غار «بوحیره» قسمت سوم و پایانی

این گونه غارهای آهکی درایران بر اتْر نفوذ زه آب ها در درز و شكاف سنگ ها و تجزيه و تخريب آن ها درطول زمان های طولانی به وجود آمده اند. مناظر زيبايي از رنكٌ ها در روی ديوارها و میان درز و شكاف سنگ ها مشاهده مي شد كه همگی حاصل تجزيه و تخريب مواد معدني و رسوب گذاري دوباره آن ها بودند. گاه در بعضي از گالري ها كه وسيع تر بودند تيغه هاي بلندی ازآهك (استلاكتيت) از سقف آويزان بود و منظره زيبايي به آن مکان مي داد.

با اين كه هوا در داخل غار به اندازه كافي وجود داشت ولي بعضي از افراد كم كم احساس خفگي مي كردند از اين رو با رسيدن به انتهاي يكي ديگر از گالري ها چون اطمينان يافتيم دیگر گالري بازديد نشده اي وجود ندارد و به انتهاي غار رسيده ايم پس از گرفتن چند عكس يادبود با يكديگر در نور نوار منيزيم تصميم به بازگشت گرفتيم.

هنگام بازگشت راه خودرا از روي ذرّات كاه و رنــگ هـاي روي ديـوار راهروهـا تعقيـب مي كرديم ولي متأسّفانه در يك مورد پس ازمدّتي عبورازچند راهرو مجددا» به محل اوّليه خود رسيديم ودريافتيم يكي از راهروها را به اشتباه رفته ايم كه اين امر بيشتر از همه مرد راهنما را هراسان نموده بود. در بار دوّم با قدري دقّت راه صحيح را از روي علامات روي ديوارها يافته ادامه داديم و پس از مدّتي به انتهاي راه كه خوشبختانه به دهانه غار ختم مي شد رسيديم و در آن جا با كمك طناب يك به يك از غار بيرون آمديم.



آگهی

با ديدن نور خيره كننده آفتاب در بيرون غار ناچار شديم براي مدّتي چشمان خودرا بسته در مدخل غار بنشينيم و با چند دم و بازدم عمیق ریه های خودرا ازهواي تازه بیرون پر کنیم.

ديگر دوستان ما كه به شعبه هاي ديگر غار رفته بودند قبل از ما بازگشته و در بيرون انتظار ما را مي كشيدند. عدّه زيادي از روستائيان نيز در نزديك دهانه غار نشسته و بي صبرانه انتظار خروج ما را داشتند و با ديدن ما و مرد راهنما به دور او حلقه زده جوياي شرح وقايع شدند.

ساعت پنج بعد از ظهر به منزل باز گشتيم و پس از رفع خستگي خودرا براي رفتن به منزل ارباب آماده نموديم. گزارش ساير افراد گروه كه بـراي كاوش به اطراف رفته بودند نشان مي داد غار هيچ گونه روزنه و يا منفذي غير از آن چه ما به عنوان دهانه از آن استفاده كرديم ندارد.

پس از يك روز غار پيمايي با پذيرايي گرم ارباب شب خوبي را گذرانديم. ارباب پس از شنيدن شرحي در مورد وضع غار چون خيالش تا اندازه ای از بابت مأموريت ما راحت شده بود گفت: «من مي دانستم چيز جالبي در غار پيدا نخواهيد كرد». – احتمالا» فكر مي كرد ما به دنبال يافتن گنج و يا دفينه اي به آن جا آمده ايم – و اضافه كرد: «اگر قبلا» اطّلاع یافته بودم که میآئید خودم چند نفر را مي فرستادم تا از غار بازديد كرده نتيجه را برايتان مي فرستادم».

مالك در ادامه توضيحاتش گفت: «در اين حوالي و در روستاهاي ديگر از اين قبيل غارها زياد است، اگر بخواهيد من مي توانم از ريش سفيدان اين جا محل دقيق آن ها را برايتان بگيرم» كه با اظهار علاقه سرپرست گروه قرار شد روز بعد صورتي از نام و محل غارهاي موجود در آن نواحي را براي ما تهيّه نمايند.

سپس ارباب كه گويا هنوز در مورد هويّت ما اطمينان كامل حاصل نكرده و ما را مأموران امنيّتي حكومت كه براي تهيّه گزارش از وضع املاك او آمده ايم می پنداشت شروع به شرح خدمات و نيكوكاري هايش نسبت به رعايا و روستائيان نمود و گفت كه براي بهبود وضع آن ها از ساختن راه و كمك به تأسيس مدرسه ابتدايي منطقه و تهيّه كود شيميايي و تعميرقنوات از بذل مال و جان دريغ ندارد و در صورت لزوم خودش به آن ها وام مي دهد و اضافه كرد: «سال گذشته با هزينه خودم يك مسجد براي اهالي ساختم و از يكي از روحانيون سرشناس نيز دعوت كردم تا ماهي يك بار براي ايراد وعظ و خطابه به اين روستا بيايد كه البتّه خودم هم هميشه در صف اول نماز حاضر شده به صحبت هاي ايشان گوش مي دهم.» و نهايتاً پي برديم ارباب تا حالا چند بار به مکه رفته و نماز و روزه اش هم هيچ گاه ترك نمي شود.

ارباب در آخر برايمان گفت: «ما هر ساله مراسم عاشورا را با دعوت و حضور چند روحاني عاليقدر از تهران و نمايش تعزيه روز عاشورا در محوّطه وسيعي در بيرون ده برگٌزار مي كنيم» و از ما نيز دعوت کرد تا روز بعد كه مصادف با عاشوراي حسيني است در تماشاي مراسم تعزیه آن ها را همراهي كنيم.

نظر به این که هرکدام از ما قرار بود بعد از تعطیلات تاسوعا و عاشور به محل کار خود باز گردیم سرپرست گروه ضمن تشکر از مالک ده دعوت اورا موکول به سال های دیگر نمود و روز بعد با همان اتوبوسی که آمده بودیم به سوي تهران حركت كرديم.

تابستان سال 2000

****

محمد سطوت ـ در سال 1311 در یک خانواده کارگری در شرق تهران به دنیا آمد. پس از دوره ابتدایی در یکی از چاپخانه های تهران مشغول کار شد.

در سال 1340 با اخذ دانشنامه لیسانس در قسمت منابع آب وزارت نیرو مشغول کار گردید. شوق فراوان او برای کار و فعالیت در خارج از محیط اداری سبب شد تا با گرفتن ماموریت های متعدد خارج از مرکز از بیشتر نقاط مختلف کشور بازدید و گزارشات مبسوطی برگرفته از مطالعات منابع آب و موقعیت های آب های زیرزمینی مناطق فوق تهیه نماید.

ماموریت های او ضمنا سبب گردید تا با آشنایی از وضع مردم روستاها و خصوصیات فولکوریک مردم آن نقاط مطالبی تهیه و در دوران بازنشستگی آنها را به صورت داستان منتشر نماید.

Loading Facebook Comments ...

اولین نظر دهنده باشید

با یک کلیک در خبـــرنــامه سلام تورنتو عضو شوید!

و داغ ترین اخبار کانادا را سریعا در ایمیلتان دریافت کنید