انتخابات انتاریو: شعار یا واقعیت؟

پ پ پ

از آمریکایی هایی که در نوامبر 2016 به دانلد ترامپ رای دادند باید پرسید: 

به خاطر شخص آقای ترامپ، امتیازات و توانایی هایش، درستکاری و صداقتش، به او رای دادید؟ یا به خاطر خشمتان از دمکرات ها و وضعیت موجود؟ (به نوشته تورنتواستار دانلد ترامپ در طول 500 روز اول ریاست جمهوری 1655 ادعای دروغ کرده!) 

از رای دهندگان انتاریو که به داگ فورد رای داده اند هم باید پرسید: 



آگهی

به خاطر شخص آقای داگ فورد، امتیازات و توانایی هایش، درستکاری و صداقتش، به او رای دادید؟ یا به خاطر دلزدگی تان از لیبرالها و وضعیـت مـوجـود؟ یا به خاطر ترس از ان دی پی؟ 

***

از زمان یونان باستان تا عصر حاضر، سیاست ایجاد هراس و نگرانی 

(the politics of fear) ابزاری بوده که سیاستمداران به کرات از آن برای ساکت کردن مخالفان و رسیدن به خواسته هایشان استفاده کرده اند. 

در سالهای 1340 و 1350 شمسی در ایران، ایجاد هراس و نگرانی در بین دانش آموزان دبیرستانی و دانشجویان سیاستی بود که توسط ساواک برای خاموش نگه داشتن جوانان به کار گرفته می شد به طوری که حتی از در دست گرفتن کتاب «خرمگس» یا «ماهی سیاه کوچولو» هراس داشتی (خرمگس کتابی بود نوشته اتل لیلیان وینیچ که داستان یک انقلابی ایتالیایی در دوران سلطه امپراتوری اتریش در ایتالیا را بیان می کرد و به فارسی ترجمه شده بود. ماهی سیاه کوچولو نیز داستان کوتاهی بود از صمد بهرنگی که ماجرای یک ماهی جویای تغییر را تعریف می کرد.) 

همین سیاست ایجاد هراس موجد شکاف عمیق بین جوانان و طبقات حاکم شد که بعدها بالاخره به رویارویی کامل و عاقبتی تلخ منجر شد. 

در سالهای جمهوری اسلامی نیز همین سیاست ایجاد هراس و نگرانی در شکلی بسیار گسترده تر و دهشتناکتر برای به اطاعت کشاندن مردم به کار گرفته شد: هراس از اینکه اگر فلان روزنامه یا کتاب را به دست گیری متهم به وابستگی به فلان سازمان شوی، نگرانی از اینکه صدای موسیقی از خانه ات بیرون رود و همسایه، ماموران گشت و کمیته را به سراغت بفرستد… 

***

در اول اکتبر 2015 در اوج مبارزات انتخاباتی فدرال کانادا، سی بی سی در مقاله ای نوشت: «در طول این انتخابات، این ادعا به دفعات تکرار شده که حزب محافظه کار برای کسب آرای مردم از سیاست ایجاد نگرانی استفاده می کند»، و بعد به نقل از کریس اریکسون Chris Erikson پروفسور «علوم سیاسی دانشگاه بریتیش کلمبیا می گوید این استراتژی جدیدی نیست و از سوی رهبران جهان در طول تاریخ آزمایش شده و امتحان خوبی پس داده. 

در همین مقاله از کریس اریکسون نقل شده که «دوام این استراتژی تا امروز، علت دارد؛ علت آن است که جواب می دهد، مردم را برمی انگیزاند.» 

و البته به گفته آقای اریکسون، استراتژی هراس افکنی، نقطه ضعفی هم دارد، و آن این است که اگر زیاد تکرار شود، اثرش را از دست می دهد: «تا هنگامی موثر است که به آن زیاد توجه نشود، اما وقتی متوجه آن شوی، بی اثر می شود.» 

در جریان مبارزات انتخاباتی اخیر در انتاریو، شاهد به کار گرفتن همین سیاست، بویژه از سوی حزب محافظه کار پیشرو به رهبری داگ فورد، علیه حزب ان دی پی به رهبری آندریا هوروات، بودیم. در آگهی های تبلیغاتی حزب محافظه کار، نیودمکراتها «رادیکال» خوانده شدند و گفته شد (نقل به مضمون): «اگر ان دی پی به سر کار بیاید، دوران باب ری تکرار می شود، بیزنس ها تعطیل می شوند، دولت بدهی بالا می آورد، و …» 

نکته قابل تامل این بود که، در همان هنگام که داگ فورد در آگهی های تبلیغاتی می گفت: «من پولها را به داخل جیب شما برمی گردانم»، ناگهان اعلام شد که رناتا فورد همسر راب فورد فقید شهردار سابق تورنتو، مدعی شده که داگ فورد بیزنس خانوادگی را به ضرر و زیان رسانده و پول از او و دو فرزندش دریغ داشته، و به همین دلایل داگ فورد را 16.5 میلیون دلار سو کرده! 

اما اگر از احساسات، از ترس و نگرانی، فاصله گرفته شود، آشکارا می توان دید که استان انتاریو، در مقایسه با سرزمین ها و کشورهای دیگر، استانی کم مسئله، موفق، همه شمول، به دور از اختلافات قومی و نژادی، و صد البته زیبا و مرفه است. پس باید از آن مراقبت کرد تا همچنان در مسیر مثبت به پیش برود. 

کانادا، و البته که انتاریو، در دهه های اخیر، نمونه ی کم نظیری از موفقیت های اجتماعی ـ اقتصادی بوده که باید قدر آن را دانست و مانع از عقب رفتن آن شد. 

اینکه گفته شود «آندریا هوروات شما را به دوران باب ری می برد» و یا «رادیکال» خوانده شود، و یا «پول به جیب شما برمی گردانم» شعار است. در عوض باید گفته شود که برنامه های آندریا هوروات نظیر گسترش چایلدکر، کاهش قیمت برق، منصفانه کردن مالیاتها، خاتمه دادن به درمان بیماران در راهروهای بیمارستانها، چه ایرادی دارد؟ و برنامه های بهتری اعلام کرد.

Loading Facebook Comments ...

اولین نظر دهنده باشید