زنان شاهنامه: از تهمینه تا سودابه

پ پ پ

21ـ همراهی سه بت روی در عروسی زال و رودابه
(در داستان پادشاهی منوچهر: خشم گرفتن مهراب بر سیندخت)
سیندخت همسر مهراب کابلی مادر رودابه از همسرش اجازه گرفت که پیش سام سوار برود. در این راه سه بت روی او را همراهی کردند. استاد طوس چنین سروده است:
سه بت روی با او به یکجا بدند
سمن پیکر و سرو بالا بدند
گرفته یکی جام هر یک به کف
پر از سرخ یاقوت و دُرّ صدف
به پیش سپهبد فرو ریختند
همه یک به دیگر بر آویختند
چو دید آنچنان پهلوان پر خرد
ستائید او را چنان چون سزد

22ـ پنج فرستنده رودابه
(در داستان پادشاهی منوچهر: رفتن کنیزکان رودابه به دیدن زال زر)
رودابه پنج کنیز را روانه کاخ و آسایشگاه زال می نماید و آنها پیش خادم زال تعریف بسیار از رودابه می نمایند و خادم گفتار آنها را برای زال بیان می کند و زال آن پنج فرستنده را احضـار و بـه هـر یـک هـدیه شایسته ای می دهد و غلام زال در معرفی دستان سام پیش پرستندگان چنین می گوید:
شه نیمروز است و فرزند سام
که دستانش خوانند شاهان بنام
پرستندگان در معرفی رودابه می گویند:
که ماهی است مهراب را در سرای
به یک سر ز شاه تو برتر به پای

23ـ بنده تهمینه
(در داستان پادشاهی رستم و سهراب: آمدن تهمینه دختر شاه سمنگان به نزد رستم)
در شب دیدار رستم با تهمینه حکیم ارجمند فردوسی دانشمند چنین می سراید:
یکی بنده شمعی معنبر به دست
خرامان بیامد به بالین مست



آگهی

سخن گفته آمد نهفته به راز
در خوابگه نرم کردند باز
24ـ پرستندگان سودابه دختر شاه هاماوران
(در داستان رستم و سهراب: به زن خواستن کاووس سودابه دختر شاه هاماوران را)

چون پادشاه هاماوران سودابه را به همسری کیکاوس داد به همراه او سیصد پرستنده روانه کرد. به علاوه چهل عماری هزار شتر و اسب و دینار جهیز به همراه عروس فرستاد. فردوسی عالیقدر چنین می سراید:
بیاورد پس خسرو خسته دل
پرستنده سیصد عماری چهل
به بسته همه لشگرش را میان
پرستنده در پش ایرانیان
هزار اشتر و اسب و استر هزار
ز دیبا و دینار کردند یار
ز هودج فرو هشته دیبا جلیل
سپاه ایستاده رده خیل خیل

جمال الدین حائری در سال 1293 در ساری متولد شد. او شاهنامه خوانی را در 5 سالگی نزد برادر بزرگترش آغاز کرد. او این کتاب را در سال 1370 نوشت اما کتاب در تابستان 1383 برای اولین بار به چاپ رسید. جمال الدین حائری چند سال پیش درگذشت. پسر ایشان محمدرضا حائری در مقدمه کتاب در باره پدرش می نویسد: «هنوز در 90 سالگی چون به داستان سهراب می رسند و آن را به آخر
می رسانند سخت می گریند و اگر سرحال باشند با 4 حالت و مایـه موسیقـی اشعـار شاهنامه
را به آواز می خوانند.»

Loading Facebook Comments ...