قسمت سوم

بلوچستانی که من دیدم

پ پ پ

تا آن‌ زمان نه‌ دیده و نه‌ شنیده بودم که در ایران چنین روشی را برای رام کردن شترها به‌ کار برند. وقتی این مطلب را با‌ آموزگار دبستان درمیان گذاردم گفت: «همان‌ طور که مشاهده می‌ کنید بلوچ‌ ها زندگی سخت و طاقت فرسائی دراین‌ قسمت از خاک وطن دارند. گرمای طاقت‌ فرسای منطقه، خشکی هوا، کمبود بارندگی، کمبود آب و ناسالم بودن آن، کمبود مواد غذائی، کمبود علوفه برای دام‌ ها، کمبود مدرسه و بهداشت، نبودن امنیت و سلامتی برای زندگی به‌ آن‌ ها آموخته که بایستی برای به ‌دست آوردن هرچیزی که لازمه زندگی‌است مبارزه کنند» و به‌ دنبال آن اشاره کرد که: «شما خود شاهد بودید که راهنمایان شما جز با اسلحه از خانه بیرون نمی‌آیند، در این ‌جا غذا و آب راحت به‌ دست نمی‌آید، مبارزه برای زنده ماندن یک ‌نوع تنازع بقاء دائمی‌ است چرا که در واقع مردم بلوچستان از نظردولت و دستگاه‌ های اداری مرکز، فراموش شده ‌اند، طرح‌های عمرانی به‌ هیچ‌ وجه برای‌ این‌ منطقه به مورد اجرا گذاشته نمی ‌شود، آن چه‌ هم که آباد بوده هر روز جای خودرا به‌ ویرانی می‌ دهد، امنیت زندگی بلوچ بستگی به‌ قدرت اسلحه او دارد، دراین‌ جا فقط زور حاکم است و تعجبی هم ندارد که آن‌ ها با شترهای خود چنین بی ‌رحمانه رفتار‌ کنند، زور و دفاع از خود فرهنگ خاص مردم این خطه وجزء لاینفک آداب و رسوم آن‌ هاست».

همان‌ روز در محدوده کپرها تعدادی از زنان بلوچ را مشاهده کردم که نان می‌ پختند، تنورهای آن‌ها شباهتی به ‌تنور نانوائی در شهر‌ها و حتی روستا ها نداشت. گودال‌هائی درزمین حفر و در اطراف دیواره آن‌ چند قطعه سنگ صاف و صیقلی نصب کرده بودند. در انتهای گودال با‌ استفاده ازچوب و شاخه‌ های درختان آتش می‌ افروختند تا سنگ‌های دیواره به‌ اندازه کافی داغ و تفته شوند. قبل از چسباندن چانه‌ های خمیر به‌ آن‌ ها سطح سنگ‌ ها را با پارچه‌ ای تمیز می‌ کنند تا دوده‌هائی ‌که براثرسوختن چوب‌ ها ایجاد و بردیواره‌ ها نشسته است پاک شود. چانه خمیرها پس از دقایقی چنـد پختـه و بـرای خـوردن آماده می ‌شونـد. نانـی‌ کـه با این روش به‌ دست می‌ آید با‌ این‌ که ضخامت دارد ولی مغز پخت و خوش خوراک است چرا که از آرد گندم خالص تهیه می‌ شود.

نظر به ‌این‌ که هر خانواری به‌ اندازه مصرف خود نان می‌ پزد لذا هیچ خانواده‌ ای نان برای فروش ندارد و هرتازه‌ واردی که به ‌قریه وارد می‌ شود لاجرم می‌ بایست برای مصرف خود آرد همراه بیاورد. البته بلوچ‌ ها مهمان ‌نواز‌تر از آن هستند که مهمان نا‌خوانده را از در برانند.



آگهی
در حال آماده کردن گوشت شکار برای غذای صحرایی

در حال آماده کردن گوشت شکار برای غذای صحرایی

لذا از انصاف به دور است کسانی‌ که برای مدتی طولانی به ‌منطقه می‌ آیند شریک نان‌ مردمانی چنین فقیر ودر عین حال مهمان‌ نواز باشند. ما نیز یک گونی آرد با خود آورده بودیم که یکی از زنان بلوچ زحمت پخت آن‌ را به‌ گردن گرفته بود.

دامداری و دامپروری و کار در نخلستان‌ ها کارعمده اهالی در منطقه بود که البته بایستی خرید و فروش اجناس قاچاق را نیز به‌ آن اضافه کنم. اجناس قاچاق را از بلوچستان پاکستان و یا از بنادر دریای عمان به‌ منطقه حمـل و در ایرانشهـر و زاهدان به‌ فروش می ‌رساندند.
غذای اصلی مردم بیشتر نان و خرما بود که از خرمای تهیه شده در نخلستان‌ های اطراف گل‌مورتی تأمین می‌ شد.

در یکی از روزها به‌ اتفاق آموزگار دبستان که از همان ابتدا صمیمیتی خاص با ما پیدا کرده و شوق آن داشت تا ما را با وضع زندگی و خصوصیات مردم آن ناحیه آشنا کند به ‌دیدن یکی از نخلستان‌های موجود در آن حوالی رفتیم.

گرچه فصل چیدن و انبار کردن خرما گذشته بود ولی دیدن نخلستان‌ها و توضیحاتی‌ که آموزگار دبستان درمورد کار آن‌ ها می‌ داد برایمان جالب بود و تازگی داشت.

در میان نخلستان آثاری ازچند اطاق ـ که در آن‌ موقع سقفی بر روی آن دیده نمی ‌شد ـ از تنه وشاخ و برگ درختان خرما برپا شده بود که کف آن بیش از یک ‌متر از سطح زمین بالاتر قرار داشت. خرما‌چینان و خانواده آن‌ ها در مدتی که برای چیدن و انبارکردن خرما به‌ نخلستان می‌‌ آمدند شب‌ ها برای مصون بودن از گزند حیوانات وحشی به‌ خصوص کفتارها که در منطقه فراوان بودند درآن اطاق‌ ها استراحت می‌ کردند.

اغلب ساکنین ناحیه مالک یک یا چند درخت خرما دراین نخلستان‌ ها بودند که در فصل برداشت خرما به ‌یکدیگر کمک می ‌کردند. آن ‌هائی ‌که بیش از مصرف خانواده خود درخت خرما داشتند مازاد محصول را برای فروش به ‌ایرانشهر و یا شهرهای نزدیک می ‌بردند.
روزهائی‌ که برای بازدید منطقه به‌ اطراف می‌ رفتیم در بیابان‌ ها شاهد پرواز پرندگان زیبائی شبیه کبک و تیهو بودیم که در دسته‌ های کوچک و بزرگ پرواز می‌ کردند. شکار این پرندگان در منطقه متداول و گه‌گاه در میان سفره بلوچ‌ ها دیده می‌شد.

پرنده‌های فوق به دلیل سرد بودن هوای کویر در شب‌ ها، سحرگاهان که پرتو گرم کننده خورشید بر قلوه‌سنگ‌ های موجود در کنار رودخانه‌ می ‌تابد و آنها را گرم می‌ کند به‌ صـورت جمع و یا جدا جدا روی سنگ‌ ها می‌ نشستند و سینه به ‌سنگ‌ ها می ‌چسباندند تا خود را گرم کنند. شکارچیان چیره‌ دست بلوچ نیز از این فرصت‌ ها استفاده کرده و اغلب دست پر به‌ خانه می‌ روند.

توضیح: «در آن نواحی بلوچ‌ ها برای شکار پرندگان اغلب ازتفنگ‌ های گلوله ‌زنی استفاده می‌ کردند».

زن های بلوچ در حال پختن نان

زن های بلوچ در حال پختن نان

راهنمایان ما به‌ خصوص قادر پسرکدخدا نیز درشکار پرندگان چیره دست بود و چند بار درطول راه تعدادی پرنده شکار و بلافاصله سر از تن آن‌ ها جدا وبا تهیه آتش غذای لذیذی از گوشت آن‌ ها برایمان تهیه نمود.

دیدن چیره‌ دستی او در تیر‌اندازی چند بار من و همکارم را بر سر شوق آورد تا تفنگ از دست او گرفته مهارت خودرا در شکار به‌ آزمایش بگذاریم.

‌در روزهای اول، تفنگ را با ‌احتیاط به ‌دستمان می ‌دادند ولی پس از چند بار که چیره دستی ما را در استفاده از ‌اسلحه دیدند با شوق آن‌ را دراختیار ما می گذاشتند و تشویق به‌ شکار پرندگان می کردند.

دریکی از روزها قادر پسر کدخدا اسلحه کمری خودرا که یک کولت بلژیکی بود ازکمر باز کرده به‌ من داد و گفت: «بهتر است تا زمانی ‌که دراین‌ منطقه کار می‌ کنید این‌ اسلحه را با خود داشته باشید».

با این‌ که بارها در مأموریت‌ های اداری خود دراستان‌ های کردستان و کرمانشاهان و شهرهای مهاباد، سقز وبانه از اسلحه‌ های مختلف برای تیراندازی استفاده کرده بودم ولی تا‌ آن‌ موقع هیچ‌ گاه با اسلحه کمری مشابه آن تیراندازی نکرده و هیچ‌ گونه اطلاعی از طرز کار آن نداشتم لذا فورا» ضمن تشکر از او درخواستش را رد کردم چرا که می ‌ترسیدم ژاندارم‌ ها آن ‌را نزد من یافته برایم دردسر بیافریند.

محمد سطوت ـ در سال 1311 در یک خانواده کارگری در شرق تهران به دنیا آمد. پس از دوره ابتدایی در یکی از چاپخانه های تهران مشغول کار شد.

در سال 1340 با اخذ دانشنامه لیسانس در قسمت منابع آب وزارت نیرو مشغول کار گردید. شوق فراوان او برای کار و فعالیت در خارج از محیط اداری سبب شد تا با گرفتن ماموریت های متعدد خارج از مرکز از بیشتر نقاط مختلف کشور بازدید و گزارشات مبسوطی برگرفته از مطالعات منابع آب و موقعیت های آب های زیرزمینی مناطق فوق تهیه نماید.

ماموریت های او ضمنا سبب گردید تا با آشنایی از وضع مردم روستاها و خصوصیات فولکوریک مردم آن نقاط مطالبی تهیه و در دوران بازنشستگی آنها را به صورت داستان منتشر نماید.

Loading Facebook Comments ...