کمک های مالی دولتی برای پروژه های خلاقانه شما

چگونه افراد موفق باعث شکست ما می شوند؟!

پ پ پ

به پایان سال میلادی و تعطیلات آخر سال نزدیک می شویم. فصل سرمای امسال در تورنتو حضور خودش را قبل از شروع رسمی زمستان با بارشهای قابل توجه و هوای بسیار سرد در دو هفته اخیر اعلام کرده است. امیدوارم خانه های دلتان به همراه کانون زندگی تان در این ایام گرم باشد.

در سالیان اخیر و به لطف گسترش امکانات ارتباطی و اقبال عمومی به اطلاعات مربوط به کارآفرینان موفق جهانی، به نوعی الگو پذیری از این افراد در جامعه مخصوصا نسل جوان رشد بسیار فراوانی داشته است. اما تقلید کورکورانه از این افراد جندان موفقیت آمیز نخواهد بود. به این استدلال به عنوان مثال توجه کنید: بیل گیتس، ریچارد برانسون و مارک زاکربرگ دانشگاه را رها کردند و میلیاردر شدند! شما برای موفقیت به مدرسه نیازی ندارید!! چه پیامی از این موضوع می توان گرفت؟ برای کارآفرین شدن نباید وقتتان را در کلاس تلف کنید!! کافی است شروع کنید؟!!

کاملاً ممکن است که برانسون و بیل گیتس و زاکربرگ علیرغم مسیر انتخابی خودشان موفق شده باشند ولی انتخاب همان مسیرها الزاماً دلیل بر موفقیت من و شما نیست. چرا؟ به این خاطر که به ازای هر یک بیل گیتس موفق، هزاران کارآفرین با پروژه های شکست خورده و بدهی های سنگین بانکی و… وجود دارند. ولی کسی به آن ها توجه نمی کند.



آگهی

همه ما از این دست جملات در رسانه ها و شبکه های اجتماعی دیده و یا شنیده ایم:
هشـت کـاری که هر روز افراد موفق انجام می دهند، 20 عادت زندگی ثروتمندان، استراتژی گوگل یا مایکروسافت در تبلیغات.

ما اصولا شناسایی روش های برندگان را دوست داریم. تمایل به تمرکز بر افراد موفق در یک حوزه خاص و سعی در یادگیری استراتژی ها و روش های آنان و فراموش کردن این نکته که افراد زیادی همان استراتژی ها و تاکتیک ها را به کار گرفته اند ولی شکست خورده اند. در واقع این خطا باعث می شود که به اشتباه بیش از حد برای استراتژی ها و تاکتیک های به کارگرفته شده توسط یک فرد موفق (بازمانده) ارزش قائل شویم و ازاین نکته غافل شویم که همان استراتژی ها و تاکتیک ها برای بسیاری از مردم دیگر کار نمی کند!!!
این جا همان جایی است که باعث می شود افراد موفق باعث شکست ما شوند.

تحلیل راهبردی
اشتباهی که در بالا بیان شد به خاطر خطایی است که در دانش تصمیم گیری به آن خطای بازماندگی (Survivorship Bias) می گویند.

بگذارید حالا یک مثال کمی تخصصی تر بزنم و بیشتر توضیح بدهم:
فرض کنید که شما می خواهید ويژگی هایی که باعث می شود برخی شرکت ها یا صندوق های سرمایه گذاری، موفق شوند را بدست آورید. چه می کنید؟

می روید سراغ شرکت های موفق یا صندوق های سرمایه گذاری موفق.

در صورتی که شما باید همه نمونه ها را تحلیل کنید، هم موفق ها و هم ناموفق ها را.

چرا این کار را نمی کنیم؟ چون شکست خورده ها دیگر وجود ندارند و اگر هم هستند مشهور نیستند. به همین خاطر می رویم سراغ بازمانده ها (همان موفق ها).ممکن است به یک سری ويژگی هم برسیم اما در واقع این خطا باعث می شود که به اشتباه بیش از حد برای روش های به کارگرفته شده توسط یک شرکت/ صندوق موفق (بازمانده) ارزش قائل شویم و این نکته را فراموش کنیم که همان روش را شرکت ها و صندوق های ورشکسته هم به کار برده اند.

از این پس، با دقت بیشتری به ويژگی هایی که برای افراد موفق برمی شمرند نگاه کنیم و به خودمان یادآوری کنیم که به ازای هر بیل گیتس موفق، ممکن است هزاران فرد دیگری هم باشند که همان ويژگی را داشتند اما به جایی نرسیدند.

در ادامه به معرفی بزرگترین برنامه مالی حمایتی در کانادا جهت حمایت از افراد خلاق و کارآفرین و شرکتهای تکنولوژیکی ایجاد شده است می پردازم.

1- برنامه SR&ED یا تحقیق و توسعه علمی:
در این برنامه دولت فدرال به همراه دولتهای استانی بالغ بر 4 میلیارد دلار در سال فقط به گسترش تحقیقات صنعتی به شرکتهای خصوصی کانادایـی کمـک بـلاعـوض مالی می کنند. مهمترین هدف این برنامه، حمایت از پرورش ایده های عملی و مهندسی است که به صورت خلاقانه توسط متخصصین توسعه می یابند. این برنامه بزرگترین برنامه حمایتی دولت کانادا می باشد که برای شرکتهای کوچک و تازه تاسیس بسیار مناسب می باشد. از نظر حقوقی، شرکت متقاضی باید ثبت شده در کانادا باشد و بیشتر از پنجاه درصد سهام آن برای مهاجرین و یا شهروندان کانادایی باشد. از نظر فنی و تکنولوژیکی نیز می بایستی این تحقیقات به منظور بهبود و یا گسترش تکنولوژیکی محصول و یا فرآیندهای مهندسی مربوطه انجام شده باشد. به عنوان نمونه بایستی یک محصول جدید یا دارای فرآیند جدید با خصوصیات فنی و تکنولوژیکی بهتر از موارد مشابه در صنعت کنونی باشد.

به زبان ساده تر، می بایستی نسبت به موارد مشابه از نظر فنی، سعی در بهتر کردن عملکرد و خروجی سیستم مهندسی کرده باشد. از نمونه های عینی قابل قبول در این برنامه می توان به توسعه نرم افزاری برای عملکردهای خاص و جدید، تولید محصول جدید با کیفیت بالاتر از موارد مشابه، بهبود فرآیند تولید با راندمان بالاتر و یا مصرف انرژی و مواد اولیه کمتر و …. نام برد.

بطور خلاصه بیش از 60% هزینه حقوق و دستمزد افراد شاعل در بیزنس، 36% هزینه های پرداختی به سایر شرکتها و متخصصین کانادایی و 45% از هزینه مواد مصرفی در طول پروژه تحقیقاتی به شرکت متقاضی بصورت بلاعوض و نقدی باز پرداخت می گردد.
در انتها لازم به یادآوری است که این مشاور توانسته است که برای بیش از دهها شرکت مختلف کوچک و متوسط و بزرگ که در کانادا مشغول به کار می باشند، کمکهای مالی بلاعوض دولتی اخذ نماید. بنابر این توصیـه می شـود بـا کمـی اراده و تلاش می توانید برای شرکت و بیزنس خودتان اخذ این گونه تسهیلات مالی بلاعوض دولتی را تجربه نمایید.

اطلاع بیشتر با تماس با شماره ذیل و یا ارسال ایمیل به نشانی ذیل نسبت به برگذاری یک جلسه مشاوره رایگان جهت بررسی امکان برخورداری شرکت و بیزنس شما از انواع تسهیلات مالی دولتی اقدام نمایید.
5767-400-416 :Tel
Email: Mahdi@optimal-solution.ca

Loading Facebook Comments ...

اولین نظر دهنده باشید