هنر در چهارراه ویلودیل

پ پ پ

تقاطع خیابان Willowdale و Empress Walk، یک جعبه‌ی فلزی با رنگ کسل کننده‌ی سبز ـ خاکستری نشسته بود. سالها بود. کسی حتی حضورش را هم حس نمی‌کرد. چند وقت پیش باد به گوشش رسانده بود که شهرداری تورنتو دستی به سر دوستانش کشیده و رنگ و لعابی به آنها داده است. حسودی می‌کرد و به باد می‌گفت و امیدوار بود صدایش به گوش کسی برسد. جمعه غروب دو نفر را با ابزار و وسایلی دل انگیز دید که آمدند و دُرُست نشستند کنار دلش! دستی به سر و رویش کشیدند. تمیزش کردند و خوب براندازش کردند. زبان آدمها را دُرست نمی‌فهمید ولی حدس می‌زد… اتفاق افتاده بود! سه روز آنچه داشت از سر و بدن و دست و پا به اختیار تام در اختیارشان گذاشت. از حرکتِ چرخشی قلمو قلقلکش می‌شد و نمی‌فهمید چرا یک نقش ساختن انقدر طول می‌کشد! می‌دید که پوست سبز ـ خاکستری جایش را به نیلی و زرد و آسمانی می‌دهد. خوب بود کارشان! معلوم بود هنرمندند. کم کم آدم‌های دیگر هم می‌آمدند، تماشا می‌کردند و خدا قوتی می‌گفتند. داشت زیبا می‌شد. یکشنبه آخرهای روز 25 جولای، بدن آهنی و بدرنگش چنان شکلی گرفته بود که آدم‌ها عکس یادگاری با او می‌گرفتند!.

او حالا در پوست نمی‌گنجد. می‌داند که طرحش الهام گرفته از جایی دور است؛ نه فقط دورِ جغرافیایی، که تاریخی. از زمان‌هایی که همه چیز همین قدر زیبا بود. حالا تبدیل به نشانی تاریخی ـ جغرافیایی ـ هنری شده است و حسابی به خودش می‌بالد. لذت می‌برد و لذت می‌پراکَنَد. از آفرینندگانش هم امضایی گرفته و روی پایش حک کرده است:

آیتک صراحی طلب، مهران آذرباد و کتی بریری.
اول تابستان 2017



آگهی

Loading Facebook Comments ...