جوزف بمباردیه؛ پدرش می خواست او کشیش شود

در سال 2002 در یک بازدید علمی که از طرف کانون مهندسین برگزار گردید، فرصت بسیار جالبی برای دیدار از شرکت معظم هواپیماسازی بمباردیه ـ در منطقه دانزویو ـ دست داد. در این تاسیسات انواع هواپیماهای معمولی و جت در ظرفیت های گوناگون از 4 نفره تا 100 نفره ساخته شده و به سراسر دنیا فروخته می شود. هنگامی که در راهروهای منتهی به سالن های مونتاژ و تولید به پیش می روید، پوسترها و عکسهای بسیار جالبی از تاریخچه به وجود آمدن شرکت بمباردیه و سیر تحولات و پیشرفت های آن را خواهید دید. در همه جا نام و نشانی از مبتکر و صنعتگر و مالک اولیه بمباردیه یعنی «جوزف بمباردیه» را خواهید دید. 

از آنجایی که فعالیت های تولیدی و ابداعات و اختراعات وی نقش به سزایی در پیشرفت صنایع کانادا داشته است. لذا در این شماره و شماره آینده شما را با او و فعالیتهای او و گروهش آشنا خواهیم نمود. 

در 16 اپریل 1907 در یک دهکده کوچک به نام وال کورت در استان کبک کودکی به دنیا آمد که کمترکسی می توانست حدس بزند که چه آینده ای در انتظار اوست. جوزف در دوران کودکی اش بسیار کنجکاو و فعال بود. هر چیزی را که حرکت مکانیکی داشت براشته و سعی می کرد که آن را از هم جدا کرده و سپس مجددا به هم متصل کند. در سیزده سالگی اولین کار دستی متحرک خود را ساخت که لوکوموتیوی بود که با موتور ساعت به حرکت درآمده و کار می کرد. او با دقت زیاد آن را رنگ نمود و اطرافیان خود را غرق در تعجب کرد. سپس یکی پس از دیگری شروع به ساختن کاردستی های دیگر ی از جمله تراکتور و قایق نمود که با موفقیت همراه بودند. 



آگهی

او راه مورد علاقه خود را در پیش گرفته بود و روز به روز به ایده های جدید خود جامه عمل می پوشاند. برای مثال از ضایعات و قطعات ماشین آلات، انواع اسباب بازیهای مکانیکی و مینیاتوری می ساخت.

به زودی به سراغ ماشین قدیمی پدرش «آلفرد بمباردیه» رفت و موتور آن را باز کرده و قسمتهایی از آن را تعمیر نمود پدر که می خواست ماشین خودش را نجات بدهد، یک اتومبیل قراضه فورد را که مدتها بود که از کار افتاده بود به او داد که سرگرم باشد. جوزف با کمک برادرش «لنوپولد» ماشین مزبور را تعمیر کرد و آن را به حالتی نوسازی نمود که برای خودش مورد استفاده واقع می گردید. در واقع او از هیچ به یک اتومبیل دست ساز رسیده بود. پدر اصرار داشت که جوزف کشیش شود و برای این منظور وی را به مدرسه مذهبی نزدیک شهرک خودشان فرستاد. در آن زمان رسم بود که پسر بزرگ خانواده های متعصب و مذهبی به جمع روحانیون بپیوندند. او در مدرسه آرام و قرار نداشت. دست و پایش بسته شده بود و نمی توانست چیزی را بسازد تا اینکه در ایام تعطیلات کریسمس با برادرش و پسرعموهایش دست به ابتکاری زد که همگان را شگفت زده نمود. او موتوری بر روی یک شاسی ساخت با پایه هایی شبیه به چوب اسکی در واقع او اولین ماشین برف سواری جهان را اختراع نموده بود. در آن موقع جوزف 15 ساله با اینکارش استعداد خارق العاده خود را به نمایش گذارد. او به تحصیل خود در مدرسه مذهبی ادامه داد ولی نیک می دانست که او نه کشیش، نه دکتر، نه کشاورز، بلکه مکانیک ماهری خواهد شد. بالاخره در 17 سالگی پدرش را راضی نمود که مدرسه را ترک کند و در یک تعمیرگاه در مونتریال مشغول به کار شود. سپس شروع به آموختن زبان انگلیسی و مهندسی مکانیک از طریق مکاتبه ای نمود و به هر منبع علمی و کتابی که دسترسی داشت مراجعه کرده و روشهـای گوناگـون فنـی و علمـی را یاد می گرفت. 

اولین کار جدی او در سال 1926، افتتاح تعمیرگاه خودش بود که با کمک مالی پدر سر و سامان گرفت. با وجودی که 19 سال سن داشت ولی دقت عمل وی و خوب کار کردنش در تعمیر هر گونه وسیله مکانیکی، برقی و کشاورزی باعث شهرت سریع او شد و توانست وام دریافتی از پدر را در سال 1929 بپردازد.

Loading Facebook Comments ...

اولین نظر دهنده باشید

با یک کلیک در خبـــرنــامه سلام تورنتو عضو شوید!

و داغ ترین اخبار کانادا را سریعا در ایمیلتان دریافت کنید