این خانم کانادایی در برنامه ویژه حافظ در 12 می در موزه آقاخان خاطراتش از سفر به ایران را تعریف می کند

کریشنا سوکریت : سفر به شیراز، تخت جمشید و پاسارگاد رویایی بود که به حقیقت پیوست!

پ پ پ

خانم کريشنا سوکريت Krichna Sookrit شهروند کانادايي ساکن تورنتوست که سال گذشته در سفری سیاحتی به ايران از جمله از شيراز و مقبره حافظ بازدید کرد. او که کارشناس ارتباطات در کمپانی بل کاناداست روز 12 مي در برنامه ويژه حافظ در موزه آقاخان خاطراتش از حافظيه را تعریف خواهد کرد. مصاحبه اي با او انجام داده ايم که مي خوانيد:

از خودتان بگوييد، چگونه با ایران آشنا شدید؟
ـ خانواده من چهل و يک سال پيش به علت مسائل سياسي از کشور گايانا Guyana در آمريکاي جنوبي به کانادا مهاجرت کردند. من در تورنتو بزرگ شده ام و عاشق سفر به کشورهاي جهان هستم. اگر مردم بيشتر به نقاط مختلف جهان سفر کنند و با جوامع و فرهنگهاي گوناگون آشنا شوند، جهان به مکان بهتري تبديل می شود.

من از کودکي با ايران آشنا شدم، از هنگامي که دختر کوچکي بودم کتابهاي سياحتي و داستانهايي از سراسر جهان را مي خواندم. داستانهاي خاورميانه، هند، آسيا و يونان شگفت انگيز بودند و مرا مصمم به سفر به سراسر جهان کردند.



آگهی

طي سالها من کتابهاي متعددي درباره جاده ابريشم، اشعار ايراني، مذاهب گوناگون در ايران، خانواده پهلوي، فرهنگ و هر آنچه درباره ايران به دستم مي رسيد خوانده ام. طي سالها کار در تورنتو با ايرانيان از سه مذهب مختلف اسلام، زرتشت، و يهود کار کرده ام که بعضي از آنها هنوز دوستان خوب من هستند. من غذاها، ميوه ها و خشکبار ايراني را دوست دارم. سال 2013 کتيبه کوروش را هنگامي که در موزه متروپوليتين نيويورک به نمايش گذاشته شده بود، ديدم. سفر من به شيراز، تخت جمشيد و پاسارگاد رويايي بود که به حقيقت پيوست.

سفر به ايران
من از سالها پیش به فکر سفر به ايران بودم ولي بايد صبر مي کردم تا بچه ها بزرگ شوند. بالاخره در اکتبر 2016 با کمپاني مشهور کانادايي به نام G Adventures که سالي چند بار به ايران تور مي برد به ايران رفتم.

آيا اقوام و دوستانتان مخالف اين سفر نبودند؟
ـ چرا، اقوام و دوستان خيلي مخالف اين سفر بودند. اما آنهايي که اخبار روز جهان را تعقيب مي کردند، مشوق اين سفر بودند. ديگران از اينکه مي خواهم به کشوري مثل ايران سفر کنم هراسان بودند. چندين ماه در مقـابـل آنهايـي کـه مـرا ديوانـه تصـور مـي کردند از تصميم خود دفاع کردم. به بعضي از دوستان که نظرات منفي درباره ايران داشتند چيزي درباره سفرم نگفتم. اما دوستان ايرانيم خيلي خوشحال بودند که مي خواهم از کشور زادگاهشان ديدن کنم و کلي راهنمايي کردند و اطلاعات دادند.

قبل از سفر چه تصوري درباره جامعه ايران و نحوه برخورد با زنان داشتيد؟ اين سفر تا چه اندازه نظر شما را تغيير داد؟
ـ نحوه برخورد با زنان در ايران مانع سفر من به اين کشور زيبا نشد. به خاطر سالها مطالعه و دسترسي به اينترنت مي دانستم که زنان ايراني بسيار تحصيلکرده، بسيار مصمم، و بسيار قوي هستند. من معتقدم حقوق زنان در ايران يک مسئله است و در عرصه هاي زيادي با آنها به عنوان شهروند درجه دو برخورد مي شود.

کریشنا سوکریت: «سال 2013 کتيبه کوروش را هنگامي که در موزه متروپوليتين نيويورک به نمايش گذاشته شده بود، ديدم. سفر من به شيراز، تخت جمشيد و پاسارگاد رويايي بود که به حقيقت پيوست.»

کریشنا سوکریت: «سال 2013 کتيبه کوروش را هنگامي که در موزه متروپوليتين نيويورک به نمايش گذاشته شده بود، ديدم. سفر من به شيراز، تخت جمشيد و پاسارگاد رويايي بود که به حقيقت پيوست.»

من هر چه مي خوانم را باور نمي کنم و هنگام سفر سعي مي کنم از بحثهاي سياسي دور بمانم. وقتي در ايران بودم فهميدم که پنج درصد از نمايندگان پارلمان ايران زن هستند. نام راهنماي تور ما در ايران فرزانه بود. او داراي مدرک فوق ليسانس در باستان شناسي بود و مرا خيلي تحت تاثير قرار داد، زني بسيار خوش مشرب و مستقل بود که براي کارش مرتب به اطراف ايران سفر مي کند.

قبل از سفر نگران طرز لباس پوشيدن بودم، نمي خواستم مقررات را زير پا بگذارم. ولي به محض ورود متوجه شدم نحوه لباس پوشيدن به آن سختي که فکر مي کردم نيست؛ همه خانمهايي که در تور ما بودند نفسی به راحتی کشیدند.

هر جا مي رفتيم ايراني ها از ما استقبال مي کردند.

آنها نسبت به توريستها کنجکاو هستند و همواره خواهان صحبت کردن با ما بودند. ما از بازديد خود و ميهمان نوازي آنها لذت برديم. در آخرين روز سفر 6 نفر از ما سوار ساب وي تهران شديم. همه جا احساس ايمني مي کرديم. تنها زماني که نگران سلامتي مان مي شديم هنگام رد شدن از خيابانهاي تهران بود.

در اين سفر راجع به حافظ چه آموختيد؟
قبل از سفر از حافظ و محبوبيت او در میان ايران مطلع بودم. مي دانستم که حافظ قرآن را از حفظ مي خوانده و به همين خاطر حافظ ناميده مي شده. شب بود که من به ديدار قبر حافظ رفتم و آنجا فوق العاده شلوغ بود. ايراني ها چه با شکوه به شاعر محبوبشان احترام مي گذارند. مي دانم که 12 اکتبر در ايران روز حافظ است.

آيا دوباره به ايران خواهيد رفت؟
می خواهم تا چند سال ديگر دوباره به ايران بروم و اين بار شايد به مشهد، تبريز و سواحل درياي خزر سفر کنم. اگر بليت بخت آزمايي ام ببرد سراسر ايران را خواهم گشت. من شيفته فرهنگ، معماري، تاريخ، مردم و غذاي ايران هستم.

راجع به سيستم سياسي حاکم بر ايران چه فکر مي کنيد؟
ـ خیلی سخت است به عنوان يک ويزيتور در ايران ديد عميقي نسبت به سيستم سياسي کسب کنيم. من وقتي به سفر مي روم مايلم روزنامه هـاي محلي را بخوانم، اما فارسي نمي دانم و در ايران فقط به روزنامه هايي که همه جا در هتل ها بود نگاهي مي انداختم.

من بسيار سپاسگزارم که در کشوري دمکراتيک مثل کانادا زندگي مي کنم. من نمي توانم در ايران با آن همه محدوديت هايي که به مردم تحميل مي شود زندگي کنم. من دوست ندارم سرم را بپوشانم و مانتو بپوشم. اين خيلي محدودکننده و طاقت فرسا بود. اما خيلي تحت تاثير فرهنگ ايراني ها و ميهمان نوازي شان قرار گرفتم. هنگامي که به تنهايي به خريد و پياده روي در خيابانها مي رفتم احساس ايمني مي کردم. همه مي خواستند کمک کنند و به من احترام مي گذاشتند. متاسفانه رسانه ها به اين روي مثبت ايران و مردمانش نمي پردازند.

بلیطهای این برنامه هنوز موجود است که از طریق زیر می توانید به آسانی تهیه کنید:

hafiz-and-his-poetry.eventbrite.ca

Loading Facebook Comments ...