داستان

haji

حاجی آقا– ۱۸

حاجی این جمله را با لحن اندوهناکی گفت بعد دست کرد ساعت طلای بزرگی را از جیب جلذقه اش درآورد و نگاه کرد و…

haji

حاجی آقا– ۱۸

حاجی (با قیافه گرفته): آقای خیزران نژاد، خیلی تند نرید! از آن علاقه ای است که به شما دارم. شما جوان و پرحرارت هستید….

Haji

حاجی آقا – ۱۷

(حاجی به صحبت هایش ادامه می دهد): اوف، اوف، خب، آلمان برای یک منظور و حقیقت عالی می جنگه، اما یکی نیست بپرسه اینها…

haji

حاجی آقا– ۱۶

(ادامه صحبت های دوام الوزاره): خیلی چیزهای دیگر هم می گفت که: «این جا وطن دزدها و قاچاقچی ها و زندان مردمانش است. هر…

haji

حاجی آقا – ۱۴

«حاجی آقا» از مشهورترین آثار نویسنده شهیر ایرانی صادق هدایت است. چاپ و انتشار این اثر معمولا در ایران ممنوع و یا بسیار سخت…

book1

حاجی آقا – ۱۵

(ادامه صحبت ها در هشتی خانه حاجی): ـ برای ما چه فرقی می کنه، ما که اسکناس نگه نمی داریم، وانگهی زمان رضاشاه هم…

hajiagha

حاجی آقا – ۱۳

(ادامه قسمت قبل، حاجی همچنان از درد بواسیر رنج می برد): اگر این کار را با مهارت انجام بدید، من مطمئنم که معامله سر…