«جرئت دانستن داشته باش» امانوئل کانت

چطور از منافع جامعه ایرانی ـ کانادایی محافظت کنیم؟

«چطور می توان به طور موثر از منافع جامعه ایرانی ـ کانادایی در جامعه میزبان محافظت کرد؟»
این موضوع میزگردی بود که یکشنبه 10 دسامبر به ابتکار کنگره ایرانیان کانادا در تورنتو برگزار شد.

یکشنبه دهم دسامبر ـ در هوای بسیار سرد تورنتو جلسه ای که به همت کنگره ایرانیان کانادا در یکی از سالن های اجتماعات شهرداری نورت یورک برگزار شد، داغ بود.

جلسه ای دارای نظم شامل میزگردی که 6 نفر نظراتشان را درباره موضوع جلسه بیان کردند، هر کدام در ده دقیقه، و سپس سخنران میهمان دکتر سروش دباغ صحبت کرد. و در پایان چندین نفر از دهها نفر حاضر در سالن، سئوالاتشان و نظراتشان و انتقاداتشان نسبت به سخنان شرکت کنندگان در میزگرد را مطرح کردند.



آگهی

«کامیونیتی ما هنوز ضعیف است»
یکی دو تن از سخنرانان در میزگرد نظرشان این بود که ما هنوز کامیونیتی نداریم و یا کامیونیتی ما بسیار ضعیف است.

این سخنرانان برای اثبات نظر خود به دو کامیونیتی شانزده هزار نفره شیعیان خوجه و کامیونیتی بسیار منسجم یهودیان تورنتو اشاره کردند.

با این حال خواست همه شرکت کنندگان تقویت کامیونیتی ایرانی ـ کانادایی بود که آن را در سخنانشان مطرح کردند.

جلسه نزدیک به سه ساعت به طول کشید و بنابر این درج تمام نکات و سخنان مطرح شده، میسر نیست.

در این گزارش، بخشهایی از سخنان هر یک از شرکت کنندگان را به اطلاعتان می رسانیم.

قرار است متن کامل جلسه به صورت ویدیو به زودی در اختیار عموم قرار بگیرد.

فعالیت مستمر حداکثری
یونس زنگی آبادی گفت در کشوری دمکراتیک چون کانادا، منافع جامعه ایرانی ـ کانادایی نیز بایستی به صورت دموکراتیک و اکثریتی در نظر گرفته شود، اما این به این معنا نیست که صدای اقلیت ها نادیده گرفته شود.

با این حال نباید گذاشت عده ای کم طرفدار با اهداف سیاسی مشخص ادعای نمایندگی کل جامعه ایرانی ـ کانادایی را بر عهده خود بگذارند.

وی سپس به موضوع بازگشایی سفارت و برقراری روابط دیپلماتیک بین کانادا و ایران اشاره کرد و گفت دو پتیشن مختلف تهیه شده که یکی خواهان برقراری روابط دیپلماتیک با ایران، و دیگری مخالف آن بوده که بر روی تارنمای رسمی پارلمان کانادا گذاشته شد.

پتیشن برقراری روابط را 15781 نفر امضا کردند، در حالی که مخالفان برقراری روابط توانستند تنها 607 امضا جمع آوری کنند.

با یک محاسبه ساده، خواهندگان برقراری روابط 26 برابر بیشتر از مخالفان آن بوده اند. پس می شود نتیجه گرفت که کامیونیتی ایرانی ـ کانادایی حداقل برقراری روابط دیپلماتیک با ایـران را جزو منافع کامیونیتی به حساب می آورد.

زنگی آبادی سپس پرسید: چطور از منافع کامیونیتی حفاظت کنیم؟

و پاسخ داد: «به نظر من مشکل اصلی عدم فعالیت مستمر جامعه حداکثری ایرانی ـ کانادایی در سیاست کاناداست که موجب شده اقلیتی کم طرفدار بتوانند خود را به عنوان نماینده جامعه به سیاستمداران کانادا معرفی کنند، و منافع سیاسی خود را در قالب خواست حداکثری به این سیاستمداران بفروشند.

این در حالی است که همین گروه با استفاده از تاکتیک هایی که دوستان تندرو در ایران استفاده می کنند مثل برچسب زدن، داد و فریاد، و بهـم زدن جلسـات گفتگو، سعـی می کنند صدای اکثریت جامعه را، درست مثل همین موضوع سفارت، تا جایی که می توانند خاموش کنند تا سیاستهای مشخص خود را پیش ببرند.»

تجربه زندگی در اقلیت
داریوش کاری رئیس هیات امنای مسجد امام مهدی در خیابان بی ویو سخنران بعدی بود که معتقد بود ما متاسفانه هنوز کامیونیتی نیستیم، ما برای پیشبرد منافع کامیونیتی مان احتیاج داریم که اول، کامیونیتی بشویم. وی به این گفته معروف اشاره کرد که: «تا درد در تو نبیند چه را دوا بکند؟»

داریوش کاری گفت: «ما تنها کامیونیتی ای هستیم که می رویم جلوی کامیونیتی سنترهای همدیگر تظاهرات می کنیم.»

وی تاکید کرد که باید همراه هم باشیم، «همراه شو ای عزیز، کین درد مشترک، هرگز جدا جدا درمان نمی شود.»

و گفت: «این درد است که: یک نفر می رود ایران، log in می کند تا پول قبض حساب راجرزش را بدهد، حسابش را بلاک می کنند و می بندند. با کدام کامیونیتی دیگر این کار را می کنند؟»

کاری نظرش این بود که ما تجربه زندگی در اقلیت را نداریم. و به موضوع زیر اشاره کرد: «من رئیس هیات امنای مرکز امام مهدی هستم. این مرکز تا قبل از اینکه ما آن را بگیریم متعلق به یک کامیونیتی شیعی بود به اسم «خوجه ها». آنها از اینجا رفتند به منطقه بترست و راترفورد، و مرکزی ساختند با 52 میلیون دلار. و تمام هزینه آن را هم پرداخت کرده اند. اما ما این مرکز را خریدیم چهار میلیون و یکصد و پنجاه هزار دلار، خود آنها به ما وام دادند تا توانستیم بخریم، هنوز هم کلی روی آن بدهکاریم.

تعداد کامیونیتی ما در تورنتوی بزرگ حداقل 100 هزار نفر است، آنها فقط شانزده هزار نفر هستند؛ اما در کنار هم هستند، کشور هم ندارند، و این چنین قوی هستند. اما در اقلیت بوده اند و می دانند راه نجات از اقلیت چیست.

ما با هم نیستیم، برچسب زدن و انگ زدن را در کوله باری ریخته ایم و با خود به اینجا آورده ایم.

ما باید روشهای زندگی در اقلیت را یاد بگیریم و برویم جلو، در غیر این صورت ره به جایی نخواهیم برد.»

isolated

می دانیم در اقلیت زندگی کردن یعنی چه؟
خانم نسرین جوانفر از فعالان باسابقه کامیونیتی در صحبت های خود تاکید کرد: «ما خوب می دانیم در اقلیت زندگی کردن یعنی چی. ما در مملکت خودمان هم سالها در اقلیت زندگی می کردیم. جامعه ما جامعه نوپایی است، بخش عمده آن را هم مدیون تلاشهای فردی است، و تلاشهای جمعی به طور طبیعی، آن موقعی که فردی به نام رضا مریدی برای نمایندگی اقدام کرد تقریبا هیچ نهادی برای حمایت از او وجود نداشت ولی کار درستی انجام داد. او برای آنکه بتوانیم صدایی باشیم در نهادهای قدرت، خودش را کاندید کرد، و موفق شد، ولی علت اصلی موفقیتش این بود که خودش را متمرکز بر یک جمعیت خاص یا گروه خاص نکرد.»

نسرین جوانفر معتقد بود که اگر نپذیریم که انتخاب کرده ایم که در جای دیگری ریشه بدوانیم، و در جای جدید با توجه به معیارهای جدید جامعه جدید قدرت بگیریم، در واقع به نوعی از بین می رویم و می پوسیم.

وی در بخش دیگری از سخنانش گفت: «کنگره ایرانیان باید بداند که جامعه ما بسیاری انسانهای شکست خورده و مشکل دار دارد که تاکنون برای آنها اقدام چندانی نکرده ایم.

من فکر نمی کنم کنگره زیاد خبر از حال و روز زندانیان ایرانی که در زندانهای کانادا هستند داشته باشد. و یا خبر از وضعیت جوانان ما که به دام اعتیاد می افتند، و دلایل آن، داشته باشد. یا از خشونت های خانوادگی خبر داشته باشد.»

نسرین جوانفر تاکید کرد: «یک ایرانی موفق در کانادا در درجه اول یک کانادایی است، با احترام به تمامی قوانین سکولار این مملکت که ذره ای، سنتی از دلار مالیاتی اش قرار نیست بابت هیچ نوع فرقه یا مذهب یا گروه خاصی به صورت مشخص خرج شود.»

وی در پایان تاکید کرد که بهترین شیوه موفقیت ما در جامعه کانادا فعال شدن به صورت فردی و غیر فردی در زندگی اینجا است.

این مشکلات را برای ما به وجود آورده اند
تقی عبدالحسینی در سخنانش مشکلات کامیونیتی ایرانی ـ کانادایی را یک واقعیت دانست و گفت: «من احساس می کنم همین مسئله سفارت بدجوری ما را دو قطبی کرده و انرژی زیادی از ما می گیرد.»

وی در عین حال تاکید داشت که باید این انرژی را بگذاریم و بیش از این هم بگذاریم، چرا که این مشکل را برای ما به وجود آورده اند.

وی با اشاره به مسئله بسته شدن سفارت گفت: «سنگی که جلوی پای ما انداخته اند سنگ بدی بوده و کار خیلی ناشایستی بوده که حالا ما مجبوریم یک چنین مسیری را طی کنیم.»

وی با اشاره مشکلات بیشتر و متفاوتی که ایران و ایرانیان در چند دهه اخیر داشته اند، وجود چالش های بیشتر را واقعیتی دانست که نباید مانع از ادامه تلاشهایمان شود.

تقی عبدالحسینی با اشاره به تغییراتی همچون شکست هیلاری کلینتون و روی کار آمدن ترامپ و یکسری اتفاقات دیگر که مشکلات بیشتری را در رابطه با ایران و ایرانیان پدید آورده، گفت راهی که کنگره ایرانیان طی می کند کمبودهایی دارد ولی چاره دیگری هم نیست.

«متاسفانه کامیونیتی جوان ایرانی ـ کانادایی در بخش بزرگی از تاریخچه خود شاهد تفرقه، اختلاف، و عدم مشارکت در جامعه بزرگتر کانادایی بوده.»

«متاسفانه کامیونیتی جوان ایرانی ـ کانادایی در بخش بزرگی از تاریخچه خود شاهد تفرقه، اختلاف، و عدم مشارکت در جامعه بزرگتر کانادایی بوده.»

ایرانی ـ کانادایی بودن به چه معناست؟
پویان طبسی نژاد مسئول سیاستگذاری کنگره ایرانیان کانادا سخنران بعدی بود. او گفت: «متاسفانه کامیونیتی جوان ایرانی ـ کانادایی در بخش بزرگی از تاریخچه خود شاهد تفرقه، اختلاف، و عدم مشارکت در جامعه بزرگتر کانادایی بوده.»
به اعتقاد او کامیونیتی ما کوله بار جراحت های ناشی از انقلاب 40 سال پیش را همچنان با خود حمل می کند. و انرژی خود را بیشتر صرف جدال با یکدیگر و مسائل مربوط به کشور زادگاهمان می کند تا ایجاد زندگی تازه و شکوفایی در اینجا: «این اجازه داده که گروه کوچکی از اعضای کامیونیتی به غلط ما را در مقابل کامیونیتی بزرگتر کانادایی نمایندگی کنند.»

طبسی نژاد معتقد است که جامعه ما این مرحله را پشت سر گذاشته و وارد مرحله جدید ـ توجه بیشتر به زندگی در کانادا ـ شده. اوبا اشاره به وقایعی مثل توافق هسته ای ایران با 1+5 (برجام)، و یا زلزله کرمانشاه، گفت مهاجران ایرانی تبار در سراسر جهان در برخورد با این رویدادها نشان دادند که هر چه بیشتر از مسائل و تغییرات سیاسی در ایران فاصله می گیرند و در عین حال به موضوعات اجتماعی و انسانی که مورد توافق و حمایت تقریبا همگانی ماست توجه می کنند.

او گفت: «ما در مرحله گذار از یک کامیونیتی تبعیدی خواهان بازگشت به زادگاهش به یک کامیونیتی مهاجر هستیم که در عین ارتباط داشتن با کشور زادگاهش، به شکل حقیقی و واقعی خود را وقف خانه مادری جدیدش کانادا می کند.»

پویان طبسی نژاد در رابطه با مشکلات کامیونیتی ایرانی ـ کانادایی گفت: «نباید اشتباه کرد؛ منافع ایرانی ـ کانادایی ها به طور مستمر اینجا در کانادا مورد تهدید است، و ما هرگز نباید به خاطر توجه به مسائل ایران، منافع خودمان را در اینجا نادیده بگیریم. علاوه بر چالش هایی که همه کامیونیتی ها در کانادا با آن روبرو هستند، کامیونیتی ایرانی ـ کانادایی با چالش های مضاعفی نیز روبروست که سازمانها و افرادی هستند که آگاهانه یا ناآگاهانه به خاطر منافع شخصی یا سیاسی خود، به منافع ما آسیب می زنند.»

طبسی نژاد در اثبات این موضوع، به وضع تحریم های گسترده در دوران دولت استفن هارپر، که یکی از نتایج آن بسته شدن حسابهای خیلی از ایرانی ـ کانادایی های بی تقصیر بود، بسته شدن سفارت ایران که منجر به محروم شدن ایرانی ـ کانادایی ها از خدمات کنسولی شد، و موارد جدیدی از تحریم ها که به موجب قوانین جدیدی مثل BillS-219 ایجاد می شوند، اشاره کرد.

طبسی نژاد گفت: «متاسفانه بسیاری از این تصمیمات که به منافع کامیونیتی ما لطمه می زنند، معمولا در پشت صحنه اتخاذ می شوند؛ و برای مثال هنگام بسته شدن سفارتها در سال 2012، شاید برداشت چنین بوده که اکثریت عظیمی از کامیونیتی ما خواهان آن می باشند در حالی که چنین نبوده، چرا که گروه کوچکی خود را چنان معرفی می کردند که گویی نمایندگان کامیونیتی ما هستند، در حالی که چنین نبود.»

طبسی نژاد نتیجه گرفت که در شرایط کنونی ایرانی ـ کانادایی ها نیاز مبرمی دارند که در مراجع سیاسی کانادا حضور داشته باشند: «سیاستمداران کانادایی باید بدانند که کامیونیتی ایرانی ـ کانادایی در مقابل بولیگری سیاسی و تهدید منافعـش ساکـت نخواهـد مانـد، و ایـن فقـط می تواند توسط سازمانهای فعال پیگیر مسائل سیاسی صورت بگیرد، سازمانهایی که بتوانند کامیونیتی را بسیج کنند و با سیاستمداران مرتبط کنند تا آنها ببینند کامیونیتی ما از آنها سئوال می کند و آنها را پاسخگو می داند.»

با هم دشمنی نکنیم
ایمان کمالی سروستانی نفر بعدی بود که گفت: «آقای کاری به مسجد خوجه ها اشاره کردند. من هم در همان محل ـ نزدیک مسجد شیعیان خوجه ـ زندگی می کنم. همین طور است، آنها کامیونیتی بسیـار قوی ای دارند، و من هر وقت از آنجا رد می شـوم مـی بینم دارند فعالیت جمعی انجام می دهند.»

سروستانی در ادامه گفت: «در همان منطقه یعنی بین منطقه بترست و های وی 7 و راترفورد، کامیونیتی بسیار بزرگی هم از یهودیان هستند که آنها هم کامیونیتی بسیار قوی ای دارند؛ شما اگر خیابان بترست را از پایین تا بالا مشاهده کنید، انواع و اقسام مراکز عام المنفعه نظیر بیمارستان، مدرسه، مرکز سالمندان، مرکز کودکان و غیره را می بینید که ما هیچ کدام از اینها را در کامیونیتی خودمان نداریم.»

وی گفت ساخت کامیونیتی موضوع مهمی است که از سـوی بسیـاری از دوستان نادیده گرفته می شود.

سروستانی معتقد است ایرانی ـ کانادایی ها هنوز یک کامیونیتی قدرتمند ندارند و باید آن را بسازند. او با اشاره به قدرت لابی اسرائیل گفت: «لابی اسرائیل لازم نیست گوشی تلفن را بردارد تا نظر یک سناتور را تغییر دهد، بلند که بشود سناتورها خودشان می روند کنار، زیرا کامیونیتی قوی دارند. با هم منسجم هستند… شما شاید فکر کنید که اینها نظرات سیاسی شان هم با هم یکی است؛ خیر اینطور نیست. من در فیس بوک دوستان اسرائیلی دارم که نظراتشان درباره انتقال پایتختی به بیت المقدس یا شهرک سازی در مناطق اشغالی یکی نیست.

نظراتشان درباره حمله به نوار غزه به مراتب شدیدتر از دوستان فلسطینی است، یعنی آنقدر از ناتانیاهو بدشان می آید که حد ندارد، ولی همانها یاد گرفته اند که با دشمنان سیاسی خود مثـل برادر رفتار کننـد؛ بـا همدیگـر کـار می کنند، با همدیگر درس می خواننـد و بـا هـم می رقصند و موزیک می زنند، آنچه که شیعیان خوجه یا کامیونیتی یهودیان را قوی می کند. در درجه اول داشتن باهمستان (کامیونیتی) قوی است. شما اگر نتوانید باهمستان قوی درست کنید، انتظار اینکه بر سناتورها تاثیر بگذارید را نداشته باشید، به حرفتان گوش نخواهند کرد.»

سروستانی چنین نتیجه گرفت: «تنها راه ما برای آنکه بتوانیم منافع ایرانیان کانادایی را در راس قدرت سیاسی کانادا مطرح و محافظت کنیم این است که در پایین بتوانیم با هم زندگی کنیم، حرف یکدیگر را گوش کنیم، یکدیگر را دشمن هم خطاب نکنیم، انواع و اقسام برچسب ها را به هم نزنیم.»

دکتر سروش دباغ: همه باید بر سر تمامیت ارضی ایران متفق القول باشیم

دکتر سروش دباغ نویسنده و پژوهشگر حوزه دین، فلسفه و ادبیات، دارای دکترای داروسازی از دانشگاه تهران و دکترای فلسفه از دانشگاه وارویک انگلستان، پژوهشگر میهمان در دپارتمان مطالعات ادیان دانشگاه تورنتو.

دکتر سروش دباغ نویسنده و پژوهشگر حوزه دین، فلسفه و ادبیات، دارای دکترای داروسازی از دانشگاه تهران و دکترای فلسفه از دانشگاه وارویک انگلستان، پژوهشگر میهمان در دپارتمان مطالعات ادیان دانشگاه تورنتو.

سخنران میهمان این میزگرد دکتر سروش دباغ پژوهشگر ایرانی در حوزه دین و فلسفه و ادبیات بود.

دکتر دباغ که دارای دکترای داروسازی از دانشگاه تهران، و دکترای فلسفه از دانشگاه وارویک انگلستان است، در حال حاضر تحقیقات فوق دکترای خود را در دانشگاه تورنتو ادامه می دهد. او در بخشی از سخنانش جامعه ایرانی ـ کانادایی را جامعه ای رنگارنگ خواند که همه اجزای تشکیل دهنده آن از سکولارها گرفته تا بهائیان، دگرباشان و بقیه دارای حقوق برابر هستند.

او در راستای خط مشی های مالتی کالچرالیزم کانادا خواستار مقابله با ایران هراسی و اسلام هراسی شد، و در رابطه با ایران هراسی گفت: «به رغم همه انتقادهایی که نسبت به سیاستهای داخلی جاری و سـاری در داخـل جمهـوری اسـلامی می توان داشت، و به رغـم همـه انتقادهایی که می توان به سیاستهای حقوق بشری جمهوری اسلامی به درستی وارد کرد و فی المثل گفت چرا روزنامه نگاران و فعالان سیاسی به زندان افکنده شده اند و چرا آزار و اذیت می شوند، اما قصه تمامیت ارضی کشـور ما امری است که همگان می باید بر آن متفق القول باشیم.»

وی با اشاره به نامه ای که چند ماه پیش از سوی برخی از هموطنان برای آقای ترامپ ارسال شد و در آن خواستار تحریم بیشتر ایران شده بودند گفت: «به عنوان یک ایرانی از خواندن آن نامه شرمنده شدم.»

دکتر سروش دباغ در رابطه با اشاره به مفهوم اخلاق از دیدگاه نظری فلاسفه ای چون جان استوارت میل و برخی دیگر از لیبرالهای قرن نوزدهم گفت: «امری اخلاقی است و موجه که متضمن بیشینه شدن منافع و کمینه شدن درد و رنج برای اکثریت شهروندان در یک جامعه باشد.»

وی سپس ادامه داد:
«اگر ما بناست منافع جامعه ایرانی ـ کانادایی را پیگیری کنیم باید آن را از همین مفهوم بیشینه شدن منافع و کمینه شدن درد و رنج برای اکثریت کامیونیتی ایرانی ـ کانادایی آغاز کنیم.»

وی سپس به نکته دیگری اشاره کرد و گفت فلاسفه ای چون جان استوارت میل ما را نسبت به دیکتاتوری اکثریت و نادیده گرفته شدن حقوق اقلیت هم هشدار می دهند و پاسداشت حقوق اقلیت را از اصول یک جامعه دمکراتیک می دانند.

دکتر سروش دباغ با اشاره به تدوین اعلامیه جهانی حقوق بشر در قرن بیستم، اهمیت پاسداشت حقوق اقلیت های گوناگون را به میان آورد و آن را به موضوع منافع کامیونیتی ایرانی ـ کانادایی بسط داد و گفت:
«کامیونیتی ایرانی ـ کانادایی یک جامعه رنگارنگ است، بخصوص در ده سال اخیر از نظر دموگرافیک ساختار جامعه ایرانی ـ کانادایی تغییر کرده.»

او برای مثال به وجود سه یا چهار مسجد و مرکز اسلامی ایرانی اشاره کرد و گفت:
«این ایده که کسانی که در این مراکز شرکت می کنند یا اسپانسر آن هستند متعلق به جمهوری اسلامی می باشند. ایده ای خطا و باطل است، و تنها برای کسانی که سر را مثل کبک در برف کرده و نمی خواهند تحولات را ببینند می تواند قدری قانع کننده باشد و تا آنجا که من می فهمم اصلا و ابدا این چنین نیست. این یک امر طبیعی است که رخ داده، و آمار مهاجران جدید ایرانی در پنج تا ده سال اخیر را که نگاه کنید عموما از طبقات متوسط شهری هستند که به کشور کانادا مهاجرت کرده اند. و در این طبقه متوسط شهری هر نوع آدمی با بک گراند علمی، دینی یا سیاسـی پیدا می شود. این آدمیان علایق گوناگون دارند. یک عده ای اصلا علاقمند نیستند به این مراکز بروند و این حق طبیعی شان است. دلزدگی هایی دارند از آنچه در داخل کشور تجربه کرده اند، و یا خیر، اساسا تعلق خاطر و اعتقادی به دین ندارند، که آن هم حقشان است، مثل همه جای دیگر، اما از سوی دیگر آن طرف را هم باید دید، عده ای هم آمده اند در این سوی کره خاکی و به تعلقات خاطر دینی و معرفتی خود مشغولند، و این را ما باید به رسمیت بشناسیم، این نه توطئه کسی بوده است، و نه امری غریب است؛ مگر آنکه دولت کانادا تصمیم بگیرد مرزهایش را به روی ایرانیان یا مهاجران دیگر ببندد. ولی تا زمانی که این اتفاق نیفتاده است، این رنگارنگ بودن جامعه امری خیلی طبیعی است.»

سروش دباغ سپس به ایران هراسی و اسلام هراسی پرداخت و گفت اقتضای مالتی کالچرالیزم این است که همانطور کــه بـه کسانـی کـه دیسکو می روند کسی حق ندارد خرده بگیرد و معترض شود، به کسان دیگر هم نباید معترض شد.

وی گفت: «بخش کانادایی ما هم مهم است. فرزندان ما که در اینجا بزرگ می شوند ایرانی ـ کانادایی هستند. مسئله ها و دغدغه ها و منافع اینها باید برای ما مهم باشد. نه باید از سیاستهای رسمی کشوری و دولتی دفاع بکنیم، نه خود را دلمشغول هر آنچه که در داخل کشور (ایران) رخ می دهد بکنیم (با اشاره به کنگره ایرانی ـ کانادایی) و اتخاذ موضع بکنیم؛ منافع و مسائل ایرانی ـ کانادایی های اینجا باید در اولویت باشد.»

این میزگرد سه ساعته با پرسش و پاسخ حاضران به پایان رسید.

Loading Facebook Comments ...

اولین نظر دهنده باشید