پیام هما هودفر به مناسبت روز جهانی زن

پ پ پ

سلام تورنتو: از پروفسور هما هودفر خواستیم که برای روز جهانی زن پیام بدهند. این پیام را صبح روز سه شنبه 7 مارچ 2017 (همراه با متن دو سرودی که به آن اشاره شده) از ایشان دریافت کردیم:

«می گویند زنان شریف از سختی ها نیرو می گیرند و به هنگام دشواری لبخند می زنند و استوارتر می ایستند. آنها وجودشان را از امید پر می کنند و با جد و جهد گام به گام به سوی ایده آلهایشان راه باز می کنند؛ این حقیقت را زنان ایرانی و در واقع زنان منطقه و سراسر جهان هر ساعت به اثبات می رسانند.

سال گذشته در روز جهانی زن من در ایران بودم که درست روز بعد آن دستگیر شدم. در آن روز سرشار از امید شاهد بودم که چگونه فمینیزم (که فارسی آن بانوئیان است) با همه رنگهای دلپذیرش از قلب زنان ریشه می گیرد.



آگهی

این را با چشمان خودم وقتی در مترو یا اتوبوس بودم، در پارکها و در بازار، در لباسهای رنگینشان و در رفتار سرافرازشان که هر ثانیه چون تیری بر کالبد تعصب و جهل فرو می رفت، می دیدم.

سال گذشته در روز جهانی زن، سوار بر مترو، ترانه دلنشین Bread and Roses را با خود ترنم می کردم که به هنگام جوانی ام سرود زنان آن دوران بود و هنوز در قلب من و بسیاری دیگر از زنان جا دارد، هر چند شاید جوانترها آن را به یاد نداشته باشند، و نیز ترانه «زن» از زیبا شیرازی که در دوران حبس و بند به من کمک می کرد روحیه ام را قوی نگه دارم. اینها پندارها، کلمات و تصاویری بودند که در آن روزهای سخت در اوین مرا سر پا نگه می داشتند؛ می دانستم که آن ترانه ها پیام قدرت آفرین دهها هزار زن به من هستند.

از شما متشکرم
روز جهانی زن مبارک باد

زن
ترانه ای از زیبا شیرازی
(این ترانه را می توانید  اینجا بشنوید)
من منم . من یک زنم . آزادگی پیراهنم
عشوه از پا تا سرم . لیکن ز سنگم . آهنم
من منم . من مادرم . دوستم . رفیقم . همسرم
شیره جانت ز من . چادر مینداز بر سرم
روبهک من شیر زنم ، خاموش تو ، من روشنم
با سلاح دین دگر آتش مزن بر خرمنم
با سلاح دین دگر آتش مزن بر خرمنم
تاب گیسویم سرابی بیش نیست
نقش بیهوده بر آبی بیش نیست
این لب لعل و حدیث چشم مست
بر لب مست خرابی بیش نیست
وصف ابروی کمان و تیر مژگان سیاه
حربه و افزار جنگ شعر نابی بیش نیست
من منم . من یک زنم . عطر هوس دارد تنم
نطفه هستی درم . از جان و از دل میتنم
روبهک من شیرزنم . خاموش تو . من روشنم
با سلاح دین دگر آتش مزن بر خرمنم
تا بدانی چیست جان و جوهرم
دستی انداز و تو دریاب گوهرم
نیمه تنها . مرا از خود بدان
من برابر با تو . جنس دیگرم
بال و پر بگشا که اندر راه عشق
بال پرواز گر تویی من شهپرم
من منم . من یک زنم . آزادگی پیراهنم
عشوه از پا تا سرم . لیکن ز سنگم . آهنم
من منم . من مادرم . دوستم . رفیقم . همسرم
شیره جانت ز من . چادر مینداز بر سرم
روبهک من شیر زنم ، خاموش تو ، من روشنم
با سلاح دین دگر آتش مزن بر خرمنم
با سلاح دین دگر آتش مزن بر خرمنم

Bread and Roses

John Denver

As we go marching, marching
In the beauty of the day
A million darkened kitchens
A thousand mill lofts grey
Are touched with all the radiance
That a sudden sun discloses
For the people hear us singing
Bread and roses, bread and roses
As we go marching, marching
We battle too for men
For they are women’s children
And we mother them again
Our lives shall not be sweetened
From birth until life closes
Hearts starve as well as bodies
Give us bread, but give us roses
As we go marching, marching
We bring the greater days
For the rising of the women
Means the rising of the race
No more the drudge and idler
Ten that toil where one reposes
But the sharing of life’s glories
Bread and roses, bread and roses

 

Loading Facebook Comments ...

اولین نظر دهنده باشید