ماجرای مصاف کانادایِ میزبان با ایرانِ مهمان

پ پ پ

اخبار بازیهای بسکتبال را از روی علاقه همیشه دنبال می کنم ولی هیچگاه به تماشای مسابقه بسکتبال با ویلچر نرفته بودم. با اطلاع از طریق صفحه «اتفاقات» فیس بوک که تیم بسکتبال جوانان با ویلچر ایران با حریف کانادایی خود در چارچوب جام جهانی

2017Men`s U23 مسابقه خواهد داشت، بی درنگ بلیط آن را تهیه و روز شنبه 10 جون (20 خرداد) به سالن ورزشی Mattamy Athletic Center تورنتو رفتم.

غیر از این دو کشورِ عزیز، 10 کشور دیگر در دو گروه از 8 تا 16 جون به مصاف هم می روند. روز جمعه 16 جون بعد از 42 بازی دو مسابقه برای تعیین تیم های اول تا چهارم برگزار خواهد شد.



آگهی

در ورود به جایگاه تماشاگران که تنها در یک سوی سالن گرد آمده بودند، از پرچم های طرفداران تیم ها متوجه شدم که در سمت راست تقریبا تمام تماشاچیان ایرانی (تبار) و در سمت چپ عمدتا تماشاچیان غیر ایرانی برای تشویق تیم های ایران و کانادا نشسته اند و خود را برای تماشای بازی آماده می کنند.

از لحظه ای که از این بازی مطلع شده بودم کلنجار با خودم که از کدام تیم باید پشتیبانی کنم آغاز شده بود، که با دیدن این دو گروه تماشاگران بیشتر شد. چاره ای نبود و باید در یکی از دو قسمت می نشستم. و اگر می شد در پلکانی که در وسط این دو قسمت قرار داشت بنشینم، حتما این کار را می کردم. با این حال بی اختیار به سمت گروه ایرانی تبارها کشیده شدم.

بالاخره در منتها علیه سمت چپ این گروه و در نزدیکترین محل به همسایگان طرفدار تیم کانادا برای خودم جایی فراهم کردم و به انتظار شروع بازی نشستم.

تمام اعضای دو تیم در حال گرم کردن خود در زمین بسکتبال بودند و موسیقی ورزشی به همراه هیجان تماشاچیان نه چندان زیاد دو تیم برای آغاز مسابقه شور و حال عجیبی را در فضای ورزشگاه ایجاد کرده بود.

از نزدیک این ورزشکاران را ندیده بودم و چه غافل بودم که اینان نه تنها از بسکتبالیست های با دارای دو پای سالم، چیزی کم ندارند، بلکه با اراده و عزم خود، کمبود پاهایشان را با دستان توانمندی که با آنها پرواز نیز می کنند، جبران کرده اند.

و چه الهام بخش بودند این ورزشکاران که وظیفه رقابت در دویدن را به عهده دستان توانگر خود که وظیفه حفظ و پرتاب توپ را نیز دارند، واگذار کرده اند.

زمان حساس سوت آغاز بازی در میان هیجان طرفداران دو تیم که پرچم های دو کشور را به چپ و راست تکان می دادند فرا می رسید.

زمان حساس سوت آغاز بازی در میان هیجان طرفداران دو تیم که پرچم های دو کشور را به چپ و راست تکان می دادند فرا می رسید.

پس از گرم شدن بازیکنان نوبت معرفی اعضای دو تیم از بلندگوی سالن رسید:
«علی کریمی، مجتبی کمالی، محمد حسن سیاری، همایون عسگری، مهدی عباسی» ـ نامهای آشنا و یادآور خاطرات دوران کودکی و جوانی ـ یک به یک پس از خواندن نامشان با باقی اعضا تیم دست می دهند و به انتهای دیگر صف می روند.

«وینسنت د لی یر، بن مورنچاک، الکس هی وارد، گارت اوستپچاک و عادل احمد» – هم که دیگر نامهای غیرآشنایی نیستند ـ یک یک از تیم کانادا با یکدیگر دست دادند.

زمان حساس سوت آغاز بازی در میان هیجان طرفداران دو تیم که پرچم های دو کشور را به چپ و راست تکان می دادند فرا می رسید.

طبق مقررات، بازی به 4 قسمت ۱۰ دقیقه ای تقسیم میشود که با سوت داور اولین ۱۰ دقیقه ساعت 6 بعدازظهر شروع شد.

نکته ای که در این لحظه پرهیجان و پر هیاهو از ذهنم گذشت این بود که هر دو پرچم برایم آشنا و خاطره انگیز بودند.

نزدیک به 20 سال است شهروند کانادا هستم. در این مدت پرچم سفید و قرمز میپل لیف جزیی از زندگی روزانه ام بوده و خواهد بود. این، پرچم کشوری است که امکانات خود را برای پا گرفتن، ریشه دواندن و حس تعلق داشتن در اختیارم گذاشته است.

اما پرچم سه رنگ سبز و سفید و قرمز، علیرغم تغییراتی که از 38 سال پیش بر آن گذشته، همانی است که از کودکی با آن بزرگ شده ام و ریشه در تاریخ قرون و اعصار سرزمین مادریم دارد…

گل اول تیم کانادا و تشویق تماشاگران رشته افکارم را پاره می کند و ناخودآگاه و همراه تماشاگران سمت چپ به تشویق می پردازم. چیزی نگذشت که تیم ایران نیز اولین امتیاز خود را ثبت می کند و من باز از شوق و این بار به همراه تماشاگران سمت راستم به تشویق می پردازم.

مجتبی کمالی کولاک می کند، همینطور بن مورنچاک (به ترتیب با 23 و 38 امتیاز بیشترین گلها را زدند)! از امتیاز آوردن هر دو تیم لذت می برم و با هر گل به همراه یکی از دو گروه شادی می کنم.

دقایق به سرعت سپری می شدند. در قسمت اول و دوم تیم کانادا و در پایان ۱۰ دقیقه سوم تیم ایران جلو بود. کمتر از 5 دقیقه به آخر بازی و در حالی که تیم کانادا با دو امتیاز عقب بود، با درخشش بن مورنچاک نتیجه عوض شد و در انتها این تیم کانادا بود که با نتیجه 68 بر 59 بازی را به نفع خود پایان داد.

سالن را با همان احساسی ترک کردم که به آن وارد شده بودم. دو تیم ِ دو کشور را در حالی ترک می کردم که در تار و پود وجودم اثر ماندگاری برای هر دوی این دو کشور حک شده است. پیروزی هر یک برایم پیروزی دیگری نیز هست.

 مروارید زارع زاده

مروارید زارع زاده

مروارید زارع زاده عضو جدید هیئت مدیره کنگره ایرانیان کانادا را در جمع تشویق کنندگان تیم ایران دیدم. او احساس خود از مشاهده این مسابقه را در یاداشتی به انگلیسی با خوانندگان سلام تورنتو در میان گذشت که ترجمه آنرا در زیر مشاهده می کنید:

«شنبه گذشته علیرغم هوای خوب، بسیاری برای دیدن بازی ایران با کانادا در جام جهانی بسکتبال با ویلچر مردان زیر 23 سال به مرکز ورزشی Mattamy آمده بودند.

تعداد طرفداران هر دو تیم تقریبا برابر بودند. با این حال برای بسیاری ایرانی ـ کانادایی های حاضر حـس تعلـق به هر دو کشور غیرقابل انکار بود.

شاید دل نگرانی به این ترتیب که «من واقعا به کجا تعلق دارم و برای کدام تیم باید هورا بکشم» وجود داشت.

در ورای بالا و پایین رفتن هیجانات، خواندن آهنگها، حرکت دادن پرچم ها و دعا برای پیروزی ورزشکاران، یک بازی زیبا و دیدنی انجام شد.

در باطن بسیاری از ایرانی تبارها هر دو تیم را تشویق می کردند و گویی خوشحالی در قلبشان برای امتیاز آوردن و برنده شدن تیم میزبان که خانه جدیدشان بود موج می زد.

برای بسیاری از ایرانی کانادایی ها کانادا وطن خودشان محسوب می شود و نه «وطنی بدور از وطن». شاید در سایه روحیه ورزش دوستی و همه شمولی، در سایه حس داشتن ملیتی بدون مرز، برای گروه بزرگی از ایرانی کانادایی های حاضر احساس تعلقی مساوی برای هر دو تیم وجود داشت. شاید یک بخش نامرئی در سالن وجود داشت که آنها در روح و قلبشان، خود را در آن بخش سالن می دیدند.»

***

پی نویس: در بازی روز بعد کانادا با نتیجه 70 بر 38 ترکیه را شکست داد و ایران با نتیجه 59 بر 46 از سد برزیل گذشت.

چهارشنبه در یک چهارم نهایی ایران در مقابل انگلستان و کانادا در مقابل ژاپن بازی خواهند داشت:
در بازی ایران با انگلستان، انگلستان با نتیجه ۵۰-۷۷ پیروز شد.

Loading Facebook Comments ...