مصاحبه اختصاصی سلام تورنتو با دکتر هما هودفر

دکتر هودفر: فمینیزم غربی نیست، در زمان قاجار ما انجمن های فمینیستی داشتیم!

پ پ پ

در مورد تاریخچه جنبش زنان در ایران خیلی کم می دانیم ـ ما در زمان قاجار انجمن های فمینیستی داشتیم ـ اساسنامه بعضی از انجمن های آن زمان را در دست داریم ـ سومین کنگره زنان شرقی در 1932 در تهران برگزار شد ـ مسئله زنان مسئله ای جهانی است.

سرویس گزارش سلام تورنتو

وقتی خانم هما هودفر را در 9 مارچ سال گذشته در ایران بازداشت، و سپس به مدت 112 روز در زندان اوین زندانی کردند، فقط کامیونیتی ایرانی ـ کانادایی نبود که برآشفت؛ در سراسر کانادا موجی از اعتراض برخاست.

دانشگاهیان، روزنامه نگاران، هنرمندان و نویسندگان و فعالان اجتماعی و حقوق بشر از کانادا و از بسیاری کشورهای جهان خواستار آزادی فوری وی شدند.

کامیونیتی ما، در کنار دیگران، از دولت کانادا خواست تمام امکاناتش را جهت آزادی سریع هما هودفر پروفسور مردم شناسی دانشگاه کنکوردیای مونتریال به کار گیرد.

آن ایام گذشت و خوشبختانه خانم هودفر از زندان رهایی یافت و به کانادا بازگشت. و ما خوشحالیم این هفته در آستانه روز جهانی زن فرصت یافتیم با ایشان که برای سفری کوتاه به تورنتو آمده بودند، دیدار و مصاحبه کنیم.

بخش اول مصاحبه را این هفته و بخش دیگری از آن را هفته آینده تقدیمتان می کنیم.

جایگاه زنان ایرانی در مقایسه با زنان کشورهای دیگر خاورمیانه

سلام تورنتو: شما جایگاه زنان ایرانی را در مقایسه با وضعیت زنان در دیگر کشورهای خاورمیانه چگونه می بینید؟

هما هودفر: «مشکلی که ما ایرانی ها داریم این است که فکر می کنیم در خاورمیانه از همه آنهای دیگر جلوتریم و فقط کمی مانده مثل اروپایی ها شویم. این خود بزرگ بینی مشکل بزرگ ماست.

من هم وقتی در مصر بودم، اول همینطور فکر می کردم. برای مثال، هیچ نمی دانستم زنان ترک حق رای خود را در سال 1934 یا 1935 به دست آوردند، نمی دانستم که جنبش زنان مصر یکی از بزرگترین جنبش های زنان در دنیا بوده، و نمی دانستم در سال 1928 جنبش زنان مصر پیشرو در جنبش بین المللی زنان بوده. جنبش زنان مصر از جنبش های دیگر زنان منطقه نیز خیلی پشتیبانی می کرده. زنان مصر چون می دانستند که جنبش های زنان در کشورهای دیگر خاورمیانه پول چندانی برای پرداخت سهمیه خود ندارند، از جانب خود حق سهم بیشتری در جنبش بین المللی زنان می پرداختند تا حداقل به جای سهمیه زنان عرب حساب شود. یعنی سخاوتمندانه از جنبش بین المللی زنان حمایت می کردند. ما در ایران اگر هم درباره جنبش زنان بدانیم، تنها درباره چند جنبش آنها می دانیم که البته خیلی هم مهم بوده.

ولی درباره تاریخچه جنبش زنان در ایران، حالا از زمان نهضت تنباکو به این طرف، خیلی کم می دانیم؛ اصلن حوصله نداریم بخوانیم، یعنی حتی کتاب خاطرات تاج السلطان دختر ناصرالدین شاه را شاید شنیده باشیم (ولی نخوانده ایم)، تا به حال من فقط از چهار یا پنج نفر شنیده ام که تمام آن کتاب را خوانده اند در حالی که هم فارسی آن هست و هم انگلیسی آن.

برای مثال ما فمینیست های نسل قبل عملن تشویق نشده ایم که تاریخمان را بخوانیم، و ما یک خلق و خویی داریم که از سوغاتی های پهلوی است، که همیشه فکر می کنیم ما از همه خاورمیانه جلوتر بوده ایم چون تاریخ طولانی تری داریم. حال اینکه تاریخ مصر از تاریخ ما طولانی تر است، و یا چین هم تاریخ طولانی دارد. یعنی کمی حالت خود بزرگ بینی داریم. یعنی رقابت منفی می کنیم؛ اگر خودمان موفق نباشیم می خواهیم دیگران هم موفق نباشند، یعنی به جای آنکه اگر شما موفقید من بخواهم از شما موفق تر شوم و سعی کنم از شما بهتر باشم، به نحوی می خواهم شما را پایین بیاورم تا بلکه به این نحو خودم را بالا بکشم. این را در بازیهای بچه گانه مان هم می بینیم. این بچه گانه است؛ به نظر من منم منم زیاد داریم؛ و حالا که نمی توانیم منکر شویم خانم های اروپایی و آمریکایی حقوق بیشتری از ما از نظر قانونی دارند، به نحوی می گوییم که بقیه زنان منطقه مبارزات کمتری کرده اند؛ در حالی که مثلن در عربستان سعودی با آن رژیم سخت، خانم ها برای حق رانندگی کمپین می کنند و زندان می روند ولی میایند بیرون و کمپین می کنند. چند سال پیش چون ورزش در آنجا جزو درسهای زنان در مدارس نیست، خانم های جوان جنبشی را شروع کردند به اسم  Let her get fat که از طریق اینترنت سعی کردند در جهان همه جا در این باره صحبت شود.

فمینیزم غربی نیست
در ایران در بازجویی ها به من می گفتند: «اسلام همه حقوق زنان را دارد و ما احتیاجی به فمینیزم نداریم و فمینیزم غربی ست»، و من می گفتم: «نه اتفاقن فمینیزم غربی نیست، در زمان قاجار ما انجمن های فمینیستی داشتیم، منتها آنها کلمه فمینیست را به کار نمی بردند»، ترجمه کلمه فمینیزم در فارسی «بانوئیان» است و ما اساسنامه بعضی از این انجمن ها را در دست داریم، برای نمونه اساسنامه «انجمن بانوئیان» را که در سال 1293 نوشته شده و امضا شده اش در دست من است که حق آموزش و حق رای را لازمه بهتر شدن شرایط زندگی زنان می دانستند.

تفاوت جنبش های فمینیستی ایران و غرب
فرق جنبش های فمینیستی ایران و غرب این بود که در ایران مردان از اول جزو آن بودند. یعنی مردان هم جزو جنبش های بانوئیان بودند، و مردان هم می توانستند «بانوئیان» باشند، برای آنکه مشکل زنان را فقط مشکل زنان نمی دیدند، مشکل اجتماع می دیدند، و این مشکل مردان هم بود.

و من به بازجویانم می گفتم که: «من اصلن فمینیزم و بخصوص فمینیزم جهانی را در ایران یاد گرفتم، از تاریخ ایران و تاریخ مصر و تاریخ پاکستان و تاریخ هند یاد گرفته ام. و این اول بار از لبنان شروع شد، که در سال 1928 فکر می کنند که ما باید یک کنگره بزرگ داشته باشیم، در اول به آن می گویند «کنگره زنان مسلمان»، و بعد در سوریه و لبنان و مصر تعداد بسیاری خانم های مسیحی و یهودی اهل آن کشورها گفتند: «پس ما چی؟» پس تبدیلش کردند به «کنگره زنان عرب»، بعد آنهایی که غیر عربند مثل ایرانی ها و هندی ها و ترک ها گفتند: «پس ما چی؟» به این ترتیب در عرض یکسال این جنبش تبدیل شد به «کنگره زنان شرقی» The Congress of Oriental Women  که ژاپن و فیلیپین و غیره هم جزوش بودند.

دومین کنگره بعد از 1928 در دمشق و سومین کنگره در 1932 در تهران برگزار شد و چهارمین آن در بغداد بود. اسناد کنگره ای که در 1932 در ایران برگزار شد چند سال پیش به کوشش خانم افسانه نجم آبادی و آقای غلامرضا سلامی چاپ گردید.

بنابر این جنبش های فمینیستی در ایران بوده، در مصر بوده، در ترکیه بوده، و اینها از همان موقع تماس های بین المللی داشته اند و از همان موقع می دانستند که مسئله زن مسئله ای نیست که فقط در چارچوب مرزهای یک کشور حل شود؛ مسئله زنان مسئله بزرگتری است، مسئله ای جهانی است.»

بخش بعدی گفتگوی ما با پروفسور هما هودفر را هفته آینده ملاحظه کنید.

Loading Facebook Comments ...