کانادا و پرونده خاوری

پ پ پ

به «کانادا دی» نزدیک می شویم.

کانادا یکی از بهترین کشورهای جهان، و از دید بسیاری از ما: بهترین کشور جهان است.

ما همه مسئولیم به ارتقای کمی و کیفی کانادا اهمیت دهیم. آن را همچنان در صدر نگه داریم.



آگهی

برایان مالرونی نخست وزیر کانادا در سالهای 1984 تا 1993، چند شب پیش در مصاحبه با CTV گفت: «مهاجران با خود پویایی، قدرشناسی، و علاقمندی می آورند… مهاجران با خـود نبـوغ کسی را می آورند که با خانواده اش به دنبال آزادی و پیشرفت است.»

Immigrants bring “dynamism … appreciation, enthusiasm, and they bring the genius of a man with his family looking for freedom and advancement….This is what kept Canada in the prosperity business for so long — and the United States.”

جاستین ترودو نخست وزیر کنونی کانادا نیز بارها تاکید کرده «کانادا نه علیرغم وجود مهاجران، بلکه به علت وجود مهاجران به موفقیت های فرهنگی، سیاسی و اقتصادی، دست یافته.»

“We know that Canada has succeeded—culturally, politically, economically—because of our diversity, not in spite of it”

در رده بندی های جهانی که هر سال از سوی سازمانهای بین المللی نظیر سازمان ملل متحد اعلام می شود، کانادا معمولا جزو بهترین چند کشور اول دنیا است.

در جدول معتبر رده بندی کشورهای جهان از نظر میزان فساد مالی ـ اداری  Corruption Perceptions Index که هر سال از سوی سازمان Transparency International منتشر می شود، برای سال 2015 کانادا با 83 امتیاز در مکان نهم است. دانمارک، فنلاند و سوئد در مقامهای اول تا سوم جدول هستند، یعنی کمترین میزان فساد مالی Corruption را دارند.

کشورهای آلمان، لوکزامبورگ و بریتانیا در مکانهای دهم تا دوازدهم بعد از کانادا قرار دارند.

بسیاری از مهاجران جدید کانادا از کشورهایی آمده اند که در ته جدول مذکور قرار دارند؛ کشورهایی که فساد مالی ـ اداری، رشوه دهی، و اختلاس در آنها بیداد می کند.

مهاجران و پناهندگان به کانادا، از سیستم های فاسد آن کشورها، به کلام صریح و نافذ آقای مالرونی «با خانواده شان در پی آزادی و پیشرفت» به کانادا آمده اند.

ما می خواهیم کانادا اگر امروز در میان 168 کشور جدول در مکان نهم است، سال آینده در مکانهای بهتر و بالاتر، در ردیف های اول و دوم، در کنار کشورهای دانمارک، فنلاند و سوئد باشد.

برای مهاجران و پناهندگان ایرانی تبار این موضوع اهمیت مضاعف دارد.

سالهای سال است که مهاجران ایرانی تبار به دلایل مشکلات و مسائل مرتبط با کشور زادگاهشان ایران، در سطح بین المللی، در سفر و بیزنس و کار و زندگی، با سئوالات و مشکلات مضاعف روبرو می شوند.

گاهی اپلی کیشن های بیشتری باید پر کنند، مدارک و اوراق شناسایی بیشتری باید ارائه کنند، گاهی در صفها باید بیشتر منتظر بمانند، گاهی به سئوالات بیشتری باید جواب دهند…

بگذارید مثال بزنم: کانادایی های ایرانی تبار برای سفر به آمریکا خوشبختانه نیاز به ویزا ندارند، اما اگر دوستان و اقوام غیرکانادایی شان به اینجا بیایند، و از اینجا بخواهند به آمریکا سفر کنند، نیازمند دریافت ویزا از کنسولگری آمریکا هستند.

در گزارشی از نحوه صدور ویزا در کنسولگری آمریکا در تورنتو که هفته گذشته برایتان درج کردیم، آقای اسکات رینر کنسول ارشد بخش ویزا درباره مدت ویزاهای صادره می گوید: «برای چینی ها، مدت اعتبار معمولا ده سال است، متاسفانه برای ایرانیان به دلیل مشکلات گوناگون، این ویزاها معمولا سه ماهه است.»

ما می خواهیم تبار ایرانی داشتن موجب مشکلات بیشتر نباشد، به عکس می خواهیم فرزندان و جوانان ما، که این همه در کشورهای پیشرفته افتخارات علمی و هنری و حرفه ای آفریده اند، همیشه و پیوسته بتوانند با مباهات از پیشینه و میراث ایرانی خود یاد کنند، و در همه جا احساس مساوات کنند و همیشه و همه جا از تبعیض دور بمانند.

از عوامل مهمی که گاه و بیگاه، اسباب نگرانی و تامل ایرانی تباران می شود حوادث و اتفاقات تلخ و منفی است که افرادی که پیشینه ایرانی دارند به نوعی در آنها دخیل هستند و سبب ساز انتشار اخبار تلخ و منفی در رسانه ها می شوند. در زبان انگلیسی جمله معروفی است که گویای حال ماست: One is one too many  حتی یک مورد هم زیاد است.

از اکتبر 2011 تاکنون، گزارشات و اخبار متعددی در مطبوعات و رسانه های کانادا و آمریکا در ارتباط با محمود رضا خاوری مدیرعامل سابق بانک ملی ایران منتشر شده. در بسیاری از این گزارشات، در نشریاتی چون گلاب اندمیل، تورنتواستار، واشنگتن پست، نیویورک تایمز، و فایننشیال تایمز، او را یکی از مظنونین یک پرونده اختلاس سه هزار میلیارد تومانی (2/6 میلیارد دلاری) در ایران دانسته اند و گفته اند او جهت رهایی از محاکمه به کانادا آمده است.
روزنامه گلاب اندمیل از معروف ترین روزنامه های کانادا روز جمعه 30 سپتامبر 2011 گزارش مفصلی درخصوص آمدن محمود رضا خاوری به تورنتو منتشر کرد و نوشت: «مدیرعامل بانک ملی ایران به دلیل بزرگترین اختلاس مالی ایران، سه شنبه استعفا داد و به کانادا گریخت.»

روزنامه واشنگتن پست در خبر 28 سپتامبر 2011 نوشت خاوری یکی از 22 متهم پرونده بزرگ اختلاس بانکی در ایران است.

در همان نیمه اول اکتبر 2011، گروهی از فعالان دانشگاهی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی جامعه ایرانی ـ کانادایی در نامه ای به آقای جیسون کنی وزیر وقت مهاجرت و شهروندی، نگرانی عمیق خود را نسبت به حضور خاوری در کانادا ابراز داشتند. در این نامه که از سوی بیش از 1500 تن امضا شده بود چنین آمده بود: «ایرانیان به دلیل وجود تحریم ها از سوی جامعه بین المللی، مشکلات زیادی برای انتقال پول به خارج از کشور داشته اند، به این ترتیب می پذیرید که وقتی می شنویم آقای خاوری به چه آسانی و بدون برخورد با هیچ مشکلی دارایی هایش را به کانادا منتقل کرده تا چه اندازه متعجب و نگران می شویم.»

در اپریل 2012، روزنامه 24Hours (تورنتوسان) در خبری به قلم تام گاد فری نوشت «اعضای کامیونیتی ایران ـ کانادایی خواستار آنند که محمود رضا خاوری رئیس سابق بانک ملی ایران، به ایران فرستاده شود تا به سئوالات مربوط به کلاهبرداری بزرگ 2/6 میلیارد دلاری پاسخ دهد.»

گزارش هفته گذشته رسانه اقتصادی بلومبرگ با تیتر «خصومت در آپارتمان سازی میان یک فراری ایرانی و یک تورنتویی قدرتمند» بار دیگر نام خاوری را در ارتباط با دو شکایت (سو) مطرح می کند که در این شکایت ها صحبت از کلاهبرداری مالی، اهمال، تهدید، و توطئه به میان آمده. یکی از دو سوی این پرونده ها، خاوری است، بلومبرگ در گزارش خود به پرونده «بزرگترین اختلاس در تاریخ ایران» و اینکه خاوری به اتهام دخالت داشتن در آن، مورد درخواست ایران برای بازجویی است، اشاره می کند. در گزارش بلومبرگ، صحبت از سو کردن های 60 و 105 میلیون دلاری طرفین علیه یکدیگر است طبیعی است انتشار این گونه اخبار، برای کامیونیتی کانادایی های ایرانی تبار تبعات مطلوبی ندارد. ماجرای خاوری، چندین سال است که برای بسیاری از اعضای کامیونیتی ایران ـ کانادایی و اذهان عمومی سئوالات گوناگونی را مطرح کرده و می کند:

آیا او در ارقام دهها و یا صدها میلیون دلاری پول به کانادا آورده؟ اگر پاسخ مثبت است، این پولها را چگونه آورده؟

آیا در پولشویی دست داشته؟ رابطه او با آن اختلاس عظیم چه بوده است؟

آیا او در کانادا به فعالیتهای گسترده مالی مشغول است؟ اکر پاسخ مثبت است، آیا این فعالیت ها با پولهایی که از راه قانونی به دست آورده و منطبق بر قوانین کانادا صورت می گیرد؟

آیا به اعتراض بیش از 1500 تن از فعالان اجتماعی، دانشگاهی، سیاسی و فرهنگی جامعه ایرانی ـ کانادایی در سال 2011 رسیدگی شده است؟ اگر چنین بوده، چرا هیچگاه نتیجه این رسیدگی به اطلاع افکار عمومی نرسیده است؟

بی پاسخ ماندن این سئوالات بی شک نمی تواند به کانادا کمک کند تا در جدول کم اختلاس ترین کشورهای جهان خود را به ردیف های اول و دوم برساند، به عکس شاید کانادا را از همین مکان نهم نیز پایین تر آورد.

به «کانادا دی» نزدیک می شویم. کانادا یکی از بهترین کشورهای جهان، و از دید بسیاری از ما: بهترین کشور جهان است.

ما همه مسئولیـم به ارتقای کمی و کیفی کانادا اهمیت دهیم. آن را همچنان در صدر نگه داریم.

Loading Facebook Comments ...

اولین نظر دهنده باشید