کمک های مالی دولتی برای پروژه های خلاقانه شما

نوآوری یا مرگ؟

پ پ پ

دوربین‎ها و فیلم‎های عکاسی کداک و فوجی ‎فیلم، یکی از نوستالژی‎های نوجوانی بسیاری از ماست. کداک و فوجی‎فیلم سرنوشت متفاوتی پیدا کردند.کداک در سال 2012 اعلام ورشکستگی کرد، اما فوجی ‎فیلم، ایام عزتش مستدام است و در سال 2015، حدود 80 هزار نفر پرسنل داشته است.اما چه شد که کداک سقوط کرد و فوجی‎فیلم باقی ماند؟

شرکت کداک یکی از اولین دوربین های دیجیتال را در سال ۱۹۷۵ اختراع کرد. در سال ۱۹۷۶ این شرکت ۹۰ درصد فیلم های عکاسی و ۸۵ درصد دوربین های آمریکا را تامین می کرد. تا دهه ۱۹۹۰ همیشه جزو پنج برند برتر جهانی بود.

اما با ورود عکس برداری دیجیتال و جایگزین شدن آن با فیلم و از طرف دیگر ورود اسمارت فون ها و جایگزین شدن آنها با دوربین ها دوران سخت کداک آغاز شد. این شرکت در سال ۱۹۹۶ سود سالانه ۱۶ میلیارد دلار و در سال ‍۱۹۹۹ سود ۲.۵ میلیارد دلار داشت. پیش بینی می شد که این شرکت در سال ۲۰۱۱ حدود ۶.۲ میلیارد دلار سود داشته باشد،‌ اما این انتظارها براورده نشد و ضرردهی بیشتر و بیشتر شد



آگهی

در سال ۱۹۸۸ کداک بیش از ۱۴۵ هزار کارمند در سراسر دنیا داشت، اما در آخرین شمارش این تعداد از یک دهم هم کمتر شده است. فروش این شرکت حدود ۹۰ درصد نسبت به سال گذشته کمتر شده بود.

کداک مدتها در رقابت با فوجی فیلم رقیب دیرینه اش بود. هر دو شرکت کاملا مشهور بودند. هر دو در بازارهای کشورشان فروش خوبی داشتند. کداک در آمریکا می فروخت و فوجی فیلم در ژاپن با گذشت سال ها هر دو شرکت دیدند که صنعت فروش فیلم های قدیمی شان رو به افول است. اما در این میان کداک هیچ تلاشی برای همراه شدن با موج جدید تکنولوژی دیجیتال نکرد، در حالی که فوجی فیلم صنعت خود را به تکنولوژی جدید تجهیز کرد و موفق شد سود خود را به ۱۲.۶ میلیارد دلار برساند، در حالی که در آن سال کداک فقط ۲۲۰ میلیون دلار سود داشت. اما با اینکه هر دو دیدند تغییرات در راه هستند، چرا این دو شرکت اینقدر متفاوت رفتار کردند؟

فرهنگ از خود راضی بودن کداک:
قدرت زیاد کداک (تحقیقات با هزینه های هنگفت، سرمایه گذاری زیاد در تولید و نفوذ خوب در بازار) او را به یک انحصار طلب از خود راضی تبدیل کرده بود که خطرات روبروی خودش را نمی دید. فوجی فیلم از این نقطه ضعف او استفاده کرد و با به عهده گیری اسپانسری (حمایت مالی) مسابقات المپیک ۱۹۸۴ لس آنجلس ضربه مهلکی به کداک وارد کرد. با مطرح شدن فوجی فیلم و قیمت ارزان تر فیلم های آن، فوجی حمله گسترده ای به بازارهای کشور کداک (آمریکا) آغاز کرد.

المپیک ابتدا به کداک پیشنهاد اسپانسری داده بود. پیشنهاد المپیک این بود در صورتی که کداک ۴ میلیون دلار به المپیک کمک کند، به عنوان اسپانسر این مسابقات معرفی خواهد شد. در آن زمان کداک حاکم بلامنازع صنعت فیلم در آمریکا بود. پس کاملا و با حالت از خود راضی پیشنهاد را رد کرد و گفت که بیش از یک میلیون نخواهد داد. المپیک پیشنهاد یک میلیونی کداک را قبول نکرد و پیشنهاد چهار میلیونی اش را به فوجی فیلم داد که فوجی بلافاصله دو دستی پیشنهاد را چسپید. فوجی تا قبل از آن زمان در آمریکا شناخته شده نبود و به ناگاه به یک برند شناخته شده تبدیل شد.

دلیل دیگر کندی تغییرات در کداک به مدیریت آن برمی گشت. رزابلا ماس کانتر از دانشگاه هاروارد و مشاور شرکت کداک می گوید: وجود یک شهرک که تمامش کارمندان آن شرکت باشند ایراد بزرگی بوجود آورده بود. اینکه مدیران شرکت که در این شهرک (روچستر) زندگی می کردند، به ندرت با مردم عادی در تماس بودند و انتقادی دریافت نمی کردند.

جرج فیشر که ریاست کداک از ۱۹۹۳ تا ۱۹۹۹ به عهده داشت، تصمیم گرفت به جای نوآوری در صنعت مواد شیمیایی، باید در زمینه عکاسی پیشرفت کند. او تنظیمی اتخاذ کرد تا دوربین های دیجیتال شان قابلیت به اشتراک گذاشتن آنلاین عکس ها را داشته باشند.
یک رئیس عالی می توانست این ایده ناب را به چیزی مثل فیس بوک تبدیل کند. اما آقای فیشر به این اندازه عالی نبود و نتوانست این ایده را جهانی کند.

کداک در پیش بینی رفتار خریداران نیز اشتباه کرد. او فکر می کرد طبقه متوسط جامعه به جای خرید دوربین های دیجیتال گران، هنوز از دوربین های قدیمی استفاده کنند. گرچه آنها مدتی فروش داشتند، اما جذابیت و آسانی کار با دوربین های دیجیتال به زودی همگان را به خود جذب کرد. حتی بسیاری از افرادی که علاقه ای به عکاسی هم نداشتند، به دوربین های دیجیتال رو آوردند.

مدیریت کداک نیز منقطع بود. استراتژی (برنامه های آینده) این شرکت هر چند سال یک بار با ورود رئیس جدید تغییر می کرد. آنتونیو پرز آخرین رئیس شرکت که در سال ۲۰۰۵ شروع به کار کرد، تصمیم گرفت شرکت را روی پرینت تصاویر دیجیتال متمرکز کند.
این طور نیست که فوجی چنین مشکلاتی را در تغییر از فیلم به دیجیتال تجربه نکرده باشد. در ابتدا مردان قدیمی تولید کننده فیلم در برابر تغییر مقاومت کردند. اما در نهایت شیگتاکا کاماری Shigetaka Komori رئیس فعلی شرکت) حرف خود را به کرسی نشاند. او آن مردان را «تنبل» خواند و توصیه کرد در برابر یورش موج بزرگ «دیجیتال» آماده باشند. او توانست تغییرات را بین ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۳ به انجام برساند.

صعود فوجی فیلم
فوجی فیلم از سال ۲۰۰۰ در ۴۰ کارخانه حدود ۹ میلیارد دلار هزینه کرد. در یک بازه ۱۸ ماهه آقای کاماری ۳.۳ میلیارد دلار را صرف بازسازی شرکت کرد. تا هزینه تمام شده محصولات کاهش یابد، توزیع کننده های اضافی از سیستم خارج شوند، آزمایشگاه ها تجهیز شوند و مدیران و محققان جدید به خدمت گرفته شوند.
کلی کریستینسن می گوید: این طور فکر نکنید که اشتباه کداک در دیر تجهیز شدن به صنعت دیجیتال به این دلیل رخ داد که مدیرانش روی صندلی راحتی شان چرت می زدند. بلکه یک سونامی بزرگ در راه بود و آنها فقط کمی دیرتر به خود جنبیدند. ون‎گوگ، جمله جالبی دارد که می‎گوید: «هیچ‎گاه بنده مدل‎های خود نباشید».به نظر می‎رسد کداک در اجرای این توصیه ون‎گوگ، موفق عمل نکرد.

نتیجه راهبردی: در عصر دیجیتال، دو راه مشخص پیش‎روی کسب‎ و‎کارهای شما وجود دارد: نوآوری یا مرگ.انتخاب با خودتان است.

در ادامه به معرفی بزرگترین برنامه مالی حمایتی در کانادا جهت حمایت از افراد خلاق و کارآفرین و شرکتهـای تکنـولوژیکـی ایجـاد شـده است می پردازم.

1- برنامه SR&ED یا تحقیق و توسعه علمی:
در این برنامه دولت فدرال به همراه دولتهای استانی بالغ بر 4 میلیارد دلار در سال فقط به گسترش تحقیقات صنعتی به شرکتهای خصوصی کانادایـی کمـک بـلاعـوض مالی می کنند. مهمترین هدف این برنامه، حمایت از پرورش ایده های عملی و مهندسی است که به صورت خلاقانه توسط متخصصین توسعه می یابند. این برنامه بزرگترین برنامه حمایتی دولت کانادا می باشد که برای شرکتهای کوچک و تازه تاسیس بسیار مناسب می باشد. از نظر حقوقی، شرکت متقاضی باید ثبت شده در کانادا باشد و بیشتر از پنجاه درصد سهام آن برای مهاجرین و یا شهروندان کانادایی باشد. از نظر فنی و تکنولوژیکی نیز می بایستی این تحقیقات به منظور بهبود و یا گسترش تکنولوژیکی محصول و یا فرآیندهای مهندسی مربوطه انجام شده باشد. به عنوان نمونه بایستی یک محصول جدید یا دارای فرآیند جدید با خصوصیات فنی و تکنولوژیکی بهتر از موارد مشابه در صنعت کنونی باشد.

به زبان ساده تر، می بایستی نسبت به موارد مشابه از نظر فنی، سعی در بهتر کردن عملکرد و خروجی سیستم مهندسی کرده باشد. از نمونه های عینی قابل قبول در این برنامه می توان به توسعه نرم افزاری برای عملکردهای خاص و جدید، تولید محصول جدید با کیفیت بالاتر از موارد مشابه، بهبود فرآیند تولید با راندمان بالاتر و یا مصرف انرژی و مواد اولیه کمتر و …. نام برد.

بطور خلاصه بیش از 60% هزینه حقوق و دستمزد افراد شاعل در بیزنس، 36% هزینه های پرداختی به سایر شرکتها و متخصصین کانادایی و 45% از هزینه مواد مصرفی در طول پروژه تحقیقاتی به شرکت متقاضی بصورت بلاعوض و نقدی باز پرداخت می گردد.

در انتها لازم به یادآوری است که این مشاور توانسته است که برای بیش از دهها شرکت مختلف کوچک و متوسط و بزرگ که در کانادا مشغول به کار می باشند، کمکهای مالی بلاعوض دولتی اخذ نماید. بنابر این توصیـه می شـود بـا کمـی اراده و تلاش می توانید برای شرکت و بیزنس خودتان اخذ این گونه تسهیلات مالی بلاعوض دولتی را تجربه نمایید.

اطلاع بیشتر با تماس با شماره ذیل و یا ارسال ایمیل به نشانی ذیل نسبت به برگذاری یک جلسه مشاوره رایگان جهت بررسی امکان برخورداری شرکت و بیزنس شما از انواع تسهیلات مالی دولتی اقدام نمایید.

5767-400-416 :Tel
Email: Mahdi@optimal-solution.ca

Loading Facebook Comments ...