این مصاحبه پانزده سال پیش در همین هفته در سلام تورنتوی شماره 115 (پنجشنبه 13 فوریه 2003) منتشر شد

پانزده سال پیش در همین هفته

پ پ پ

مصاحبه سلام تورنتو با باربارا هال نامزد پست شهرداری تورنتو درباره نیازهای اساسی کامیونیتی ایرانی ـ کانادایی

سلام تورنتو، پنجشنبه 13 فوریه 2003 :
طی یکسال آینده 3 انتخابات بزرگ برگزار می شود. انتخابات شهری (10 نوامبر 2003)، انتخابات استانی (احتمالا در بهار 2003) و انتخابات فدرال (احتمالا اوایل سال 2004).

تب و تاب انتخابات به تدریج بالا می گیرد. و در این میان سلام تورنتو به قصد آشنا ساختن کامیونیتی ایرانی ـ کانادایی با چهره های مهم سیاسی و دیدگاههای آنها سری مصاحبه هایی را آغاز کرده است که مصاحبه با هوارد همپتون (رهبر حزب نیودمکرات)، دالتون مک گینتی (رهبر حزب لیبرال) و خانم باربارا هال شهردار سابق و نامزد انتخابات آینده شهرداری از آن جمله است.



آگهی

قسمت اول مصاحبه ما با باربارا هال در هفته گذشته به مسائل و چالش های موجود در مقابل سیتی هال تورنتو اختصاص داشت. اما همانطور که شماره گذشته وعده دادیم دومین قسمت این مصاحبه به کامیونیتی ایرانیان تورنتو اختصاص دارد. در این قسمت از گفتگو بحث جالبی درباره نیازهای اصلی کامیونیتی ایرانی تورنتو در می گیرد و خانم باربارا هال می پذیرد که برای شناخت دقیق این نیازها باید تماس ها و مراودت بیشتری میان سیاستمداران و کامیونیتی ما صورت گیرد.

سلام تورنتو: اگر به سمت شهردار تورنتو انتخاب شوید، مهمترین مسائل پیش روی شما کدام خواهد بود؟
بارباراهال: یکی از آنها حمل و نقل عمومی خواهد بود، دومی امنیت خواهد بود و یکی دیگر اطمینان یافتن از این که اقتصاد قوی بماند. اما دو موضوع دیگر است که زیر بنای هر کاری خواهد بود، یکی از آنها که باید قبل از هر کار دیگری انجام بشود به قرار زیر است:
اطمینان یافتن از اینکه سیتی هال به روشی صادقانه، به روشی منصفانه و به صورت شفاف و قابل دسترسی عمل می کند. موضوع دوم هم که تا اندازه ای به مورد اول مربوط می شود، این است که سیتی هال باید به گونه ای عمل کند که همه کامیونیتی های موجود در شهر را دخالت دهد و مورد حمایت قرار دهد. شما به کامیونیتی ایرانیان اشاره کردید، برای من مهم است که کامیونیتی ایرانی باور داشته باشد که دولت شهری به آنها تعلق دارد، آنها را دخالـت مـی دهـد و به آنها گوش می دهد.

سلام تورنتو: اما مطمئن نیستیم که کامیونیتی ایرانی (و کامیونیتهای قومی دیگر) به این باور رسیده باشند، اگرچه به دولت شهری بی اعتماد نیستند، آن را تایید می کنند، با آن مخالفتـی ندارنـد، امـا در عین حال فکر می کنند که نادیده گرفته می شوند.

باربارا هال: برای شهردار تورنتو و اعضای شورای شهر و کارکنان شهرداری بسیار مهم است که به کامیونیتی ها نزدیک شوند.

سلام تورنتو: چگونه؟
باربارا هال: با رفتن به میان آنها و ملاقات با آنها و درخواست نظرات آنها و ترجمه مطالب مهم به زبانهای آنها.

سلام تورنتو: حتما می دانید که به تازگی روزی را به نام روز مالتی کالچرالیسم تعیین کرده اند (27 جون).

باربارا هال: بله، و اگر از نظر جغرافیایی به شهر نگاه کنیم، در آنجاهایی که بخش بزرگی از کامیونیتی ایرانی زندگی و کار می کنند حاضر شویم و با آنها ملاقات کنیم و از آنها بپرسیم، و مثلا در رابطه با نیازهای تفریحی ـ ورزشی جوانان یا سینیورها، یا مادران بپرسیـم و این که چگونه می توان به این نیازها پاسخ داد. اجازه دهید مثالی بزنم، بخشی از کامیونیتی ایرانی مسلمان هستند. دختران و زنان مسلمان نمی توانند برای شنا به استخرهایی بروند که در آنجا مرد حضور دارد.

سلام تورنتو: حقیقت ندارد. این یک نیاز مبرم برای کامیونیتی ما نیست. نیازهای عمومی ما نیاز هایی هستند مثل زبان و فرهنگ و میراث تاریخی ما. و یا کار مناسب برای بسیاری از متخصصان ما. درست به همین علت است که فکر می کنیم سیاستمداران باید بیشتر با ما در ارتباط باشند و درباره ما بدانند. ما چنین چیزی نشنیده ایم. به هر حال افراد خیلی مذهبی همه جا هستند و آنها روش خاص خود را در زندگی دارند که به آن احترام می گذاریم اما این بدین معنی نیست که موضوع مورد نظر (استخرهای جداگانه) نیاز مبرم مردم عادی است.

باربارا هال: من با شما کاملا موافقم که در دل شهر گروههای مختلفی زندگی می کنند که نیازهای مختلفی دارند و نیازهای مشروعشان هرگز برآورده نخواهد شد مگر آنکه گفت و گوی متقابل برقرار شود.

سلام تورنتو: چرا کـه وقتی زمان تصمیم گیری می رسد بهتر است تصمیمی گرفته شود که نیاز عموم و خواسته عموم را مورد توجه قرار دهد. اگر کسانی هستند که می خواهند در استخرهای جداگانه شنا کنند، این یک نیاز عام نیست. نیازهای عمومی ما نیازهایی هستند مثل زبان و فرهنگ و میراث های تاریخی ما، و یا کار مناسب برای بسیاری از متخصصان ما که اینجا زندگی می کنند اما کار متناسب با تجربه و تخصص خود را ندارند. به عبارت دیگر، نیازهای خیلی اساسی و مهم و خیلی عمومی، ما ممکن است وقتی به خانه برویم بخواهیم کاری خاص برای خود انجام دهیم. این زندگی خصوصی ماست اما ما هرگز این موضوع را نشنیده ایم… اکثریت ما هرگز در اندیشه استخرهای جداگانه برای زن و مرد نبوده است. ما هرگز چنین چیزی نشنیده ایم. ما می خواهیم به خود و به شما کمک کنیم و بنابر این نتیجه میگیریم که ما به ارتباط و گفت وگوی متقابل بیشتر نیاز داریم.

باربارا هال: موافقم این مثال لزوما در رابطه با کامیونیتی ایرانی نبود. در بخشهایی از شهر مردم زمین های بیشتری برای هاکی می خواهند و شهر با آنها همکاری می کند تا زمین های هاکی بیشتری داشته باشند. بخشهای دیگری از شهر هستند که اصلا هاکی بازی نمی کنند اما فوتبال خیلی بازی می کنند و مردم می خواهند بچه هایشان زمین کافی برای فوتبال داشته باشند. مثال من هم در رابطه با استخرهای شنا از همین نوع بود. مردم سنت ها و عادات مختلفی دارند…

نقش دولت شهر این است که با احتیاجات کامیونیتی های مختلف آشنا شود و تمام سعی خود را بکند که با توجه به منابعی که در اختیار دارد این نیازها را برآورده کند. همین هفته برنامه ای در سیتی هال در رابطه با «میراث سیاهان» در جریان است و به همین دلیل در سیتی هال و کتابخانه ها و کامیونیتی سنترها در این باره برنامه هایی اجرا می شود کامیونیتی ایرانی نیز دارای تاریخ و فرهنگ و سنت هایی است که بسیار بسیار غنی هستند و شهر باید با این کامیونیتی همکاری کند تا راههایی پیدا کند تا این تاریخ و فرهنگ غنی را با دیگر کامیونیتی ها شریک شود. بعضی روزها من سوار تاکسی می شوم و با رانندگان تاکسی صحبت می کنم که اغلب پزشک یا معلم یا افراد آموزش دیده در رشته هایی هستند که ما کانادایی ها به آن نیاز داریم. اما از آنجا که مهارت های آنها به رسمیت شناخته نمی شود نه فقط خود آنها بلکه همه ما کانادایی ها زیان می بینیم.

Loading Facebook Comments ...

اولین نظر دهنده باشید