رفتارهای درست اقتصادی

گاهی اوقات مرور چیزهای بسیار ساده ضروری به نظر می رسد چرا که آنقدر به مسائل روزمره و گذران آنها مشغول می شویم که بعضی از اصول اساسی و رعایت آنها را فراموش می کنیم. یا اینکه انجام آنها آنقدر به شکل عادت در آمده که اصلاً توجهی به آن نمی کنیم. عادتهایی که در همه ما مشترکند ولی هر کدام آنرا به نوعی انجام می دهیم. مثل عادت به غذا خوردن، همه غذا می خوریم چون بدن ما به آن نیاز دارد ولی هر کدام از ما تک تک عادات غذایی متفاوتی داریم. به همین دلیل از نظر سلامتی و فیزیکی در شرایط متفاوتی هستیم. بعضی سالم خوردن و رعایت کردن نکات ضروری در آن را عادت خود کرده اند، بعضی دیگر هر چه دوست دارند می خورند بدون در نظر گرفتن سن و سال، سلامتی و مسائل ناشی از آن. مطمئنم که شما بهتر از من مـی دانید کـه بـه چـه دلیـل مـا آدمها سعی می کنیم رفتارهای درست را دنبال کنیم و حتی آنها را به نسل بعدی هم منتقل کنیم. رفتارهای درست و بجا در دراز مدت منجر به نتایج درستی می شوند و به همین دلیل حس ذاتی و تمایل به بهتر شدن (بودن) رشد، موفقیت، تغییر مثبت در وضعیت موجود و در هر زمینه ای که بتوان فکرش را کرد و درست عمل کردن به نسبت های متفاوتی در همه وجود دارد. و آدمها بدون آنکه متوجه باشنـد از یکدیگر سرمشق می گیرند و تقلید می کنند.

چه اشکالی دارد، ضمن اینکه با بدست آوردن نتایج بهتر، احساس بهتری هم به انسان دست می دهد و آن حس مثبت باعث فعالیت و سازندگی بیشتری می گردد.

ولی تا این اعمال به صورت عادت و جزئی از رفتار ما نشوند به راحتی می توانند کم رنگ شده و یا فراموش گردند مگر اینکه با علاقه و اعتقاد تمرین و تکرار شوند. در زمینه مسائل مالی و مدیریت پول هم رفتارهایی وجود دارند که باید به شکل عادت در آیند تا بطور طبیعی جزئی از رفتار شخصی، خانوادگی و اجتماعی شوند و هر چه درست تر باشند در دراز مدت تأثیر مورد نظر را خواهند گذاشت.



آگهی

این رفتارها به ترتیب عبارتند از:
1ـ پس انداز (Saving)
عموماً پول را به شکل پول توجیبی، هدیه، نتیجه کار و زحمات و…. به دست می آوریم و به محض به دست آوردن، بدون آنکه متوجه باشیم شروع به پس انداز می کنیم. البته تبدیل شدن به یک پس اندازکننده خوب بحثی طولانی است.

ولی به هرحال با شروع پس انداز وارد مسابقه «امور مالی» اقتصاد» می شویم.

پس انداز کردن اصل و اساس در پی ریزی استقلال مالی است. خوب تا وقتی که کار می کنید، پول به دست می آورید و برای خود و خانوادتان و یا کسانیکه از نظر مـالی به شمـا وابسته انـد کمـک می کنید ولی چه اتفاقی می افتد اگر شما یک روز تصمیم بگیرید که دیگر کار نکنید یا اینکه مجبور باشید که دیگر کار نکنید؟ در این زمان نیاز خواهید داشت که سرمایه ای برای ایجاد در آمد داشته باشید.

در نتیجه باید استاد پس انداز کردن باشید. چیزی که با تمام سادگی، مشکل هم هست. باید نرخ و درصد آنرا نسبت به درآمدتان تعیین کنید و بعد با توجه به آن نحوه و درصد خرج کردنتان را تعیین کنید نه بر عکس. اجازه دهید که اهداف پس اندازتان موجب انتخاب شما برای خرج کردن و مصرف پولتان باشد نه بر عکس.

2ـ سرمایه گذاری (Investment)
این رفتار و شیوه، ناشی از رفتار درست و پیگیری در پس انداز است.

به محض داشتن پس انداز، به فکر می افتید که با آن چه کنم تا رشدی پویا و مثبت داشته باشد. عملکرد و تصمیم گیری شما در این مورد به توانایی و شخصیت شما مربوط می شود. سرمایه گذاران واقعی علاقه مند به دریافت نتایج بهتری از عملکرد بازار می باشند و با استراتژی های پیش پا افتاده بازار پیش نمی روند. زمانی که همه ترسیده اند، می فروشند و یا سرمایه گذاری نمی کنند، آنها به یکباره و حجم بزرگی سرمایه گذاری می کنند (رفتار «وارن بافت» سرمایه دار معروف در ماه های گذشته). این نیازمند اینست که حواسمان را کاملاً جمع کنیم و بدانیم که سرمایه گذاری فقط مختص روزهای خوب و روشن نیست.

3ـصاحب خانه شدن (Home Ownership)
چیزی که بسیار مهم است اینست که: 1- همه به محلی برای زندگی کردن احتیاج داریم، 2- حتماً کسی که صاحب آن محل است باید شخص شما باشد.

البته گاهی بنا به ضرورت اجاره کردن راه حل است مثل وقتی که تازه وارد یک محیط جدید می شویم و باید با دقت و ارزیابی و در نظر گرفتن استطاعت مالیمان عمل کنیم. ولی در دراز مدت وقتی قیمت ها به حالت عادی درآمد، بجاست که صاحب خانه شویم. در نتیجه برای صاحب خانه شدن باید از بازاری که اشباع شده خودداری کنیم و منتظر وضعیت عادی یا پایین بودن قیمت ها باشیم. باید پرداخت مورتگیج مان را هر چه زودتر و سریعتر تمام کنیم زیرا هر چه قدر هم که داشتن خانه حس خوبی به ما بدهد، نهایتاً مبلغ مورتگیج برای خیلی ها بزرگترین بدهی زندگیشان محسوب می شود و بهره آن فقط باعث ثروتمند تر شدن سهامداران بانکها می گردد.

4ـ مدیریت ریسک (Risk Management)
در زندگی انواع متفاوتی از ریسک وجود دارد و عکس العمل ما در مقابل آنها ترکیبی از دو چیز است.

ـ می توان ریسک را فرض کرد و آنرا به نوعی متعادل نمود.

ـ می توان آنرا ندیده گرفت، که اصلاً قابل قبول نیست.

برای موفق شدن در مدیریت ریسک باید بتوان امکان اتفاق افتادن ریسک های مختلف را پیش بینی و ترکیب نموده و آنرا به ریسکی محتمل و مدلل تبدیل کرد. و در نتیجه با پیش بینی منطقی موارد لازم و خدای نکرده از دست دادن ها را به نوعی بیمه نمود تا کمترین ضرر متوجه ما شود.

5ـ خرج کردن (Spending)
حتماً دلیلی وجود دارد که خرج کردن در آخر آمده و آن هم این است که شما باید در 4 مورد اول درست عمل کنید تا بتوانید به راحتی این مورد را انجام دهید.

وقتی شروع به خرج کردن می کنید، باید این نکته مهم را فراموش نکنید.

شما هرگز، هرگز نباید از محل پولی که صاحبش نیستید (کردیت کارت) خرج کنید و یا بی مورد خرج کنید. اگر نمی توانید چیزی را الان بخرید لازم نیست این کار را بکنید. هرگز پولی را که ندارید خرج نکنید که مجبور شوید بهره آن را پس بدهید. نحوه خرج کردن شما رابطه و درک شما را از پول و امور مربوط به آن نشان می دهد. بیاموزید که در چهار چوب توانایی مالیتان هزینه و خرج کنید.

این بحث یک بحث جدی است و همه ما با آن هر روز درگیر هستیم. اگر می خواهید درست عمل کنید باید مرتب تمرین کنید، تکرار کنید، تا موفق شوید…

مهندس فرحنازجاهد
Member of Million Dollars
Round Table -MDRT
کارشناس ارشد بیمه،
مشاور در سرمایه گذاری های تضمینی

Loading Facebook Comments ...

اولین نظر دهنده باشید

با یک کلیک در خبـــرنــامه سلام تورنتو عضو شوید!

و داغ ترین اخبار کانادا را سریعا در ایمیلتان دریافت کنید