زنان شاهنامه: دختر خاقان چین همسر بهرام چوبینه

پ پ پ

18ـ دختر خاقان چین همسر چوبینه
(در داستان پادشاهی خسروپرویز: کشتن بهرام چوبینه شیر را و دادن خاقان دختر خود را به او)

پس از شکست خوردن بهرام چوبینه از خسرو پرویز، بهرام فرار کرد به خاقان چین پناه برد. بهرام نزد خاقان چند هنرنمایی کرد. خاقان به سبب آن احترام بسیاری به بهرام کرد. همسر خاقان از او خواست که اژدهایی به نام «شیرکپی» که یکی از دختران خاقان را خورده بود بکشد. بهرام به جنگ آن اژدها برفت و اژدها را کشت. خاقان و خاتون که خود را مدیون شجاعت بهرام چوبینه دیدند دختر دیگر خود را به او دادند و از او خواستند که از این پس به آرامش در این کشور زندگی کند:
بفرمود تا پیش او شد دبیر
نبشتند منشور چین بر حریر
به بهرام داد آن زمان دخترش
بدان تا به چین باشد آبشخورش
بر آئین چین خلعت آراستند
فراوان کلاه و کمر خواستند
همه چین همی گفت ما بنده ایم
ز بهر تو اندر جهان زنده ایم

19ـ دختر دیگر خاقان چین که شیرکپی (اژدها) او را کشته بود
(در داستان پادشاهی خسروپرویز: کشتن بهرام چوبینه شیر را و دادن خاقان دختر خود به او)



آگهی

چنان که در بالا اشاره نمودم قبل از این که بهرام داماد خاقان گردد روزی میان یک پهلوان چینی و بهرام نزاع در گرفت و بهرام بر پهلوان چین غلبه کرده او را کشت.
این پیروزی نام بهرام را بلند کرد و پهلوانی او زبانزد خاص و عام شد تا به گوش خاقان و خاتون رسید. آنها بهرام را احضار کرده و از او خواستند که اژدهایی به نام شیر کپی که دختر آنها را خورده بکشد. بهرام پذیرفت و به جنگ اژدها رفت:
بدان شیر کپی چو نزدیک شد
تو گفتی برو کوه تاریک شد
کمان را بمالید و بر زه نهاد
ز یزدان نیکی دهش کرد یاد
بغرید و برزد بر آن سنگ دست
همی آتش از کوه خارا بجست
همی آمد آن اژدهای دژم
که بهرام را اندر آرد بدم
بزد نیزه ای بر میان دده
که شد سنگ خارا بخون آزده
وزان پس به شمشیر یازید مرد
تن اژدها را بدو نیم کرد
سر از تن جدا کرد و بفکند خوار
وزان پس فرود آمد از کوهسار
به نزدیک خاقان خرامید شاد
سخن های گیتی همه کرد یاد

جمال الدین حائری در سال 1293 در ساری متولد شد. او شاهنامه خوانی را در 5 سالگی نزد برادر بزرگترش آغاز کرد. او این کتاب را در سال 1370 نوشت اما کتاب در تابستان 1383 برای اولین بار به چاپ رسید. جمال الدین حائری چند سال پیش درگذشت. پسر ایشان محمدرضا حائری در مقدمه کتاب در باره پدرش می نویسد: «هنوز در 90 سالگی چون به داستان سهراب می رسند و آن را به آخر
می رسانند سخت می گریند و اگر سرحال باشند با 4 حالت و مایـه موسیقـی اشعـار شاهنامه
را به آواز می خوانند.»

Loading Facebook Comments ...