نه من قصد چنین کاری را دارم، پس با دید باز این مطلب را بخوانید.

خانم روزی سه بار عکس پروفایلش را عوض می کند، یکی پر ژست تر و طنازتر از دیگری. صد نفر عکس را دوست داشته اند و هفتاد نفر نظر داده اند که:«عجیجم چقدر تو خوشگلی» او هم در جواب می نویسد: «قربونت برم عشقم، همو ببینیم». این ماجرا روزی سه بار و هفته ای هفت روز اتفاق می افتد، می کند به عبارت دو ساعت در روز و پانزده ساعت در هفته و شصت ساعت در ماه و….

هر روز صبح که بیدار می شود مثل این آدم های خیلی انرژی مثبت پیغام می گذارد که: «صبح همه به خیر … و یا درود به همه سحرخیزها… » در جواب هم هفت-هشت نفری می گویند: «چاکریم آقا… روز شمام به خیر..» از این دسته می پرسم: چرا؟ که چه؟ حالا اگر آدم سال و ماهی یک بار بگوید که عجب هوای بهاری و… ایراد ندارد ولی هر روز؟؟ یعنی از صبح برای خودش بهانه تراشیده که سری به فیس بوک بزند و ببیند کسی روی استاتوسش نظری داده یا نه.

هر دو هفته یک بار به زحمت فیلتر شکن و وی پی ان و هزار و یک ماجرای دیگر می آید به صفحه فیس بوک، سری می زند به یکی از صفحات که عکس های خنده دار و یا عالمانه و شاعرانه می گذارند. هفت هشت تا از آن عکس ها را با دوستانش به اشتراک می گذارد و بعد از اتمام این پروسه طاقت فرسا (با سرعت اینترنت خیلی پایین)، صفحه را ترک میکند تا دو هفته دیگر که همین ماجرا تکرار می شود.

می گردد در صفحه این و آن، غمگین ترین ها را پیدا می کند و با دیگران به اشتراک می گذارد. می گوییم آگاهی خوب است، اشکال اینجاست که خودش عکس را لایک می کند.آن چه من نمی فهمم این هست که فلاکت یک بچه فقیر که بدون کفش در خیابان دست فروشی می کند کجایش لایک کردن دارد؟ از آن بدتر وقتی خدای نکرده کسی از اقوام مرحوم شود، از مراسم خاکسپاری عکس میگذارند و خودشان هم باز عکس را لایک می کنند. این جاست که کله من دیگر سوت می کشد.

این ها را نمی گویم که ثابت کرده باشم فیس بوک چیز به درد بخوری نیست و جز اتلاف وقت فایده ای ندارد. نه! مفهوم فیس بوک مثل ایمیل و هزار و یک وسیله ارتباطی دیگر چند گانه است. مهم ترین فایده آن، سرعت انتقال پیام است. شما می توانید از آخرین اخبار در کمترین زمان آگاه شوید. مثلا همین صفحه فیس بوک تیرگان، شما را از آخرین اخبار فرهنگی تورنتو با خبر می کند. مثلا همین دیروزم، از طریق صفحه فیس بوک تیرگان از یک فستیوال فیلم در تورنتو با خبر شدم که اگر این صفحه نبود من نمی دانستم که اصلا همچین فستیوال فیلمی وجود دارد.

مهم این است که همیشه دنیا رو به جلو بوده است، تکنولوژی، اجتماع و مفهوم خانواده، هر روز تغییر می کند، نمی شود همان برخورد پنجاه سال پیش را ادامه داد. این که من امروز از این نمونه های اغراق شده به خاطرم می آید، مثل همان برخورد زن همسایه ای است که به خانه ی بغل دستی اش سرک می کشد که مثلا آمـار رخت چرک دستـش بیایـد یا دبه های ترشی را بشمارد. نمی شود با این طرز فکر،تکنولوژی جدید را مال خود کرد. بیایید از این امکانات که مجانی در اختیار ماست جور دیگری استفاده کنیم. همه چیز به تعادل.

نسترن داداشی 



بیشتر بخوانید

ویدیو

پربازدید

کووید-19