diar

BookCover

از آن دیار در این دیار

استاد  هنگامى كه ازدواج كردم هفده ساله بودم و شاگرد كلاس ششم متوسطه رشته ادبى دبيرستان شهدخت شيراز. دبیرستان شهدخت در چهارراه مشير فعلى…

feet

از آن دیار در این دیار

«دخترزایی» خیلی بچه بودم که ازدواج کردم، پانزده سالم بود که اولین فرزندم به دنیا آمد. دختر بود. همسرم و مادرش بسیار ناراحت شدند…

BookCover

از آن دیار در این دیار

حموم رفتن  اون‌ وقتها توی بیشتر خونه‌ها حموم نبود.حموم رفتن احتیاج به زمانی حدود یه روز کامل داشت و ماجرایی بود به قول امروزی‌ها…

BookCover

از آن دیار در این دیار

مونیک و منصوره بعدازظهر طولانی سر رسید و منصوره را بعد از تشریفات بیمارستان به خانه‌ام آوردم. چقدر آرام و مطیع بود. تخت کوتاهش…

BookCover

از آن دیار در این دیار

گلپـر ما بچه‌ها ایام کودکی را در خانه‌ نسبتا بزرگی درخیابان حسن آباد تهران گذراندیم. زندگی شهری در آن زمان بسیار ساده و خالی…

BookCover

از آن دیار در این دیار

عروس نه ساله مشغول برگزاری تدارکات عروسی دخترم بودیم. از مشاور خانواده وقت گرفته بودند تا درباره پاره ای مسائل با او مشورت کنند….