از آن دیار در این دیار

پ پ پ

عدل مظفر

فصل تعطیلی مدارس بود و من بیشتر روزها را در منزل به مادرم کمک می کردم. وقتی هم که مادرم نبود، مشغول گلدوزی و کارهای هنری می شدم. یک روز که تنها بودم و مادر خانه نبود تلفن زنگ زد، همان تلفن مشکی زیمنس. به طرف تلفن رفتم. صدای مردی بود که نمی شناختمش. شروع به حرف زدن کردیم، او از خودش گفت ومن هم که تنها بودم از خودم. این ارتباط تلفنی ادامه پیدا کرد و من هم که دلم میخواست او را ببینم دل توی دلم نبود. ولی آن روزها من اجازه تنها از خانه بیرون رفتن را نداشتم. احساس می کردم که سخت عاشق شده ام. حرف هایی که میزد به نظرم زیبا می آمد و قرار نداشتم که این شاهزادهء سوار بر اسب سفید را ببینم. در نتیجه با خودم فکر کردم که حقیقت را به مادرم بگویم و از او راهنمایی بخواهم.

یک روز که همه چیز مرتب بود قضیه را کامل برایش گفتم. البته مادرم چون زن تحصیل کرده ای بود و خود خاطره ای تلخ از عشقی ناکام داشت گفت: «باشه دخترم.میریم می بینیمش». روزبعد که تلفن کرد،قرار گذاشتیم خیابان بهارستان، زیرعدل مظفر، پشت مجلس شورا. با مادرم رفتیم سر قرار.از آنجا که آقا پسر خیلی از خودش تعریف کرده بود، من منتظر مرد خوش تیپ و بلند قدی بودم با موهای مشکی. از اضطراب آدامس می جویدم.



آگهی

نزدیک شدیم. مادرم گفت: «آدامست رو در بیار». آدامس را درآوردم و محکم توی دستم گرفتم. ما ایستاده بودیم که دیدم مردی قد کوتاه، کچل و آبله روی زشتی جلو آمد و سلام کرد. من خشکم زده بود. دستش را دراز کرد و و و خودش را معرفی کرد. من که هول شده بودم فوری دست دادم، با همان دست آدامسی. تابستان بود و گرم. آدامس هم که خوب چسبیده بود به دستم حالا به دستهای او چسبید. خلاصه حسابی آبرو ریزی شد. من می خواستم از آنجا زود دورشوم. از آن به بعد دیگر به هیچ تلفنی که پشتش مردی غریبه بود جواب ندادم.

روایت: گ ـ ت
نگارش: شیرین مشیر پور

****

سازمان زنان ایرانی انتاریوازشما دعوت میکند، جهت ارائه خدمات پر بار به زنان وخانواده های ایرانی ـ کانادایی به ما بپیوندید.

سازمان زنان ایرانی انتاریو یک سازمان غیرانتفاعی است که در سال 1989 در تورنتوی کانادا به ثبت رسیده و فعالیتهای خود را در جهت بهبود زندگی و ارتقای تواناییهای زنان ایرانی، خانواده های ایرانی و کامیونیتی ایرانی ـ کانادایی آغاز نموده است.

یکی از پروژه هـای سازمان زنـان، که با حمایـت دولت انتاریـو و همکاری داوطلبین این سازمان انجام شده است، انتشار مجموعه داستانهایی در کتاب «از آن دیارـ در این دیار» می باشد که در آن خاطرات 40 نفر از شهروندان ارشد در مورد فرهنگ و آداب و سنن سرزمین مادریشان، گردآوری شده است. این کتاب در جهت ارتباط بین نسلها میان این مهاجران، فرزندان و نوه هایشان که ممکن است آشنایی چندانی با فرهنگ زاد و بوم سرزمین خود نداشته باشند، نقش موثری خواهد داشت. این داستانها توسط تعدادی ازداوطلبین سازمان، جمع آوری و پس از ویرایش ساختاری توسط اساتید فن، مکتوب شده است.

با قدردانی از داوطلبینی که در این پروژه سازمان زنان را یاری نمودند و با تشکر از آقای تقوی سردبیر مجله سلام تورنتو، از این پس هر هفته خاطره ای از این کتاب در مجله سلام تورنتو منتشر خواهد شد.

سازمان زنان ازشما دعوت می کند که با عضویت خود در این سازمان با ما همراه شوید تا ازبرنامه های متنوع سازمان به صورت رایگان استفاده کنید. برای اطلاعات و آشنایی بیشتر با اهداف و برنامه های آموزشی و تفریحی سازمان زنان و خرید این کتاب با دفتر سازمان با شماره 9566-496-416 تماس بگیرید. www.iwontario.com

Loading Facebook Comments ...

اولین نظر دهنده باشید