از آن دیار در این دیار

پ پ پ

تنهایی و تکنولوژی 

بعد از جنگ جهانی دوم، من در انزلی مدرسه می رفتم و تمام آرزوی من این بود که معلم بشوم. پدرم برای من که خواهر بزرگتر بودم یک چرخ خیاطی خرید تا برای برادرانم پیراهن مردانه بدوزم. من برای اینکه پدرم را راضی کنم، خیاطی را نزد یک خانم خیاط یاد گرفتم.

از پدر و مادرم خواهش کردم که اجازه بدهند من به آرزویم برسم و معلم شوم و در کنارش برای برادرانم خیاطی هم بکنم. پدرم پذیرفت و برایم یک دستبند طلا خرید که من همیشه آن را برای خودم به یادگار نگهداشتم.



آگهی

چند سال بعد پدر و مادرم تصمیم گرفتند به خاطر 6 برادرم به تهران نقل مکان کنند تا آنها بتوانند تحصیلات عالیه داشته باشند ولی من در انزلی ماندگار شدم و دیپلم را که تا کلاس 11 بود گرفتم. در همان سال استخدام اداره فرهنگ شدم و با عشق و شادی فراوان مشغول به کار شدم و با قایق باید به محل کارم می رفتم.

با همه عشق و علاقه ای که به کارم داشتم ولی دوری از پدر و مادر و 6 برادر و 2 خواهرم مرا آزار می داد و انتقال من هم به تهران امکان پذیر نبود. در نتیجه من با مادر بزرگم و دختری که او را از بچگی برای کمک در کارهای منزل به خانه خود آورده بود زندگی می کردم و به دوری از خانواده خودم هم عادت کردم.

بعد از سالها که دقیقا به خاطر ندارم اعلام شد که دولت به بندر انزلی خط تلفن خواهد داد. خبر خیلی خوبی برای من دور از خانواده بود. سرانجام این اتفاق افتاد و ارتباط ما با تهران برقرار شد. بعد از آن رادیو به انزلی آمد و من با اولین حقوقم یک رادیو خریدم. مادر بزرگ من می گفت چطور ممکن است اینهمه موزیک و اخبار از این جعبـه پخش می شود ولی خودشان را نمی شود دید. من گفتم مادر بزرگ صبر داشته باش که آنهم به زودی خواهد آمد و البته مدتها طول کشید تا رادیو خبر داد که در آبادان تلویزیون آمده است و بزودی به مغازه ها و فروشگاه های انزلی تلویزیون از آبادان خواهد رسید. البته پیش از تلویزیون مردم نیاز به برق داشتند.

بعد از برق کشی نوبت به در باز کن های برقی رسید که بزرگترین نعمت برای حیاط های بزرگ انزلی بود که تا پیش از آن وظیفه پسرهای خانواده بود تا بخصوص در شب و فانوس به دست در حیاط را باز کنند.

روایت و نگارش: ف ـ ن

****

سازمان زنان ایرانی انتاریوازشما دعوت میکند، جهت ارائه خدمات پر بار به زنان وخانواده های ایرانی ـ کانادایی به ما بپیوندید.

سازمان زنان ایرانی انتاریو یک سازمان غیرانتفاعی است که در سال 1989 در تورنتوی کانادا به ثبت رسیده و فعالیتهای خود را در جهت بهبود زندگی و ارتقای تواناییهای زنان ایرانی، خانواده های ایرانی و کامیونیتی ایرانی ـ کانادایی آغاز نموده است.

یکی از پروژه هـای سازمان زنـان، که با حمایـت دولت انتاریـو و همکاری داوطلبین این سازمان انجام شده است، انتشار مجموعه داستانهایی در کتاب «از آن دیارـ در این دیار» می باشد که در آن خاطرات 40 نفر از شهروندان ارشد در مورد فرهنگ و آداب و سنن سرزمین مادریشان، گردآوری شده است. این کتاب در جهت ارتباط بین نسلها میان این مهاجران، فرزندان و نوه هایشان که ممکن است آشنایی چندانی با فرهنگ زاد و بوم سرزمین خود نداشته باشند، نقش موثری خواهد داشت. این داستانها توسط تعدادی ازداوطلبین سازمان، جمع آوری و پس از ویرایش ساختاری توسط اساتید فن، مکتوب شده است.

با قدردانی از داوطلبینی که در این پروژه سازمان زنان را یاری نمودند و با تشکر از آقای تقوی سردبیر مجله سلام تورنتو، از این پس هر هفته خاطره ای از این کتاب در مجله سلام تورنتو منتشر خواهد شد.

سازمان زنان ازشما دعوت می کند که با عضویت خود در این سازمان با ما همراه شوید تا ازبرنامه های متنوع سازمان به صورت رایگان استفاده کنید. برای اطلاعات و آشنایی بیشتر با اهداف و برنامه های آموزشی و تفریحی سازمان زنان و خرید این کتاب با دفتر سازمان با شماره 9566-496-416 تماس بگیرید. www.iwontario.com

Loading Facebook Comments ...

اولین نظر دهنده باشید